کشتار غیر نظامیان از مصادیق جنایت جنگی است

حمله بر مراسم عروسی در غرب کابل یکی از تکان دهنده ترین حملاتی بود که افغانستان و جامعه جهانی را شوک آور ساخت، بنا به گزارش رسانهها در این حمله بیشتر از شصت کشته و بالغ بر ۱۸۰ زخمی بجا مانده است که وضعیت زخمیها نیز وخیم نیز گزارش شده است؛ اما بعضی از شاهدان عینی که در محل حادثه جهت انتقال زخمیها حاضر شده بودند ارقام تکان دهندهی را گزارش میدهند.
آنان میگویند وقتی که داخل تالار شدیم، تقریبا تمام اشخاصی که در تالار موجود بودند کشته شده بودند، زخمیها نیز کسانی بوده اند که بر اثر ریزش شیشهها در محیط ما حول و محوطه تالار آسیب دیده اند. این در حالیست که فردای همان شب در بلخ نیز یک موتر غیر نظامیان بر اثر ماین کنار جاده یازده سرنشین آن کشته میشود.
با این حال، پروسه صلح آمریکا با طالبان در نهایی ترین مرحله اش رسیده و قرار است که بعد از مرور مقامات بلند رتبه آمریکایی، این سند به امضا برسد و سپس گفتگوی بین الافغانی به جریان بیافتد که کشور ناروی میزبانی آن را به عهده گرفته است.
لذا شتاب و عجله برای یک صلح خیالی که هیچگونه شالوده و اساس مستحکم ندارد قابل مکث و تأمل است، معمولا در تمامی مذاکرات صلح میان طرفین منازعه گفتگوها جریان مییابد؛ اما این مذاکرات دارای چنین خصیصه نمیباشد.
آنچه را ما شاهد هستیم مذاکرات آمریکا با طالبان دارای پیش پرداخت است، پیش پرداختی که تاوان آن را مردم افغانستان باید بپردازد، ظاهرا چنین به نظر میرسد که تمام دغدغه آمریکا در قبال مسئلهی صلح، خروج نیروها است و وعدهی که آقای ترامپ به مردم آمریکا داده بود که تا قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مسئله افغانستان را یکسره میکند و دیگر پول مالیات شهروندان آمریکا مصرف جنگ در افغانستان نخواهد شد؛ اما چنین رویکرد دولتمردان آمریکا در قبال صلح و طالبان، اشتباه فاحش است که در کوتاه ترین مدت تاوان آن را خواهند پرداخت.
طالبان عملا به مردم افغانستان و جهانیان ثابت میسازند که پروسه صلح در مفکوره آنان یک سناریوی مضحکی بیش نیست، آنان همه روزه در برابر نظامی و غیر نظامی میجنگند عملا از هر دو جانب قربانی میگیرند هیچ تعهد و پا بندی در برابر هیچ ارزشی ندارند؛ پس چطور ممکن است آنها به صلحی تن دهند که دورنمای آن ثبات افغانستان و منطقه را در پی داشته باشد، ایالات متحده نیز با مشاهده وضعیت موجود در برابر این گروه تمکین میکند.
آنچنان از معلومات نسبی که به رسانهها درز کرده است و مشاهده میگردد، تقریبا هر خواستهی که از سوی طالبان مطرح شده است نماینده آمریکا آن را پذیرفته است. محتوای توافقات جانبین را نیز از چشم رسانهها و مردم افغانستان دور نگهمیدارند، معلوم است که پشت صحنه توافقات معاملات نامرئی جریان دارد که هر گونه برد را به طالبان واگذار میکنند، به همین لحاظ است که این گروه بیش از قبل جرأت یافته و تحرکات تروریستی اش را بر علیه تجمع مردمی نیز آغاز کرده است، قتل عام مردم غرب کابل در مراسم عروسی یک جنایت هولناک است که وجدان هر شخص آزاد ضمیر را خدشه دار میسازد، هر چند به ظاهر امر، طالبان این حمله را نپذیرفتند و سخنگوی این گروه آن را محکوم نمود و داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت؛ ولی حقیقت امر این است که گروه طالبان، محور شرارت و مسبب نا امنی کشور است، سائر گروههای تروریستی با تکیه به تواناییهای تخریبی این گروه بدنام، فعالیت جنایت کارانه شان را انجام میدهند.
