خط پایان برای حامد کرزی کجاست؟

کرزی: بزرگترین گناه غنی تکیهکردن به آمریکا برای بقای خود است
حامد کرزی، رئیسجمهور سابق افغانستان و از مخالفان کنونی دولت بعد از خود، علاقه دارد تا سیاست افغانستان را مانند یک مسابقهٔ ماراتن توصیف کند.
با توجه به صف طولانی بازدیدکنندگانی که هر روز به ملاقات او میآیند –قدرتمندان و بزرگان منطقهای، مقامات دولتی، رهبران مذهبی، ثناگویانی که با حسرت از سالهایی که او بر سر قدرت بود یاد میکنند-، این استعاره روشن میشود. آقای کرزی هرگز از دویدن در مسیر مسابقه بازنایستاده است، هرگز مانوردادن را متوقف نکرده است، و در آینده نیز این کار را نخواهد کرد.
منتقدان آقای کرزی، بهویژه نزدیکان رئیسجمهور اشرف غنی، او را متهم میکنند که با همکاری جناحهای مخالف برای بیثباتساختن دولت و بهرهبرداری از بحران ملی که درنتیجهٔ آن به وجود میآید، تلاش دارد تا به قدرت بازگردد –یا حداقل امتیازاتی را به زور کسب کند. آنها میگویند که آقای کرزی بهشکل فعالانه برای تضعیف رئیسجمهور آسیبپذیر کنونی تلاش میکند، نفوذ سیاسیاش را بر قطب مخالف حفظ کرده است، و جنبشهای اعتراضی را که برخی از خشونتآمیزشدن آنها هراس دارند تحریک و حمایت میکند.
جواب آقای کرزی به این انتقادات چیست؟ او به صراحت هرگونه تلاش برای آسیبرساندن به دولت را انکار میکند. اما با لبخندی کنایهآمیز و معنادار میگوید: «اگر افرادی هستند که با شتاب بیشتری حرکت میکنند، کسانی که عقب میمانند نباید شکایت کنند».
با تعقیب جلسات روزمرهٔ آقای کرزی که تمام طول روز را در بر میگیرند –دهها جلسات گفتوگو و مصاحبهٔ تصویری و غیرتصویری-، روشن است که او مانند کسی عمل میکند که گویا هنوز قدرت را به دست دارد.
ملاقاتکنندگان بسیاری از او درخواست میکنند تا از اهرم فشار خود در دولت استفاده کند، و او با رضایت تلفن را برمیدارد تا با یک وزیر، والی، یا سفیر تماس بگیرد. او هنوز با رهبران جهان در ارتباط است و هر هفته نامههایی را با امضای خود برای آنها ارسال میدارد.
بخش زیادی از فعالیتهای سیاسی آقای کرزی در نزدیکی ظهر اتفاق میافتد که جمعیت بزرگی برای خواندن نماز جماعت بر چمنهای بیرون از خانهاش جمع میشوند و پس از ادای نماز برای صرف ناهار به اتاق غذاخوری روشنی در طبقهٔ بالا میروند. در یک روز عادی، مقامات فعلی و سابق دولتی، جنرالها، قاضیها، بانکداران، رهبران قبیلهای، اعضای سابق طالبان و واعظانی از مساجد مهم کابل در این جمع حضور دارند.
آقای کرزی که یک داستانسرا و سخنور ماهر است، در جای خود در راس میز مینشیند.
آقای کرزی یکی از گفتوگوهای اخیر خود را در حال صرف سبزی پلو، و مرغ پختهشده با هویج مطرح میکند: «چه کسی این مسئله را مطرح کرده است که من قصد بازگشت دارم؟ من به روشنی گفتهام که این تصمیم را ندارم».
اما همین جمله کافی است تا یک مکالمهٔ پرشور راه بیندازد که سرشار از حکایتهایی از دوران قدرت او و اعتمادنداشتن مردم به دولت فعلی است. یک وزیر سابق دولت که در حالحاضر بهعنوان مشاور آقای غنی کار میکند، تأکید داشت که آقای کرزی تنها جایگزین طبیعی و امید بزرگی برای ۹۰ درصد مردم کشور است که از دولت کنونی سرخورده شدهاند.
