
واژهی «شهید» در آموزههای اسلامی بار معنوی و ارزشی دارد که اطلاق آن بالای اشخاص، دارای معیار و ضوابطی است که در متون و روایات معتبر اسلامی به کرات در مورد آن ذکر گردیده است.
لذا کمتر کسی را در میان مسلمین میتوان یافت که با معیارهای شهادت آشنایی نداشته باشد، تواتر احادیث و روایات در این مورد به وفور قابل مشاهده است؛ لذا ما نمیخواهیم که مجددا به آن اشاره نماییم، آنچه که مهم است به آن پرداخته شود موردی است که دین به عنوان ابزار سیاسی حاکمان پاکستانی در توجیه عملکردهای تروریستی که در طول منافع پاکستان باشد نیز صورت میگیرد.
عمران خان با «شهید» خطاب کردن بن لادن نه تنها آموزههای دینی را به مضحکه گرفت، بلکه با دیکته به آن دو پیام متفاوت را به جامعه جهانی و تروریستان تحت حمایه خود منتقل کرد.
۱_ به جامعه جهانی: پاکستان از منظر مناسبات و روابط بین المللی شان به شدت منزوی گردیده بود؛ چنانچه ذهنیت غالب جهان بر این فرضیه متمرکز است که کشور پاکستان به عنوان یگانه حامی تروریزم در خاورمیانه و آسیای میانه، تهدید بالقوه برعلیه مناسبات بین المللی آنان به حساب میآید؛ چنانچه چند روز قبل نیز پیامهای متعددی مبنی بر اینکه پاکستان باید پایگاههای تروریستان را از کشور شان برچیند به آدرس آنان صورت گرفت، لذا دلگرمی کشورها به توسعه روابط با این کشور دارای ملاحظات و بار احتیاطی بود، میرفت که در طولانی مدت کشور پاکستان از منظر اقتصادی_سیاسی، به رکود مواجه گردد.
لذا عمران خان با این اظهارات پیام واضح به جهانیان به خصوص آمریکا که در راس قرار دارد ابلاغ کرد، در واقع ایشان توجه آمریکا را مبنی بر اینکه اگر خواهان صلح و خروج آبرومندانه هستید باید آن را از مجرای آنان جستجو نمود، مطابق به اسناد و شواهد موجود هم اکنون نه تنها گروه طالبان بلکه بیش از پنج گروه تروریستی دیگر که القاعده نیز شامل آن میباشد.
در خاک پاکستان پناهگاه امن ایجاد کرده و از حمایتهای مستقیم آنان برخوردار است؛ لذا اگر مسئلهی صلح با طالبان هم به نحوی پیوند بخورد، سایر گروههای تروریستی همانند القاعده با همکاری افغانهای حامی شان مجددا تهدید جدی بر علیه منافع آمریکا خواهند بود؛ بنا بر این پاکستانیها با در دست داشتن این مهرهها برگ برنده آینده را نیز از خود میشمارند.
به همین دلیل است که تلویحا جامعه جهانی و آمریکا را متوجه ساخت که منزوی ساختن پاکستان به خصوص در پروسه صلح تاوان سنگینی برای آنان در قبال خواهد داشت در واقع پاکستان میخواهد که نقش برازندهی در حکومت آینده افغانستان از مجرای طالبان داشته باشد که این نقش یا به صورت واگذاری مطلق قدرت به طالبان باید تامین شود و یا هم نفوذ این کشور به صورت حد اکثری از مجرای این تحقق یابد.
۲_ پیام به تروریستان: عمران خان پیام دیگری به گروههای تروریستی تحت حمایه اش نیز ابلاغ داشت، با توجه به مفکورهی بنیادگرایی این گروهها شهید خطاب کردن همنوع شان، به آنان از دو منظر روحیه بخشید، نخست اینکه خشونت و ارعاب آنان را از جنبه قباحتی اش بار ارزشی بخشید و به آنان ابلاغ نمود که مسیر درستی را در برابر آمریکا و جامعه جهانی انتخاب کرده اند، لذا از جهت معنوی و ارزشی اگر جان خود را هم از دست بدهند به عنوان شهید در آرامش ابدی خواهند بود، از منظر دوم، به آنان تضمین نمود که کشور پاکستان بدون در نظرداشت تهدیدات بین المللی همیشه حامی و یاور آنان میباشد و هیچگاه به لحاظ جغرافیایی و امکانات رفاهی در مضیقه نمیافتند، لذا داشتن جغرافیا و امکانات از خواستههای اساسی تروریستان میباشد که در صورت تامین، خشونت و ارعاب آنان پایان ناپذیر است.
اکنون با توجه به مشکلات داخلی آمریکا و عدم یکپارچگی میان سیاسیون افغان، شیوهی زمینگیر ساختن پاکستان و تحقق صلح واقعی چگونه قابل جمع خواهد بود.