این گروه در سراسر کشور جنایت نا بخشودنی در قبال مردم ملکی مرتکب شدند، اگر جنایت قتل عام محفل عروسی را به دوش نمیگیرند، سائر جنایتهای دیگر همچوان میرزاولنگ و ارزگان و بقیه مناطق افغانستان را که همه روزه مردم ملکی قربانی ترورهای این گروه میگردند چه توجیه دارند.
از آفتاب روشن تر است که نزدیک به سه دهه حضور نا میمون این هیولای خون آشام در افغانستان، دستاوردی جز تخریب، قتل و وحشت آفرینی نداشتند و کماکان به همین مسیر تاریک ادامه خواهند داد؛ لذا صلح پشت درهای بسته با این گروه به مثابه این است که عقرب را نوازش کنی و درون آستین نگهداری و انتظار داشته باشی که نیش نزند به قول شاعر که میگوید: نیش زدن عقرب نه از بهر کین است – بلکه فطرت او چنین است، لذا گروه طالبان نیز متشکل از مجرمین بالفطره هستند که نمیتوانند بدون قتل و خونریزی بقای شان را تضمین کنند، این گروه دشمنی تنگاتنگی با مدنیت و زندگی شهروندی دارد، آنان به هر وسیلهی متوسل میشوند تا با روش ارعاب و وحشت و میلهی تفنگ حکمرانی شان را بالای مردم تحمیل نمایند، این گروه در نظام جمهوریت محو میشوند؛ چون زندگی تحت چتر جمهوریت در خور انسانهای شایسته و متعادل است که شامل کسبه کاران و اهالی دانش و فرهنگ میگردد؛ اما طالبان نه از کسبه کاری چیزی میدانند و نه از علوم و دانش روز بهرهی دارند، خودشان نیز با درک از این واقعیت است که هرگونه مخالفت شان را با جمهوریت دریغ نمیورزند چون میدانند که در ساختار جمهوریت محو و نابود میشوند، در این ساختار، شایسته سالاری حاکم است که آنها فاقد چنین امتیازی هستند.
لذا به نمایندگان صلح ایالات متحده توصیه میشود که از اعتماد به این گروه دست بردارند و نظام جمهوری که محصول قربانیهای مردم افغانستان و جامعه جهانی است باید مورد حمایت قرار گیرد، امارت سیاه طالبان را نه مردم افغانستان میپذیرند و نه این نظام بنیه علمی و وجهه بین المللی دارد، بلکه برخواسته از ویروس ذهنی یک تعداد انسانهای عقدهی و متحجر است که جز استبداد رأی به هیچ گونه رفراندوم و مشروعیت ملی و بین المللی باور ندارند، ایالات متحده نباید دچار خطای استراتژیک شود اگر میخواهند صلح در افغانستان حاکم شود تا نیروهای ملی و بین المللی از نیش زهر آگین افعی طالب در امان بماند، باید با مشوره دولت و مردم افغانستان این پروسه رقم بخورد، جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان دولت مشروع باید محور باشد و طالبان تروریست را افسار گیسخته با زور و جبر نظامی به پای میز مذاکره بکشانند.
بنا بر این کشور آمریکا که خود را سردمدار اصلی حقوق بشر و حقوق زنان میپندارند نباید از این همه جنایات بر علیه بشریت به سادگی عبور کنند و به این گروه آن قدر فرصت بدهد تا آنان حد و مرزهای انسانی را بیشتر از این توهین نمایند، طالبان با خلق چنین فجایع در سراسر افغانستان پیام واضح و روشن برای جهانیان و مردم افغانستان دارند، آنها با تشدید رویکرد قتل و خشونت بیان میکنند که ما هیچگاه به اصول و معیارهای جهانی و انسانی پا بند نیستیم بلکه دنیا را از همین عینک خود میبینیم؛ لذا در نبود فشار نظامی، این گروه دست از جنایت علیه بشریت کوتاه نخواهند کرد و دلخوشی به توافق صلح با آنان نیز خیالی بیش نیست.
عبدالباری خلیلی/ رشد
