صلحی که تازیانه آینده را در قبال داشته باشد مورد پذیرش افغانها نیست
واقعیت امر این است که طالبان با قرائت رادیکالی و خوانش دیوبندی از اسلام، مخالف هرنوع پلورالیسم و تکثرگرایی در نظام سیاسی شان میباشد، مفاهیمی همچون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای دینی - مذهبی در قاموس آنان معنی ندارد، بلکه هر آنچه که سازگار با ایدئولوژی شان باشد قابل قبول است

خبرگزاری رشد – کابل: انتشار هدفمندانه منشور گروه طالبان در سایتهای خبری و فضای مجازی واکنش اکثریت افغانها را بر انگیخت، در این منشور که تمام فصلها و مواد آن در راستای تشکیل یک نظام اسلامی با قرائت طالبانی تدوین گردیده بود، نوستالژیک دوره سیاه حاکمیت طالبان را در اذهان مردم افغانستان تداعی میکرد، در این منشور جدا از ریز موارد و نکات نه چندان مهم آن، تعریف ساختار نظام تشکیلاتی و نوعیت آن تحت عنوان « امارت اسلامی» بیش از حد برای مردم افغانستان آزار دهنده است، مواردی همچون ایجاد شورای اهل حل و عقد و انتخاب امیرالمومنین توسط آنان و پاسخگو نبودن امیرالمومنین در برابر قانون و از آن به مثابه « ظل الله » پنداشتن در کشور، همینطور گماشتن پرچم ملی به رنگ سفید و ایجاد تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر….. تداعی کننده انعطاف نا پذیری آنان در برابر نظام و مردم افغانستان میباشد.
واقعیت امر این است که طالبان با قرائت رادیکالی و خوانش دیوبندی از اسلام، مخالف هرنوع پلورالیسم و تکثرگرایی در نظام سیاسی شان میباشد، مفاهیمی همچون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتهای دینی – مذهبی در قاموس آنان معنی ندارد، بلکه هر آنچه که سازگار با ایدئولوژی شان باشد قابل قبول است و در غیر آن مطرود و غیر قابل پذیرش، در این سو، اما مردم افغانستان نزدیک به سه دهه است که در برابر این گروه میجنگند، از زمان حاکمیت آنان که بیش از نود فیصد خاک افغانستان را در اختیار داشتند مردم جهت اعاده حقوق شان دست به اسلحه بودند و تا کنون که دو دهه است حاکمیت دموکراسی بر کشور سایه گسترانیده است جنگ بر سر حفظ ارزش و دستارودهای نظام و مردم ادامه دارد. افغانها طی این دو دهه چه در قالب نیروهای امنیتی و چه در قالب خیزش مردمی در جنگ با طالبان قربانیهای بی شمار اعم از جان و مال جهت حفظ نظام و ارزشهای هجده ساله شان متحمل شدند؛ لذا امر بعید و غیر ممکن به نظر میرسد که افغانها نسخهی فرسوده و چالش ساز طالبان را به عنوان یک نظام همه شمول بپذیرند، اگر بنا بود چنین امری محقق شود، از همان ابتدا در برابر این گروه دست به اسلحه نمیبردند؛ سپس طی این هجده سال در راستای حفظ نظام از جان و مال خویش مایه نمیگذاشتند.
اکنون که گروه طالبان این نسخه را جهت التیام درد مردم میخواهند تجویز نمایند بیانگر دو حالت است، اول اینکه آنان با درک از این واقعیت که افغانها هیچگاه چنین طرحی را نخواهند پذیرفت در صدد تداوم جنگ تا زمان تصرف کشور به زور میل تفنگ میباشند که این امر هم در عصر کنونی غیر ممکن است؛ دوم اینکه آنان میخواهند با چنین خواست کلان، امتیازات حد اکثری را در دولت مشارکتی آینده به دست بیاورند و در چانه زنیهای صلح بین الافغانی از موقعیت برتر وارد مذاکرات شوند؛ به این امر نیز به خوبی واقف اند که با تمام طول و عرض شان از دانش حکومت داری و مدیریت در افغانستان جدید بی بهره اند؛ لذا به گمان قریب به یقین تمام تلاش شان از برداشتن چنین سنگ بزرگ دستیابی به امتیاز برتر دو دولت آینده است؛ لذا انتظار میرود که رهبران سیاسی فارغ از هرنوع اختلافات سیاسی و سلیقوی متحدانه کنار هم جمع شده و در راستای حفظ نظام، به صورت یکپارچه از آدرس افغانستان دموکرات با این گروه وارد مذاکره شوند، چون ملت از موقف نظام حمایت مینمایند، با اتحاد و همدلی پیروز میدان صلح نیز نظام کنونی خواهد بود.