آقای کرزی با دقت گوش میدهد. بعد سخن نیشدار دیگری را مطرح میکند.
بهنظر میآید که او میخواهد دایم این سؤال در اطراف او مطرح شود: اگر آقای کرزی قصد بازگشت به قدرت ندارد، پس دقیقاً او با افزایش فشار بر دولت فعلی که در حالحاضر نیز در لبهٔ پرتگاه قرار دارد، قصد دستیابی به چه چیزی دارد؟
این دولت در حقیقت در لبهٔ پرتگاه است. در گفتوگوهای خصوصی، مقامات افغانستان و غرب بهطور یکسان نگرانی خود را از این مسئله ابراز میدارند که ممکن است دولت آقای غنی با بحران وجودی مواجه شود که احتمال اوجگرفتن آن به همین زودی و در ماه آینده وجود دارد.
پایان ماه سپتامبر، آخرین فرصت دولت برای اجرای تعهداتی است که در معاملهٔ سیاسی پس از فاجعهٔ اختلافات انتخاباتی سال ۲۰۱۴ با میانجیگری وزیر امور خارجهٔ آمریکا جان کری مطرح شده است. قرار است که افغانستان تا آن زمان انتخابات پارلمانی را انجام بدهد، اصلاحات انتخاباتی گستردهای بهوجود بیاورد، و همچنین بهمنظور ایجاد مقام نخستوزیر برای رقیب انتخاباتی آقای غنی و شریک فعلیاش در قدرت، آقای عبدالله عبدالله، در قانون اساسی تجدیدنظر و اصلاحات بهعمل آورد. اما ماهها قبل مشخص شده بود که امکان پیشرفتن براساس برنامهٔ تعیینشده وجود ندارد و آقای کرزی علناً تأکید کرده بود که دولت آقای غنی قصد دارد بدون توجه به این تعهدات تا پایان دوران پنج سالهٔ خود ادامه بدهد.
این تنها آغاز کار است. وضعیت امنیتی کشور، باوجود افزایش دخالت نظامی آمریکا در جنگ، بهشکل فزاینده وخیمتر شده است. طالبان مناطق بسیاری را تصرف کردهاند و مناطق بسیار دیگری در تهدید سقوط هستند.
آقای غنی، تکنوکراتی پروپاقرص، ناگزیر بوده است تا تمرکز خود را بر امنیت قرار دهد و طرحهای اقتصادی او متوقف شدهاند؛ و ناگهان، او با یک جنبش اعتراضی خیابانی ازسوی قوم هزاره که دولت را متهم به تبعیض سیستماتیک میکنند به چالش کشیده میشود.
تظاهرات اخیر مورد حملهٔ بمبگذاران انتحاری قرار گرفت. در این حمله که ادعا میشود دولت اسلامی (داعش) در آن دست داشته است، حداقل ۸۰ نفر کشته شدند. اکنون تظاهرکنندگان حکومت را متهم میکنند که به شکل هدفمند آنها را در معرض این حمله قرار داده است و به آقای غنی اولتیماتوم دادهاند تا پایان مهلت تعیینشده –باز هم در ماه سپتامبر- خواستههای آنها را برآورده سازد.
در راس تمام مشکلاتی که مطرح شد، یک جنبش اعتراضی جدید و بالقوه بسیار خطرناکتر، در شمال پایتخت، کابل، درحال رشد است. این جنبش از دولت میخواهد تا پادشاه راهزن شمالی را که نزدیک به یک قرن از مرگ او توسط شلیک گلوله میگذرد، بار دیگر و اینبار با احترام به خاک بسپارد. در میان مردمی که خواستار تدفین دوبارهٔ او هستند، و تهدید به راهاندازی تظاهرات کردهاند، فرماندهان شبهنظامی شمال قرار دارند که مدتهای زیادی است به آقای غنی بدبین شدهاند و آنها نیز ماه سپتامبر را بهعنوان مهلت نهایی قرار دادهاند.
مقامات دولتی آقای کرزی و متحدان او را متهم میکنند که در تظاهراتهای اخیر دست داشته است. اما او میگوید که نه در پی فروپاشی دولت است و نه بازگشت به قدرت. او میگوید: «من هیچ شکی در این زمینه ندارم».
