کفشی که حکمتیار را ذلیل و صاحباش را قهرمان ساخت

روز جمعه ۳۱سنبله، غرور مشهورترین جنگسالار افغانستان، هنگامی که بر منبر مسجد از صلح و عدالت حرف میزد، شکست. رویدادی غیر قابلباور و غافل گیرکننده. رویدادی که توانست اقتدار ترسناکترین چهرهء تاریخ معاصر افغانستان را درهم شکند.
کفشافغان،اکنون به نماد قهرمانی در حوزهغرب افغانستان تبدیل شدهاست. کفشی که در بعد از ظهر یکروز جمعه به صورت گلبدین حکمتیار خورد و صاحبش را به زندان فرستاد، اما او را از چهرهی گمنام تبدیل به مشهورترین جوانی ساخت که از پامیر گرفته تا بامیان و هرات و کندهار، برایش دادخواهی کردند و خواستار آزادیاش شدند.
گلبدین حکمتیار رهبر حزباسلامی، پس از آمدن به کابل و دست کشیدن از جنگ علیه دولتِ افغانستان و انجام حملات انتحاری، در نخستین سفر ولایتیاش به ولایت هرات رفت. او زمانی که به کابل آمد، تمام شهر کابل چهرهء نظامی به خود گرفته بود و نوعی حالت اضطرار در شهرِ کابل حاکم بود و مردم این شهر را به یاد سالهای انداخت که کابل با راکتهای حکمتیار به خاک یکسان کردهبود.

شاید به دلیل همان بیرحمیهایش بود که او را قصاب کابل میگویند. هرچند در جنگهای داخلی در کابل، هیچ جناحی نمیتواند تبرئه شود، اما بنا بر اسناد نوشتهشده و ثبتشده از آن دروان، آقای حکمتیار تنها فردی بود که هیچ پروای نظامی و غیر نظامی را نداشت و درصدی بالای از خانههای غیر نظامیان در نتیجه راکتهای او به خاک یکسان گشت و دههاهزار نفر یا کشته شدند، یا زخمی و آواره.
حزباسلامی، تنها حزبی در افغانستان است که مسوولیت بیشمار از حملات انتحاری را به عهده گرفت. این حزب نخستینبار از یک زن نیز به عنوان یک حملهکننده انتحاری استفاده کرد و شماری از کارمندان یک شرکت هوایی را که شامل افراد خارجی و داخلی اما غیر نظامی میشدند، در سرک هشتاد متره میدان هوایی کابل هدف قرار داد.
گذشته از این، این حزب مسوولیت حمله قدرت مند دیگری در کابل را نیز به عهده گرفت که در آن بر علاوه چند کارمندان قراردادی ناتو، ۹ غیر نظامی افغان نیز کشته شدند. در آن حمله که در منطقه شاه شهید کابل صورت گرفت، ۳۹ نفر دیگر زخمی شدند. دو کودک نیز در میان کشته شدگان این حمله بود که حزب اسلامی حکمتیار مسوولیت آن را به به عهده گرفت.
حملهء دیگر انتحاری این حزب به فروشگاه فاینست در منطقه وزیر اکبرخان کابل بود که در آن دو زن و یک کودک نیز کشته شدند. در آن حمله سه خارجی کشته شدند اما بیشترین خسارت به این فروشگاه وارد شد.

اولین سفر بیرون از کابل و موجی از اعتراضها
حکمتیار در حالی کابل را به مقصد هرات ترک کرد که بیشتر از ششماه نمیگذشت که نامش از لیستسیاه سازمان ملل و دولت امریکا حذف شده و حزباش نیز از لیست گروههای تروریستی حذف گردیدهبود. هر چند که آقای حکمتیار با وارد شدن به کابل دوباره شروع کرد به دامن زدن به مسایل قومی و نفرت پراکنی تباری.
در سفر این جنگسالار مشهور به هرات اما، رویدادهای متفاوتی رخ داد. شماری از او استقبال کردند و شمار نیز برای چند روز پیهم نسبت به سفر او به ولایتهرات اعتراض کردند. اعتراض کنندگان حتی والی هرات را متهم به حمایت از یک جنایتکار نمودند.
یک روز بعد از سفر این چهره جنجالیِ افغانستان بههرات، شماری از باشندگان این ولایت در مقابل ساختمان ولایت از مسوولان ادارهء محلی بخاطر استقبال از حکمتیار انتقاد کردند. آنها حکمتیار را جنگسالار خوانده و خواستار محاکمه او شدند نه استقبال.
دو روز پس از اعتراض جمعی از مردم هرات، در آن جمعهی که حکمتیار پیش از آغاز نمازِ جمعه در مسجدجامعبزرگهرات مصروف سخنرانی بود، «عبدالواحد دادشانی» یکجوان دانشجو به نشانه اعتراض، با کفشهایش حکمتیار را هدف گرفت.

