
خبرگزاری رشد – کابل: در واپسین لحظات امضاء توافقنامهی صلح، خوشبینیها و نگرانیها از برآیند آن به مردم افغانستان مشهود و قابل لمس است، پس از دو دهه جنگ و درگیریهای خونین، اکنون اما توافقنامهی صلح در آخرین ایستگاه قرار گرفته است، ایستگاهی که بر سر دو راهی واقع شده است به هیچ کسی معلوم نیست که نهایت این توافقنامه به سمت جمهوریت میآید یا به جانب امارت تغییر مسیر میدهد. ظاهر امر موافقنامه میان آمریکا و گروه طالبان به امضاء میرسد، پیش شرط امضاء آن نیز وابسته به رعایت یک هفتهی کاهش خشونت بود، با اینکه در هفتهی کاهش خشونت، مقامات امنیتی افغان از رعایت آن، اظهار خوشبینی نموده بود؛ اما طی یک هفته کاهش خشونت، شاهد حملات گروه طالبان نیز بودیم، بنا به گزارش رسانهها، دست کم ۱۵ مورد حمله در ولایات مختلف از جانب گروه طالبان صورت گرفته است که در این رویدادها ۲۵ سرباز کشته و ۵۰ سرباز دیگر زخمی شده اند؛ به گفتهی مقامات امنیتی در هفتهی کاهش خشونت از مجموع ولایات افغانستان نسبت به روزهای قبل از آن، سطح خشونت و جنگها کاهش چشمگیری داشته اند، لذا در مجموع میتوان گفت که طالبان به آن پا بنده بوده اند.
اما بر علاوه مقامات امنیتی که نسبت به آن خوشبین میباشند، مردم افغانستان نیز در اوج خوشبینی قرار دارند. دو دهه جنگهای خانمان سوز، زمینهی پذیرش صلح را در بستر اجتماع به تک تک افغانها فراهم نموده است، مردم افغانستان خواهان تحقق صلح در مسیر تداوم جمهوریت اند، طی دو دهه جنگ، این مردم قربانیهای زیادی در راستای حفظ و تداوم نظام کنونی متحمل شده اند، قربانیان آن، به شمول نظامیان خطوط نبرد، مردم ملکی نیز بوده اند. در پروسههای انتخابات و ترویج دموکراسی در نظام نوپای افغانستان، مردم سهم بارز و برجستهی خویش را ادا نموده اند که از قطع انگشتان دست آنان شمرده تا قتلهای گوناگون در مسیر شاهراهها و حملات انتحاری، بیانگر سهم فعال مردم در حمایت از نظام بوده است.
طعم دموکراسی و جمهوریت در ذایقه افغانها گوارا و شیرین میباشد، آنان خواهان صلح به قیمت طرد جمهوریت نیستند؛ زیرا حاکمیت جمهوری اسلامی، طی دو دهه از ابعاد گوناگون به مردم افغانستان قابل قبول بوده است، جمهوریت، نظام کثرت گرا است که در موجودیت آن به دور از تلعقات قومی زبانی، هر شخصی که تابعیت افغانستان را دارد با درنظرداشت اصل شایسته سالاری میتواند مصدر خدمت به مردم واقع شده و در حکومت سهم فعال داشته باشند، در نظام جمهوریت هیچ مانع سمتی و زبانی فرا راه نخبگان و اقشار مختلف شهروندان وجود ندارد، تواناییهای ذاتی و اکتسابی اشخاص به دیدهی قدر نگریسته شده و هر شخص در مسیر تخصص و مهارت اش فعالیت مینماید، در این نظام رسانهها و شهروندان به عنوان ناظر جدی بر اعمال حکومت و دولتمردان سایه گسترانیده است، کثرت گرایشها و سلایق گوناگون به محدودیت و انزوا کشانیده نمیشود، حاکمان به عنوان قدرت مطلقه پنداشته نمیگردد؛ بلکه قدرت در اختیار مردم است که با به کارگیری اراده شان در روند انتخابات، زعیم و رئیس را انتخاب مینمایند، در نظام جمهوریت حکومت و دولتمردان باید در قبال اعمال و کارکردهای شان به مردم پاسخگو باشند، در صورتیکه نا رضایتی عمومی از پایین به بالا اوج بگیرد، منتج به شورش و اعتراضات مدنی میگردد که در این صورت امکان تغییر و تبدیلی مسئولان حکومت توأم با محاکمه شدن آنان وجود دارد، در عموم میتوان گفت که شاخصه عمدهی جمهوریت، کثرت گرایی و چند صدایی است که طی آن، اراده مردم به عنوان اصل اساسی در امر بقا و عدم بقای حاکمان پنداشته میشود.
