فراریهای جنگ ارزگان، در کابل آواز میخوانند

سه پسر جوان که سالها پیش از جنگ فرار کردهاند، اکنون در شهر کابل آواز میخوانند و ساز میزنند. محمداسماعیل آواز میخوانَد، گلاحمد دایره میزند و محمد نبی «بنجو» مینوازد.
آنها در یک بعد از چاشت پاییزی در یک برنامهی فرهنگی در کاروانسرای باغ بابر کابل برای کودکان و نوجوانان دو سهبار اجرای زیبا و ساده داشتند، هر بار که اجرایشان تمام میشد، از استیج به کنار دیوار کاروانسرای میرفتند و منتظر میماندند.
گلاحمد پس از اجرای آهنگ، دایراهاش را در دست دارد و هر از گاهی آن را با دستش میچرخاند. او کودکیاش را در جنگهای ارزگان و هلمند سپری کرده است و حالا چند سالی میشود که در کابل با محمداسماعیل برادر و محمدنبی پسر خالهاش در محافل شادی، موسیقی میکند. گلاحمد متولد ولسوالی دهراوود ارزگان است و در هلمند نیز زندهگی کرده است. گلاحمد، یک فراری از جنگ است.
گلاحمد دایره و ساز «بنجو یا جوپانه» را در هلمند یاد گرفته است. او و برادرش اسماعیل هنگامی که کودک بودند، پدر شان این ساز را به آنها آموختانده است. این پسر فراری از جنگ گفت: «ما را هر کس دعوت کند، چه برنامه فرهنگی باشد و چه تُوی و شادی، میرویم و مردم را خوش میسازیم.»
این سه پسر همراه خانوادهیشان از تقریباً ۷ سال پیش از ولایت ارزگان به دلیل ناامنی و جنگ به کابل میآیند. اکنون آنها در یکی از کمپهای چهارراهی قمبر و خانهای در شهر کابل زندهگی میکنند. گلاحمد درباره این که چگونه بیجا شدهاند، گفت: «به هرکس معلوم است که در ارزگان و هلمند وضعیت گد و ود و خراب است، جنگ و بمباران است. از آنجا مهاجر شدیم و به کابل آمدیم و حالا در چهارراهی قمبر زندهگی میکنیم، حالا گذاره هم میکنیم، از ما هیچکس هم سوال نمیکند که در چه حال استید.»
این گروه سه نفره، تنها دو آلهی موسیقی دارد: بنجو یا بانجو، (به پشتو جوپانه) و دایره. بنجو، آلهای است که هفت تار دارد و در افغانستان بیشتر در مناطق هلمند، قندهار، فراه و ارزگان رواج دارد. برخیها میگویند که بنجو آلهای است بلوچی که از دستهی سازهای هندی الهام گرفته شده است. اما گلاحمد میگوید که در قدیم کسی این آله را از جاپان آورده بود و بعداً در هلمند رواج پیدا کرد که به زبان پشتو به آن «جوپانه/ جاپانی» میگویند. اکنون باشندهگان ولسوالی گرشک ولایت هلمند، این ساز را میسازند و به دیگران میفروشند.
ساز بنجو از هفت تار و چندین پرده ساخته شده است. اما ساز بنجوی این گروه سه نفرهی آماتور، ۶تار دارد، چون یک تارش از بین رفته و هنوز ترمیمش نکردهاند. گلاحمد و اسماعیل این ساز را نزد پدرشان و محمدنبی با خودش یاد گرفته است.
محمدنبی ۲۲ ساله، بنجو مینوازد. او عاشق سازی است که از نواختن بنجو به گوش میرسد و در ولایت هلمند آن را با خود یاد گرفته است. او با خنده گفت: «از قدیم در هلمند یاد گرفتم، زیادتر در قندهار، فراه و هلمند مردم این ساز را استفاده میکند. قیمتش از ۴ تا ۵ هزار افغانی است. ما بنجوی خود را چند سال پیش ۲۵ هزار کلدار خریده بودیم، حالی کمی کهنه شده.»
این سه پسر حالا اکثر آدرسهای کابل را به خوبی بلد شدهاند، بیشتر به محافل شادی و توی میروند. آنها از هر اجرایشان چه شب باشد و چه روز، مبلغ ۵ تا ۱۰هزار افغانی میگیرند. آنها به جز آوازخوانی و نواختن، کار رسمی دیگری ندارند و بیشتر وقتها در کمپ مهاجران در چهارراهی قمبر هستند.
در چند سال اخیر به دلیل جنگ و ناامنی، هزاران خانواده از خانههای شان در ولایتهای مختلف کشور بیجا شدهاند و بخشی از آنان به کابل آمدهاند. در شهر کابل نزدیک به ۳۰ محل است که بیجاشدهگان در آن بودوباش دارند که بیشتر آنها در مناطق ارزانقیمت، چهار راهی قمبر، دشت برچی، پروان۲، حوزه هشتم، پلچرخی و بگرامی حضور دارند. نظر به گزارش سه ماه قبل وزارت امور مهاجرین و عودتکنندهگان در شهر کابل نزدیک به ۹ هزار خانواده بیجاشده زندهگی میکنند، اما آمار کلی بیجاشدهگان در سطح کشور نزدیک به یک میلیون نفر است.
از میان این سه پسر آوازخوان، محمداسماعیل کوچکتر به نظر میرسد و او آواز بسیار طبیعی دارد و عاشق غزل است. اسماعیل یک کتابچهی چرمی نیز در دست دارد که شعرهای آهنگهایش را در آن نوشته است و از روی آن میخواند. او تا صنف پنجم درس خوانده است، ولی دو همکار و یا برادر و پسرخالهاش بیسواد اند و حتا یک روز مکتب هم نرفتهاند.
محمداسماعیل آرزو دارد که خواننده خوب شود. او صدای بیتالله جان و شاهمحمد آوازخوانان قندهار را دوست دارد. محمداسماعیل افسوس میخورَد که چرا نتوانسته درس بخواند. او آرزو دارد که روزی فرصت برایش مهیا شود و دوباره درسهایش را ادامه بدهد اما دو همکار دیگرش میگویند: «از ما که خلاص است.»
آنها در جنگها نزدیکانشان را نیز از دست دادهاند. اما میخواهند هنگامی که آرامی شد به ولسوالی دهراوود به خانهی اصلیشان بروند. اکنون مرکز این ولسوالی در کنترول حکومت و بقیه مناطقش در دست گروه طالبان است.
حسن کریمی/ هشت صبح