کفشِ نخست به هدف نرسید، اما کفش دوم به زنخ و سینهء حکمتیار خورد و محکم هم خورد. این یک رسوایی بود برای مردیکه خود را ستون اسلام و جهاد در افغانستان عنوان میکند و راهاندازی حملات تروریستیاش را نیز جهاد برشمرده و برحق میداند.
این رویداد بهسرعت در گوشهوکنار افغانستان و حتی جهان پخش شد. بهجز هواداران محدودِ حکمتیار، هیچ فرد یا گروهی در شبکههایاجتماعی این رویداد را نکوهش نکردد و این نشان از نفرتِ جمعی نسبت به حضور حکمتیار در جامعه به عنوان یک فرد مورد احترام است.
البته که برخی از جریانهایسیاسی، احتمالا بنا بر ملحوظات سیاسی این رویداد را نکوهش کردند.
سرنوشتِ کفشهای دادشانی قبل و بعد از پرتاب بسوی حکمتیار
رویداد ۳۱امسنبله، به لحاظ ارزشی، بیشتر از دادشانی کفشهای او را ارزش مند و مشهور ساخت. هیچ فردی حاضر نشد برای دادشانی به خاطر این کارش، جایزه بدهد. همه فقط حمایتاش نمودند. این حمایت نیز شاید به این دلیل بود که او زندانی شد.

اما برعکس ارزش کفشِ دادشانی بالا رفت. مردانِ زیادی از جمله رییسپیشین شورایولایتی پنجشیر، با علاقه از نوع کفشِ دادشانی خرید.ارزش کفش یکبارگی بالا رفت و از پنجهزار دالر تا مرز بیستهزار دالر هم خریدار پیدا کرد. هر چند این کفشها هنوز فروخته نشدهاست و نزدِ یکی از نزدیکان آقایدادشانی نگهداری میشود؛ اما بعید نیست روزی آن کفشها به عنوان یک چیز ارزشمند به نمایش گذاشته شوند.
آنچه دادشانی و مسوولان شرکت تولیدی کفشهای او در هرات به هشدار گفتند، افرادی حاضر اند برای این کفش از پنجتا سیهزار دالر پول بپردازند. این واکنشها نشان میدهد که چقدر نفرت از حکمتیار در میان جامعهء افغانستان وجود دارد.
کفشهای که آنروز دادشانی با آن حکمتیار را هدف قرار داد، رنگ زرد مایل به رنگ قهوهیی صاف دارد. قیمت آن قبل از اینکه به زنخ حکمتیار اصابت کند، ۱۳۰۰افغانی بود. این کفش راحت و به لحاظ ظاهری شیک است. با هر نوع لباس هم میشود آن را پوشید. همین کفشِ ساده، ظاهرا حکمتیار را از عرش به فرش نشاند.
این کفش، با دیزاین ساده و نسبتا راحتی ساخته شدهاست. کمپنی که این این کفش را تولید میکند توسط تاجران افغانستان ایجاد شده و مدیرت میگردد. مهمترین اصل برای این کمپنی، شیک و راحت بودن بوتهای تولیدی شان است.
دیزانی که بیشتر جوانان شیکپوش علاقه دارند از آن استفاده کنند. این کمپنی در هرات، کابل و مزار نمایندگی دارد. یکی از نمایندگان مجلس نیز سهامدار این کفش هست.

سیدعبدالواحددادشانی دانشجو است و ترجیح میدهد کفشهای ساده و راحتی بپوشد. او کفشهای مشهوراش را ۴ماه قبل از اعتراض خریداری کردهبود و هیچ گاهی هم تصور نمیکرد روزی با آنکاری کند که برایش درد سر ساز شود، اما برای تولید کنندگان آن یک اقدام نیک و خوش حالکننده.
دادشانی به هشدار میگوید، کفشهایش نزد یکی از دوستانش است و تا حالا در مورد فروشِ آنها تصمیم نگرفته. اما او تاکید میکند که درحال حاضر تمایلی به فروش کفش هایش ندارد. این جوانِ هراتی، پس از اعتراضاش تا هنوز به زندهگی عادی برنگشته و حتی مدتی از تحصیل نیز باز ماندهاست.
افزایشِ فروش محصولات کفشِ «بوت افغان»
کفشهای دادشانی تولید شرکت «بوت افغان» است. مصطفیکریمی مسوول شرکت بوتافغان به هشدار گفت، مشهور شدن کفشهای دادشانی، سبب افزایش ۵۰درصدی فروش مدلِ کفشهای او شدهاست.
آقایکریمی میگوید، پیش از اعتراضِ دادشانی، مدل کفشِ دادشانی تنها ۱۰ فیصد فروش داشت. نشر تصویر و عکس کفشهای دادشانی در رسانهها و شبکههای اجتماعی سبب شد، مردم مدل آنرا بخوبی بشناسند و آنها را در نمایندهگیهای بوتافغان، پیدا کنند.

مصطفیکریمی میگوید:”اگر بحث سیاسی و نگرانی از امنیت فردی دادشانی مطرح نمیبود ما علاقه داشتیم، کفشهای آقای دادشانی را داشته باشیم. حتی علاقه داشتیم آنرا یکبار دیگر بفروشیم. این کفش روزی تاریخی خواهد شد.”
مسوولان این شرکت کفشسازی به هشدار میگویند، کفشهای دادشانی خریدارانی داشت که آنرا هزاران دالر میخریدند.
شرکتِ بوت افغان در سال ۱۳۸۴ فعالیتاش را آغاز کردهاست. نمایندهگی مرکزی این شرکت در هرات است اما در ولایتهای کابل، مزار و بادغیس نمایندگیهای دارد.
این شرکت کفشهای زنانه، مردانه، کفشهای نظامی و کیفهای همراه تولید میکند.
سرمایه گزاران این شرکت، همه داخلی اند و هدف از ایجاد آنرا کمک به رشدِ اقتصاد داخلی عنوان میکنند.
نقیبه بارکزی/هشدار