در فضای سیاسی موجود، بدیل جمهوریت امارت میباشد که دست اندرکاران آن نیز طی دو دهه جنگ و درگیری در تلاش بوده اند تا از مجرای تفنگ و توسل به زور، حاکمیت شان را بالای مردم تحمیل نمایند، اما با مقاومت و پای مردی مردم افغانستان به خصوص نیروهای مسلح کشور، تا این دم تلاش شان ناکام گردیده و صرفا در حد آرزو برای آنان باقی مانده است، امارت طالبان قبل از جمهوریت کنونی به مدت پنج سال بالای مردم افغانستان حاکم بود، روزهای سیاه و خاطرات تلخ از آن زمان تا کنون در ضمیر افغانها حک گردیده است، روزهای ناگوار چوب به دستان امر به معروف و نهی از منکر آنان که مجازات هموطنان بر اساس سلیقه صورت میگرفت از خاطرهی افغانها پاک نگردیده است، همانطوری در گذشته حاکمیت آنان را تجربه نمودیم و طی دو دهه جنگ نیز شقاوت و بی رحمی شان را شاهد بودیم، تغییر قابل ملاحظهی در ایده و عملکرد آنان مشهود نیست؛ بلکه اینبار عقده مندانه تر از قبل در صدد خالی نمودن زهر چندین ساله شان به پیکر این کشور خواهند بود. در مجموع، نظام امارت یک نظام متحجر و تک صدایی است که در آن از آزادی شهروندان و آزادی رسانهها خبری نیست، حاکمان باید به مثابه یک موجود مقدس و به دور از خطا نگریسته شود هیچکسی جرأت اعتراض و صدا بلند کردن بر علیه بی عدالتی و ظلم را نخواهند داشت، در این نظام امیرالمومنین به عنوان حاکم بلامنازع بر سرنوشت مردم حاکم است که مخالفت با آن در تشابه به مخالفت با یک شخص مقدس پنداشته میشود، حقوق بشر و حقوق زن از منظر کارگزاران آن، واژههای نا مأنوس و ساخته پرداخته غرب میباشد که پیروی از آن در مخالفت کامل با ایدئولوژی افراطی آنان قرار دارد.
اکنون که پروسه صلح در واپسین لحظات خود قرار دارد، مردم نسبت به آن خوشبین اند؛ اما نگران، دلهرهگی و نگرنی مردم از این سبب است که مبادا روزهای سیاه دوران تاریک حاکمیت مطلقه امارت یکبار دیگر بر سرنوشت آنان حاکم گردد، هر چند از جزئیات توافقنامه آمریکا و طالبان کسی آگاه نیست، محتوای آن را حتی با دولتمردان افغان نیز شریک نساخته اند؛ اما چندی قبل که مسوده آن در اختیار مقامات قرار گرفته بود، کاربرد واژهی « امارت اسلامی» در آن مسوده مورد انتقاد مقامات قرار گرفته بود، سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در اعتراض به آن گفته بود که ذکر این واژه در مسوده به مثابه قبول نمودن طالبان به عنوان نظام در درون نظام پنداشته میشود؛ بنا بر این اگر این توافقنامه جمهوریت را نادیده انگاشته و مسیر را به سمت امارت کج نموده باشد به طور قطع و یقین با واکنش جدی مردم افغانستان رو به رو خواهد شد؛ زیرا بستر پذیرش امارت به عنوان نظام حاکم در جامعه چند صدایی افغانستان مورد پذیرش نیست، اگر چنین خطای آشکار از جانب مذاکره کنندگان بالای مردم افغانستان تحمیل گردد، قطعا این پروسه دچار شکست گردیده و باعث هرج و مرج داخلی خواهد شد؛ لذا امید بر آن است که جانبین مذاکره کننده خواستهها و حساسیتهای جامعه افغانستان را نیز از نظر دور نداشته باشند و در طول پذیرش نظام جمهوریت این مذاکرات به توافق بیانجامد.