کرزی میگوید که او خواستار این است که مشروعیت دولت با پایان مهلت ماه سپتامبر تأیید شود و تنها راه باقیمانده برگزاری یک لویه جرگهٔ سنتی از بزرگان سراسر کشور است.
فشار آقای کرزی برای برگزاری لویه جرگه، حرکتی است که بهطور گسترده بهعنوان اقدامی مقدماتی برای بازگشت به قدرت یا حداقل استفاده از اهرم فشاری برای مذاکره و کسب امتیاز دیده میشود. قدرت او وابسته به قدرتمندان و رهبران قبیلهای است که هنوز در کنار او ایستادهاند، درحالیکه آقای غنی برای بسیاری از آنها یک بیگانه است.
همین نکته به درک این مسئله کمک میکند که آقای کرزی از یک شبکهٔ قدرت –ملی و محلی- که در طول ۱۳ سال و بیش از آن شکل گرفته است نمایندگی میکند. این شبکه احساس میکند که به تدریج تحت ریاستجمهوری آقای غنی درحال ریشهکنشدن است و اگر دولت فعلی بعد از پایان مهلت سپتامبر نیز بر سر کار بماند، بهشدت تضعیف میشود.
در قندهار، قدرتمندان محلی که ارتقای خود را به حمایتهای آقای کرزی مدیون هستند، اخیراً با مقاماتی که آقای غنی در رابطه با مسئلهٔ مالیاتها و سودآورترین منابع آنها فرستادهاند به مشکل برخوردهاند. یکی از اعضای پارلمان از شمال که اخیراً به دیدن آقای کرزی رفته بود شکایت کرده است که دولت به شکل سیستماتیک دسترسی او را قطع کرده است و تلاش دارد تا پایههای حمایت متقابل آنها را تضعیف کند. او گفته است که اگر وضعیت بدینقرار ادامه داشته باشد و آقای کرزی طرح خود را به روشنی بیان نکند، ممکن است از سفر خارجی خود بازنگردد.
اگر این شرایط به سوی یک مبارزهٔ سیاسی آشکار پیش برود، مشخص نیست که آقای غنی بتواند با بهترین شانسی که در برابر آقای کرزی دارد، امتیاز زیادی بهدست بیاورد: اینکه بحرانهای سیاسی و امنیتی فعلی ریشه در دورانی دارند که آقای کرزی قدرت را در دست داشته است، و همچنین میراث رئیسجمهور سابق برای او یک سیستم رشوهخواری، خویشاوندسالاری و فاسد بوده است…
این مسئله تاحدی برمیگردد به اینکه آقای کرزی در تلاش بوده است تا از فراست اجتماعی خود برای روشنترکردن میراث خود پس از ۱۳ سال بهدستداشتن قدرت استفاده کند.
آقای کرزی که در همسایگی ارگ ریاستجمهوری زندگی میکند، میگوید که برنامههای روزانهاش نسبت به زمانی که رئیسجمهور بود اندکی تغییر کرده است. او وقت آزاد بیشتری برای استراحت در بعد از ظهر دارد، اما صبحهای او شلوغتر هستند. او در مقایسه با زمان ریاستجمهوریاش، با افراد بیشتری ملاقات میکند. دفتر او تخمین میزند که بهطور متوسط، آقای کرزی در ماه با بیش از ۴۰۰ نفر ملاقات دارد. هر روز عید، جشن سه روزهٔ مسلمانان که دو بار در سال اتفاق میافتد، آقای کرزی دروازهها را برای پذیرش بازدیدکنندگان که گاهی شمار آنها به ۶۰۰۰ نفر میرسد باز میکند.
از لحظهای که هر روز صبح او محل اقامت خود را ترک میکند، دو دختر کوچکش او را دنبال میکنند، اما او که همیشه با عوامل سرویس مخفی همراهی میشود، همچنان در حرکت است. آقای کرزی که اکنون ۵۸ ساله است، خود را بیشفعال میداند و چهار یا پنج فنجان قهوهٔ اسپرسو در روز مینوشد.
او هنوز در میان گروههای کاملاً متفاوتی از مردم حضور پیدا میکند؛ از بزرگان شهر ارزگان که صحبتهای او را با انتقادات تند و پرشوری قطع کردند، تا گروههای جوانانی که برای صحبت از آخرین تحقیقات خود به ملاقات او میروند.
