افغانستانتیتر یک

وحدت اقوام و مذاهب، تنها راه نجات افغانستان از استبداد طالبان

افغانستان خانه مشترک ماست؛ خانه‌ای که اگر دیوارهایش را تعصب و تبعیض فرو ریخته باشد، هیچ قومی در آن احساس امنیت نخواهد کرد. آینده این سرزمین نه با تسلط یک گروه بر گروه دیگر، بلکه با پذیرش متقابل، برادری و صلح بدون تعصب ساخته می‌شود. دشمنان ما سال‌ها برای تفرقه میان سنی و شیعه پروپاگند کرده‌اند تا از این شکاف برای رسیدن به اهداف شوم خود استفاده کنند. اما امروز بیش از هر زمان دیگری باید در برابر طالبان که نه تنها شیعیان، بلکه همه اقوام را به حاشیه رانده است، متحد شویم.

طالبان با سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود ثابت کرده‌اند که دشمن تمامیت افغانستان و همه اقوام آن هستند. آن‌ها با ممنوعیت آموزش دختران و زنان، عملاً نیمی از جامعه را از حق ابتدایی خود محروم کرده‌اند؛ اقدامی که سازمان عفو بین‌الملل آن را «جنایت علیه بشریت» خوانده است. این ظلم تنها به زنان محدود نمی‌شود. اقوام مختلف از جمله هزاره‌ها، تاجیک‌ها، ازبک‌ها و بلوچ‌ها نیز از مشارکت سیاسی و حقوق شهروندی خود محروم شده‌اند. طالبان با انحصار قدرت در دست یک گروه خاص، نه تنها وحدت ملی را از بین برده‌اند، بلکه زمینه‌های نارضایتی و درگیری‌های قومی را نیز فراهم کرده‌اند.

اما تبعیض طالبان تنها شیعیان را هدف نمی‌گیرد؛ پشتون‌ها نیز در این ساختار ظالمانه آسیب دیده‌اند. گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که حتی پشتون‌های عادی نیز از خدمات حکومتی و عدالت محروم‌اند و تنها حلقه نزدیک به رهبری طالبان از قدرت و امتیازات برخوردار است . طالبان با انحصار قدرت در دست یک گروه کوچک، عملاً همه اقوام از جمله پشتون‌هایی را که با سیاست‌های آنان همراه نیستند، به حاشیه رانده است.

تاجیک‌ها اما در وضعیتی دوچندان دشوار قرار دارند. آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا گزارش می‌دهد که تاجیک‌ها پس از تسلط طالبان از جمله اقوامی بودند که بیشتر در معرض نقض حقوق بشر قرار گرفتند، به دلیل گمان وابستگی به گروه‌های مقاومت مسلحانه و نظام پیشین . تاجیک‌ها در استخدام و اخراج از وظایف دولتی تبعیض سیستماتیک را تجربه کرده‌اند و در برخی ولایات از دسترسی برابر به خدمات حکومتی، پروژه‌های انکشافی و کمک‌های بشردوستانه محروم شده‌اند . در پنجشیر، کارکنان تاجیک‌تبار به بهانه‌هایی چون «نداشتن ریش انبوه» از وظیفه برکنار و به جای آنان پشتون‌ها استخدام شده‌اند . حتی در بدخشان، مقام‌های محلی تاجیک به تدریج از قدرت کنار زده شده و افراد بیرونی پشتون به جای آنان گماشته شده‌اند . این سیاست‌ها نشان می‌دهد که طالبان نه تنها شیعیان، بلکه تاجیک‌ها را نیز به عنوان تهدید می‌بینند و به حاشیه رانی آنان ادامه می‌دهند.

فشار بر شیعیان افغانستان اما شکلی مضاعف و سیستماتیک دارد. طالبان رسمیت مذهب جعفری را ملغی کرده و حدود ۱۰ میلیون شهروند شیعه را از حقوق سیاسی و مشارکت در ساختار نظام محروم ساخته‌اند. مراکز علمی و فرهنگی شیعیان، از جمله حوزه علمیه خاتم‌النبیین و تلویزیون تمدن، توقیف شده‌اند و تدریس فقه جعفری در دانشگاه‌ها ممنوع شده است . در دشت برچی کابل، صدها خانواده شیعه با خطر تخلیه اجباری خانه‌هایشان روبه‌رو هستند؛ اقدامی که فعالان حقوق بشر آن را «غصب زمین» و «آزار قومی» خوانده‌اند.

تاریخ افغانستان نشان داده است که هیچ گروهی به تنهایی نمی‌تواند این کشور را بسازد. جنبش روشنایی در سال ۱۳۹۵ نمونه‌ای از دادخواهی مسالمت‌آمیز شیعیان برای عدالت و توسعه متوازن بود؛ جنبشی که با شعار «نه به تبعیض» آغاز شد اما به فاجعه دهمزنگ انجامید و ده‌ها جوان تحصیل‌کرده را به خاک و خون کشید. این فاجعه درس مهمی دارد: اگر ما در برابر تبعیض سکوت کنیم، نه تنها شیعیان، بلکه همه اقوام آسیب خواهند دید. امروز نیز طالبان با همان منطق تبعیض‌آمیز، نه تنها شیعیان بلکه همه اقوام را تهدید می‌کند. بنابراین، ایستادگی در برابر طالبان نباید محدود به یک قوم یا مذهب باشد؛ باید یک جبهه متحد ملی از همه اقوام و مذاهب شکل گیرد.

صلح بدون تعصب تنها زمانی ممکن است که همه ما، شیعه و سنی، هزاره و پشتون، تاجیک و ازبک، یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و حقوق برابر برای همه شهروندان فارغ از قومیت و مذهب تضمین شود. افغانستان به دست خود افغانستانی‌ها ساخته می‌شود، نه با تسلط یک گروه و نه با تحمیل یک مذهب. بیایید همه اقوام علیه طالبان بایستیم، نه از موضع انتقام، بلکه از موضع عدالت و برابری. تنها در سایه این وحدت است که می‌توانیم آینده‌ای روشن برای همه فرزندان این سرزمین بسازیم.

نرخ اسعار خارجی نرخ اسعار خارجی در بدل پول افغانی
دکمه بازگشت به بالا
بستن