
حمله دیروز بر نمازگران در مسجد امام زمان وافع در حوزه یازدهم شهر کابل که تلفات و ضایعات بسیار سنگین به دنبال داشت، سخت دلخراش بود که صدها خانواده را بر گلیم ماتم نشاند و قلب میلیونها انسان را متاثر ساخت. اما آنگونه که از فرایند بازی بر میآید، این آخرین حمله نخواهد بود و حملات بیشتری در ابعاد و اشکال مختلف صورت خواهد گرفت. جالب است که پس از انجام این گونه حملات، داعش مسوولیت آن را بر عهده میگیرد، کمتر کسی اما از خود میپرسد که این داعش کی است و از کجا می آید؟ داعش در افغانستان در واقع همان لشکر طیبه پاکستان است که تحت نظارت اداره استخبارات نظامی پاکستان در افغانستان سربازیگیری میکند و به آدمکشی میپردازد.
هزاره ها یکی از اهداف استراتیژیک داعش پاکستانی میباشد که از چشم اندارهای مختلف برای براورده شدن مقاصد آن مهم و در عین حال ارزان تلقی میگردد. اکنون که در سایه استراتیژی جدید امریکا برای افغانستان، در آستانه اعمال فشارهای بیشتری از سوی ایالات متحده بر پاکستان قرار داریم، احتمالا برای یک مدتی گراف این گونه حملات افزایش خواهد یافت اما اینکه چگونه میشود از وقوع این گونه حملات جلوگیری کرد، سوالی است که به دشوار میتوان برای آن پاسخ یافت.
افغانستان در وضعیت بدی قرار دارد اما آنچه که چشمانداز آینده این کشور را سخت تیره و ابرآلود به تصویر میکشاند، فقدان خردورزی و عقلانیت در این کشور میباشد که باشندگان این سرزمین را به دشمنان همدیگر تبدیل کرده اند. فاجعه بزرگتر از این نمیشود که فرایند جهالت بیشتر از هرچیز دیگر در این کشور تولید و بازتولید میگردد و از اندیشه و خردورزی خبری نیست. افغانستا را اگر از بیرون از مرزهای آن بنگریم، بیشترینه احزاب، جریانهای سیاسی و نخبگان این کشور را در وضعیتی میبینیم که برای دریافت کمک به منظور ویران کردن خانه شان، پشت دروازه های کفر و مسلمان صف کشیده اند که تغییر این وضعیت کار ساده نیست. واقعیت این است که ما تا فرق در بحران فرو رفته ایم و خود ویرانی عادت تاریخی ماست.
از برگه ی هادی میران شاعر و نویسنده
