رویکرد استراتژیک چین به افغانستان

پس از برگزاری اجلاس سه جانبه افغانستان، پاکستان و چین، اولین اقدام چین برای گسترش همکاریها با افغانستان در زمینه نظامی صورت گرفت.
برخی رسانهها از نشست مشترک وزیر دفاع دو کشور، اخباری مبنی بر گسترش فعالیتهای نظامی چین در افغانستان بهمنظور مبارزه با تروریسم منتشر کردند.
جن شو کی لیانگ وزیر دفاع چین در این دیدار گفت: «نیروهای نظامی چین برای همکاری با ارتش افغانستان و افزایش همکاری عملگرایانه پیوسته در زمینه مبادلات نظامی و مبارزه با تروریسم آماده هستند.»
وی با بیان اینکه حفظ مشترک صلح و ثبات در افغانستان و چین و تمامی منطقه به نفع شهروندان دو کشور و توسعه شراکت استراتژیک دوجانبه میان آنها خواهد شد؛ چرایی اقدام این کشور را تبیین نمود.
طارق شاه بهرامی، وزیر دفاع افغانستان، در این نشست با تاکید بر اهمیت روابط میان نیروهای نظامی دو کشور، از تمایل کابل برای توسعه همکاری با چین در زمینههای مختلف ازجمله مبارزه علیه تروریسم خبر داده است.
بدون شک توسعه روابط نظامی چین با افغانستان و آموزش نیروهای امنیتی افغان توسط چینیها به نوعی نشان از عزم چین برای ورود نظامی به افغانستان دارد.بویژه که آموزش نیروهای نظامی افغانستان توسط مقامات ارشد نظامی پکن و کابل مورد تاکید قرار گرفته است. مقامهای چینی در این دیدار تعهد سپردهاند که «تمام هزینه و تجهیزات یک لوا یا همان تیپ را در چارچوب ارتش ملی افغانستان که در بدخشان مستقر باشد، بپردازند.»
بهنظر میرسد نقطه شروع این همکاری بدخشان باشد، زیرا افغانستان در شمال شرق از قسمت ولسوالی واخان، در شرق بدخشان، با چین هممرز است. اما نحوه همکاری دو کشور بنا بر گفته سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، بدین شکل خواهد بود که نیروهای نظامی افغانستان با حمایت مالی چین، امنیت مناطق کوهستانی در مرز تاجیکستان و تاحدودی چین را تامین کنند.
واقعیت اینست که چین برای گسترش تجارت خود و نیز برای جلوگیری از سرایت گروههای تکفیری به اسم داعش از مناطق شمالی افغانستان به چین و مناطق ترکستان شرقی (سین گیانگ) به دنبال افزایش ثبات منطقه است و نشست سه جانبه به دلیل درک بحرانی شدن آینده افغانستان دارد که توسط آمریکاییها مدیریت میشود.
هر چند پکن و کابل خواهان افزایش همکاریهای دوجانبه برای از بین بردن تروریسم هستند، اما نباید دخالتهای آمریکا و ناتو در حمایت از ناامنیها و داعش را نادیده گرفت.
البته به گمان برخی، چین با ادعای مبارزه با تروریسم به دنبال افزایش نفوذ نظامی و به تبع آن نفوذ اقتصادی بیشتر در افغانستان است، اما از دیدگاه دیگر خطر گسترش تروریسم اصلی ترین عاملِ توجه چین به تحولات افغانستان است.
شاید بتوان گفت که افغانستان در عینحال که میتواند صحنه همکاریها و تعاملات باشد؛ از سوی دیگر به عرصه رقابتها، کشمکشها و تضاد منافع تبدیل شده است. روسها نیز همانند چینیها از خطر گسترش داعش در افغانستان نگرانند، به همین خاطر عنوان میکنند که با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، روند ناامنیها و توسعه تروریسم بیشتر میشود و تاثیرات مخرب آن بر منطقه نیز افزایش میباید. این در حالیست که افغانستان بار دیگر به عرصهای برای رقابت ابرقدرتهای جهان گشته است. البته به باور ما، هر چند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، این کشور را به محل و مامنی برای تروریستها قرار میدهد، اما بدون شک تقویت دولت مرکزی افغانستان و توجه به ائتلافهای منطقهای در حل بحرانهای منطقهای بویژه تروریسم و داعش، ضروریترین راهکار برای ایجاد امنیت و ثبات در منطقه است والا با حضور اشغالگران در افغانستان و بازی چندلایه غربیها، افغانستان نیز روی آرامش و ثبات به خود نخواهد دید.
