استاد بخاطر رابطه جنسی مرا ناکام کرد

فریبا فارغ از دانشگاه کابل: سال آخر دانشکدۀ روانشناسی دانشگاه کابل بودم. در هفت سمستر یا اول نمره بودم یا دوم.
اما در سمستر آخر به یکباره از مضمون یکی از استادان دانشگاه که بعداً خودش رییس شد، ناکام شدم. اصلاً باورم نمیشد. شوکه شده بودم و نمیدانستم به همصنفیهایم و بدتر از آن، به خانوادهام چه بگویم.
استاد مضمون پس از آن که مرا ناکام کرد، هر بار از دور به من خیره میشد و نگاه معناداری داشت. کمکم فهمیدم که به چه فکر میکند. به همین دلیل از خیر نمرهام گذشتم و منتظر فرارسیدن امتحان مجدد ماندم.
در این جریان خبر شدم که دو تن از همصنفیهایم شکایتم را به استاد رساندهاند و از وی خواستهاند، کاغذ امتحانی که در آن ناکام ماندهام را بیرون بکشد.
استاد به آنها گفته بود که به فریبا بگویید خودش پیشم بیاید. اگر خودش تنها پیشم بیاید نمرۀ امتحاناش را میدهم و نیازی نیست دوباره امتحان بدهد؛ همصنفیهایم نیز فهمیدند که خواست استاد رابطۀ جنسی است.
حتا تصورش هم برای من سخت بود. باورم نمیشد که یک آدم میتواند تا این اندازه پستفطرت و وقیح باشد و در عین حال نام استاد را بر روی خود بگذارد.
من در مقابل این خواست مقاومت کردم. به خانوادهام چیزی نگفتم چون به خودم حمله میکردند و مرا مورد سرزنش قرار میدادند.
سرانجام روز امتحان فرارسید و با آمادهگی کامل رفتم و به خوبی امتحان دادم و خودم را از شر دانشگاه و استادان خزیده در دروناش راحت کردم و امروز حتا حاضر نیستم از کنار دانشگاه کابل هم بگذرم.
منبع: سلام وطندار
