
میان علیرضا بیکدلی، سرپرست سفارت ایران در کابل، و سید حسن مرتضوی، معاون او، آنچه جریان دارد نه یک اختلاف ساده در سلیقه، بلکه ناهماهنگیای است که مانند زنگاری بر پیکر یک نهاد مینشیند؛ آرام، بیصدا، اما فرساینده. دو صدای متفاوت در یک سفارت، پیش از آنکه به بیرون پیام بدهد، توان درونی آن را میکاهد. گفته میشود در حال حاضر، بخش عمده انرژی آنان صرف اختلافات داخلی شده و برنامه مشخصی ندارند.
ریشه اختلاف؛ فراتر از یک دوره
علیرضا بیکدلی از آذر ۱۴۰۳ به عنوان سرپرست سفارت ایران در کابل منصوب شده است. پیش از او، حسن کاظمی قمی این مسئولیت را بر عهده داشت.
در سوی دیگر، سید حسن مرتضوی به عنوان معاون سفارت ایران در کابل فعالیت میکند. گفته میشود مرتضوی پیش از این نیز با حسن کاظمی قمی، سفیر پیشین ایران در کابل، دچار اختلاف و تنش بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد ریشه ناهماهنگی تنها به دوره کنونی و شخص سرپرست فعلی محدود نمیشود.
خلأ درونی، فرصت بیرونی
در سایه این شکاف، طالبان از این فرصت استفاده کرده و برنامههای خود را بدون دردسر و با آرامش پیش میبرند. وقتی دو مقام ارشد یک نمایندگی سیاسی درگیر اختلافات درونی باشند، قدرت چانهزنی، نظارت و پیگیری مطالبات بهشدت کاهش مییابد و در چنین خلأیی، طالبان میتوانند فشار بر مردم، بهویژه مردم همسو و اقشار در معرض خطر، را افزایش دهند.
از ابهت گذشته تا سکوت کنونی
در گذشته، سفارت ابهت و مسئولیتپذیری داشت و در برابر گستاخی طالبان میایستاد. به مردم فارسیزبان حرمت گذاشته میشد و از حقوق آنان دفاع میشد.
اما اکنون همه مصروف خودشان هستند و به مردم همسو و منافع آنان به اندازه پشیز هم اهمیت داده نمیشود. مردم همسو و اقوام آسیبپذیر به جرم وابستگی به ایران توهین و تحقیر میشوند، مراکز فرهنگی و مذهبیشان بسته یا تصاحب میشود و زمینها و شهرکهایشان غصب میگردد. در این میان، مسئولان فقط نگاه میکنند.
نمونههای عینی
نمونههای عینی این وضعیت را میتوان چنین برشمرد:
۱. بیمارستان الزهرا کابل:تعطیلی نماد خدمت بشردوستانه.
۲. کمیته امداد امام خمینی:توقف نهاد امدادی و بیپناهی خدمت.
۳. حقابه: آزمون تعهد به حقوق همسایگی.
۴.ازرسی و توهین به سفیر پیشین در میدان هوایی:نقض عرف دیپلماتیک.
۵. جنگهای مرزی.
۶.تغییر نام مدرسه امام خمینی در شهرک امید سبز.
۷. تخریب یادبود حکیم ابوالقاسم فردوسی در مزار شریف.
سکوت خطرناک
این سکوت، پیام خطرناکی به طالبان میدهد: اینکه میتوانند بدون هزینه، برنامههای شوم خود را پیش ببرند.
پرسش اساسی این است: آیا مسئولان بالاتر وجود دارند که از علیرضا بیکدلی و سید حسن مرتضوی سؤال و بازخواست کنند؟ آیا سازوکار پاسخگویی فعال است؟ اگر روند همینگونه ادامه یابد، آیندهای سیاه در پیش خواهیم داشت.
هشدار به نهادهای بالادستی
نهادهای مربوط باید فوراً وارد عمل شوند، اختلافات را حل کنند، مسئولیتها را روشن سازند و از سفارت بخواهند که از منافع مردم همسو و حقوق انسانی آنان دفاع کند.
وزارت امور خارجه، سازمان بازرسی و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس باید این موضوع را جدی گرفته، تحقیق کنند و از سرپرست سفارت و معاون او درباره علت ناهماهنگی، عملکرد ضعیف و بیتوجهی به حقوق مردم همسو توضیح بخواهند.
سکوت در برابر غصب و تحقیر، تنها یک معنا دارد: شریک شدن در آن. ناهماهنگی داخلی، تنها در یک جا اثر میگذارد و آن، تقویت دشمن است.
