اقامه نامه عجیب عبدالرحمن ایوبی

عبدالرحیم ایوبی :
نه حکومت داریم و نه ملت
اگر ملت میداشتیم در ظرف ۵ دقیقه همهٔاین ها ره بهدار می
زدیم
نه از افغانستان شدیم و نه از خراسان!
نه افغانی شدیم و نه افغانستانی!
نه امانی شدیم، نه کلکانی و نههم مسعودی!
نه از پوهنتون شدیم و نه از دانشگاه!
نه تو هویت، اصلیت و ارزش داری؛ نه هم من هویت، اصلیت و ارزش دارم.
میدانی تو و من در یک سرزمین مشخص زندگی میکنیم؛ اما هیچ گاه عرف و عادات، عقیده سیاسی و مذهبی و فرهنگ مشترک نداشته ایم. مهمتر از همه هیچگاه همدیگر ره نپذیرفته ایم و اصلآَ یکدیگر ره دوست نداریم. مذهب، قوم، سمت، زبان، نژاد، حزب و عقیده سیاسی من و ترا خیلی خیلی از همدیگر جدا و دور کرد.
من و تو هیچگاه ” ملت” نخواهیم شد.
من و تو هیچگاه از این ” سرزمین” نبوده ایم.
من و تو هیچگاه ” وطندار” نخواهیم شد.!
من و تو هیچگاه ” صاحب وطن” نخواهیم شد.!
این نهایتِ درد، بدبختی و بیاتفاقیست!
