افغانستانبرگزیده های سایتتحلیلتیتر یکجهان

ترامپ؛ شکست در خانه پیش از شکست در میدان

ترامپ پیش از آنکه در برابر موشک‌های ایران شکست بخورد، در خانه جنگ را باخته است. فضای غالب در جامعه آمریکا بیشتر با تردید، نگرانی، و خستگی از جنگ تعریف می‌شود تا با شور میهن‌پرستانه یا اجماع ملی این برای دونالد ترامپ فقط یک پرونده امنیتی نیست؛ یک بحران سیاسی و روایی است.
محمد امین جوادی آگاه امور بین‌الملل امروز یکشنبه( ۹حمل) نوشت: ترامپ سال‌ها خود را با یک وعده مشخص به پایگاه اجتماعی‌اش فروخت،
این‌که آمریکا را از «جنگ‌های بی‌پایان» بیرون می‌کشد، نه این‌که آن را مجددا در خاورمیانه فرو ببرد.

او از عراق و افغانستان به‌عنوان نماد شکست نخبگان واشنگتن یاد می‌کرد.
او به رأی‌دهنده آمریکایی این پیام را داده بود که «من رئیس‌جمهوری نیستم که فرزندان شما را به جنگ‌های بی‌پایان بفرستم.»

اما امروز، هرچه آمریکا بیشتر در باتلاق جنگ درگیر می‌شود، این سؤال جدی‌تر می‌شود که آیا ترامپ دقیقاً به همان چیزی تبدیل شده که وعده داده بود در برابرش بایستد؟

این همان نقطه‌ای است که بحران برای او از سطح نظامی، به سطح بحران اعتبار سیاسی منتقل می‌شود.

جنگی که در داخل آمریکا «فروش» نرفته است. کاخ سفید نتوانسته‌است این جنگ را به‌عنوان یک «ضرورت ملی روشن» به مردم آمریکا بفروشد.

مشکل فقط این نیست که مردم از جنگ می‌ترسند؛ مشکل این است که روایت رسمی قناعت‌بخش نیست.

مردم آمریکا هنوز پاسخ روشن و منسجمی برای این پرسش‌ها نگرفته‌اند:
هدف نهایی این جنگ چیست؟ آمریکا تا کجا می‌خواهد پیش برود؟ آیا این فقط حمایت از اسرائیل است؟ یا پروژه‌ای بزرگ‌تر برای تغییر موازنه منطقه‌ای؟ و مهم‌تر از همه: هزینه این جنگ را چه کسی خواهد پرداخت؟

در سیاست آمریکا، وقتی مردم احساس کنند دولتی می‌خواهد وارد جنگ شود اما هدف، زمان، هزینه، و پایان آن روشن نیست، زنگ خطر به صدا درمی‌آید. و این دقیقاً همان وضعیتی است که امروز دیده می‌شود.

در آمریکا، جنگ‌ها فقط در اتاق‌های وضعیت و نقشه‌های نظامی شکست نمی‌خورند؛ اغلب در پمپ‌استیشن‌ها، فروشگاه‌ها، و فیس‌های ماهانه آب، برق، گاز و خدمات شهری شکست می‌خورند. هرچه این بحران بیشتر با افزایش قیمت نفت، پترول، حمل‌ونقل و تورم گره بخورد، فاصله مردم آمریکا با این جنگ بیشتر می‌شود. رأی‌دهنده آمریکایی ممکن است درباره جزئیات خاورمیانه اطلاعات محدودی داشته باشد، اما از جیب خود خبر دارد. اگر جنگ، زندگی روزمره‌ام را گران‌تر و ناامن‌تر کند، پس این جنگ به ضرر من است. این دقیقاً همان جایی است که روایت «قدرت‌نمایی» ترامپ، در برخورد با واقعیت اقتصادی، فرسوده می‌شود.

ترامپ شاید بتواند عملیات نظامی انجام دهد اما هنوز نتوانسته آن را به یک روایت قابل دفاع در داخل تبدیل کند. در دنیای امروز، جنگ فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود؛
در افکار عمومی، رسانه‌ها، دیپلماسی، و مشروعیت بین‌المللی هم تعیین می‌شود.
و در این میدان، واشنگتن شکست خورده است.
ترامپ زمانی با شعار پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان برای خود سرمایه سیاسی ساخت.
اما اکنون خطر این است که همان شعار، به بزرگ‌ترین نقطه ضعف او تبدیل شود.
چرا؟
چون اگر این جنگ طولانی شود، پرهزینه شود، نیروهای آمریکایی را بیشتر درگیر کند یا اقتصاد داخلی را بیشتر تحت فشار قرار دهد، آن‌گاه دیگر ترامپ نمی‌تواند خود را صرفاً به‌عنوان «رهبر قدرت» معرفی کند؛ بلکه به‌عنوان رهبری دیده خواهد شد که میان وعده و عملش شکافی بزرگ افتاده است و در سیاست آمریکا، هیچ چیز به اندازه این شکاف خطرناک نیست.
آهسته آهسته صدای مخالفان جنگ قوی‌تر می‌شود. اکنون دوصدوپنجاه هزار آمریکایی طوماری برای درخواست استیضاح ترامپ در کنگره امضا کرده‌اند. سلبریتی‌ها و افراد مشهور بیشتری ساز مخالفت با جنگ را سر می‌دهند و تظاهرات‌های ضد جنگ از شهرهای کوچک شروع شده و به‌زودی شهرهای بزرگ‌هم شاهد تظاهرات‌های گسترده ضد جنگ خواهد بود‌. حتی در کمپ جمهوریخواهان و حتی ماگا پایگاه سیاسی و اجتماعی ترامپ صداهای مخالفت با جنگ شنیده می‌شود. پرسش آنان این است که در سیاست آمریکا آیا آمریکا اول است یا اسرائیل؟!

محمد امین جوادی

خبرگزاری رشد

نرخ اسعار خارجی نرخ اسعار خارجی در بدل پول افغانی
دکمه بازگشت به بالا
بستن