
به گزارش خبرگزاری رشد؛ ذاکر نایک، واعظ هندی که سالهاست در مالزی اقامت دارد و در هند با پروندههای قضایی روبهروست، در تازهترین اظهارنظر خود ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان را «صرفاً تعویق» خوانده است.
او در یک کلیپ ویدیویی گفته است که طالبان آموزش دختران را بهطور کامل ممنوع نکردهاند، بلکه به دلیل «ناامنی محیط» و «کمبود معلمان زن» آن را به تأخیر انداختهاند.
نایک همچنین مدعی شده است که طالبان به زنان اجازهٔ تحصیلات عالی در رشتههای اسلامی میدهند.
این ادعا با گزارشهای سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری همخوان نیست.
واقعیت این است که طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، تحصیل دختران بالای صنف ششم را بهطور کامل ممنوع کردهاند.
افغانستان امروز تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی را بهشکل سیستماتیک برای دختران و زنان ممنوع ساخته است.
گزارشهای یونسکو و یونیسف نشان میدهد که این ممنوعیت میلیونها دختر نوجوان را از کلاس درس بیرون کرده و اگر ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر از حق تحصیل محروم خواهند شد.
این را نمیتوان «تعویق» نامید؛ این یک سیاست رسمی و طولانیمدت برای حذف دختران از آموزش است.
تناقض در استدلال نایک همانجا آشکار میشود که او «کمبود معلمان زن» را دلیل تعویق آموزش دختران میداند؛ اما طالبان همان زنان معلم را نیز از کار منع کردهاند.
مریم سلیمانخیل، عضو پارلمان افغانستان در تبعید، با کنایهای دقیق پرسیده است: «دختران افغان منتظر همان معلمان زنی هستند که طالبان از کار منعشان کرده است؟» این همان چرخهٔ بسته است: دختران را از تحصیل منع میکنند تا معلم زن تربیت نشود، و سپس نبود معلم زن را بهانهٔ ادامهٔ ممنوعیت میسازند.
نایک در این چرخه نه گرهای گشوده، بلکه آن را با استناد به روایتی مذهبی توجیه کرده است.
ادعای او دربارهٔ «تحصیلات عالی اسلامی» نیز دقیق نیست. او خود میپذیرد که طالبان فقط در حوزهٔ شریعت و قرآن به زنان اجازهٔ تحصیل میدهند.
این یعنی محدود کردن آموزش زنان به رشتههایی که رژیم طالبان آن را مجاز میداند، نه آزادی آموزش.
همزمان، گزارشهای سازمان ملل متحد نشان میدهد که اکثریت قاطع افغانها زن و مرد خواهان ادامهٔ تحصیل دختران هستند. نایک نه نمایندهٔ افغانستان است و نه صلاحیت اظهارنظر دربارهٔ خواست مردم آن کشور را دارد.
نکتهٔ مهمتر این است که اظهارات نایک با صریحترین آموزههای قرآن و سنت رسول خدا در تضاد است.
قرآن کریم علم و تعقل را مسیر مشترک تعالی زن و مرد معرفی کرده و میفرماید: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ».
پیامبر اسلام نیز فرموده است: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ»؛ دانشآموزی بر هر مسلمانی واجب است و این خطاب، بی هیچ استثنا، زن و مرد را در بر میگیرد.
بنابراین، کسی که ممنوعیت تحصیل دختران را «تعویق» و «توجیهپذیر» میخواند، در عمل مخالف قرآن و سنت سخن گفته و تفسیری شخصی را جایگزین نصوص صریح دینی کرده است.
این موضع، نه دفاع از اسلام، بلکه تحریف آموزههای آن در برابر وجدان عمومی جهان است.
واکنشها به این اظهارات، بهشکل کمسابقهای افکار عمومی سه کشور هند، پاکستان و افغانستان را در محکومیت یک چهرهٔ مذهبی متحد کرد.
زیادالدین یوسفزی، پدر مالالا یوسفزی، این دفاع را «عمیقاً نگرانکننده و ناامیدکننده» خواند و هشدار داد که چنین استدلالهایی «خطر مشروعیتبخشی به آپارتاید جنسیتی طالبان و دادن اعتبار مذهبی به یک بیعدالتی سنگین را در پی دارد».
این هشدار جدی است: وقتی یک چهرهٔ مذهبی با تریبون جهانی، ممنوعیت مطلق را «تعویق» بنامد، در عمل به طالبان کمک میکند تا نقاب «مشروعیت دینی» بر چهرهٔ سیاستهای خود بزنند.
نکتهٔ پایانی دربارهٔ خود نایک است. او که از سال ۲۰۱۶ در هند با اتهامات پولشویی و سخنان نفرتانگیز روبهروست و در مالزی اقامت دارد، اکنون با توجیه سیاستهای طالبان، همان منطقی را بازتولید میکند که در هند به خاطر آن تحت پیگرد قرار دارد.
کسی که خود با محدودیتهای قضایی روبهروست، نباید برای محدود کردن دیگران از حق آموزش، تریبون مذهبی فراهم کند. بستن مکاتب دختران «مهم نیست»؟ اتفاقاً مهم است و دقیقاً به این دلیل که برای نایک و طالبان مهم نیست، برای میلیونها دختر افغان و وجدان عمومی جهان مهم است.