آقای کرزی آنها را به خنده میآورد، و زمانی که از شدت خنده اشک آنها جاری شد، همان اتفاقی که اخیراً برای گروهی بازدیدکنندگان از مرکز پیش آمد، به آنها دستمالکاغذی تعارف میکند.
آقای کرزی با این کارها به دنبال هرچه باشد، مقامات غربی در کابل تصدیق میکنند که او یک مدیر و سیاستمدار بامهارت است، اما الزاماً نمیتوان مفهوم روشنی از آنچه کرزی در پی کسب آن است برداشت کرد. او میتواند به شیوههای مختلفی تحت فشارهای اندک یا گسترده قرار دهد، آهنهای زیادی را در این آتش گداخته کند، و شاید آقای غنی را به سمت یک خطای جدی پیش ببرد.
اما آقای غنی نیز کاملاً بدون سرمایه نیست. وضعیت بیشتر به این بستگی دارد که رئیسجمهور چه تعداد از مخالفان بسیار زیاد خود را برای حداقل تاحدی در حاشیه نگه داشتن آقای کرزی با خود همراه کند.
آقای کرزی بُرندهترین انتقاد خود را بر مسئلهای حفظ کرده است که بهنظر او بزرگترین گناه آقای غنی است: بازکردن دروازهها، به شکل تاسفبرانگیز، برای حضور ایالات متحده و تکیهکردن بر آن برای بقای خود.
آقای کرزی که در تعطیلات چهارم جولای برای سفیر آمریکا در کابل گل و پس از آن نامهای امضاشده برای ابراز سپاس فرستاد، در مصاحبهای با خبرگزاری «نیویورک تایمز» در هفتهٔ گذشته گفت: «امریکاییها که اصلیترین شعار آنها دموکراسی است، در حال ساخت نسخهای جعلی از دموکراسی در افغانستان هستند».
در اساس او مخالف حضور آمریکا نیست، اما میگوید: او فقط از آنها میخواهد بمباندازی در کشورش و دخالت در روند سیاسی، همان اتهامی که او بر آقای کری وارد میداند و باور دارد در سفر بهاریاش با تأکید بر دوام دولت آقای غنی این کار را انجام داده است، متوقف کنند.
آقای کرزی در این مصاحبه گفت: «این دخالت آشکاری برای تضعیف حاکمیت در افغانستان است. به این کشور نگاه کنید: ما غیر از غرور و حاکمیت خود چه چیزی برایمان باقی مانده است؟ بعد یک نفر میآید –از یک سرزمین خوب و آرام، امریکا-، اینجا در کشور ما میایستد تا طول دورهٔ دولت ما را همانطور که خودش صلاح میداند تعیین کند؟ این یک توهین است.»
در همینحال، جریان ملاقاتکنندگان ادامه دارد و آقای کرزی آنها را با مثلهایی که گاهی مانند روایتی برای گذر زمان بهنظر میآیند، و گاهی مانند پیشبینی، سرگرم میکند.
در جریان صرف ناهار در یک روز، او داستانی از مسافران خسته در بیابان را مطرح کرد که از فاصلهای دور شعلههای آتش را میبینند و صدای نواختن طبل به گوش آنها میرسد. در آنجا مردانی در حال اجرای رقص محلی «اتن» هستند. مسافران تصمیم میگیرند که شب را در آنجا سپری کنند و برای اینکه میزبان با آنها احساس راحتی بیشتری داشته باشد، در رقص به آنها میپیوندند.
اما رقص همچنان ادامه پیدا میکند.
آقای کرزی به مهمانانش گفت: «یکی از مسافران که عاقلتر از بقیه بود دریافت که این رقصی شیطانی است و تمام شب ادامه خواهد داشت. صبح که برسد، هیچ نشانهای از رقص با شیاطین وجود نخواهد داشت».
او لحظهای توقف کرد و بعد به نکتهٔ آخر رسید: «ما در رقص شیطان گرفتار آمدهایم». او ادامه داد: «زمانی که خورشید بالا بیاید، شیاطین رفتهاند اما ما هنوز در همین سرزمین خشک باقی ماندهایم».
