حلیمه سنگر؛ چهل سال مربی ورزش دختران با کلاس های زیرزمینی در دوره طالبان

حلیمه سنگر، ۶۴ سال دارد و چهل سال میشود مربی ورزشی است. او از زمان حکومت سردار محمد داوود (۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷) تاکنون ورزش میکند و شاهد ظهور و سقوط حکومتهای زیادی بوده ولی او در تمام این دوران به ورزش زنان افغان کمک کرده است.
خانم سنگر سختترین روزهای زندگیاش را در زمان زمامداری گروه طالبان در کابل تجربه کرده است. او از این روزها داستانهای غم انگیزی دارد.
میگوید مربی ورزش بودن در دوران طالبان که زنان از آموزش و کار در بیرون خانه محروم شده بودند، کار سختی بود، اما او حدود پنج سال را در زیر حاکمیت طالبان به آموزش زنان پرداخته است.
به گفته خانم سنگر “آموزش در آن روزها ساده نبود. ما برای این که طالبان به ماهیت درس ما پینبرند، نسخهای از قرآن را به روی کتابهای خود قرار میدادیم”.
خانم سنگر میگوید که “طالبان هراز گاهی از دانشآموزان ما میپرسیدند که به کجا میروند؟ آنان نیز پاسخ میدادند که به آموزش قرآن میرویم. باورش کمی دشوار است، ولی زنان افغان هفت سال پشت نسخههای قرآن و در زیر چادری (برقع) از دیدهای طالبان پنهان شدند.”
با وجود گذشت سالهای دشوار او آموزش ورزش را رها نکرد.
در حال صحبت با خانم سنگر هستم که ناگهان صدایی از پشت دیوار مدرسه شنیده میشود. خانم سنگر خطاب به من میگوید که گوش بده صدای چیست؟ دقت میکنم و میگویم که صدای مرد کهنه فروش است.
او به ما میگوید که “ما در آن زمان (حاکمیت طالبان) از این گونه صداها میترسیدیم و بدون تشخیص فرار میکردیم”. با خنده یکی از خاطرات آن روزها را بازگو میکند. “روزی در صنفهای (کلاسهای) زیرزمینی مصروف درس دادن بودم، ناگهان صدای به گوشم رسید که مانند فریاد کسی بود. حس کردم که طالبان هستند. به دانش آموزانم گفتم که طالبان ما را پیدا کردند، فرار کنید! همه از پنجرههای پشت سر زیر زمینی فرار کردیم. آن روز گذشت ولی بعدها فهمیدیم که صدای مردی کهنه فروشی بوده نه طالبان.”
در یکی از روزها شاگردانش از نبود میدان ورزشی و ورزش در فضای سربسته شکایت داشتند. اطراف مدرسهای که خانم سنگر درس میدهد، ساختمانهای بلند، قد کشیدهاند. او میگوید ورزش کردن در جامعه سنتی افغانستان برای دختران در پیش چشمان دیگران کاری مشکل است.
خانم سنگر روزهایی را که تازه به آموزگاری در شهر قندهار در جنوب افغانستان آغاز کرده بود، به یاد میآورد. او قصه میکند که مردم محل به دلیل اجرای حرکات آزادانه وزرشی او در مدرسه، فکر کرده بودند که اهل روسیه است و بر او مهر کافر بودن زدند.
به همین دلیل روزی از روزها مردم به مدرسه محل کار او هجوم میبرند، خانم سنگر آن روز اتفاقا به مدرسه نرفته بود، گروهی از مردان به مدرسه میآیند و پس از جستجوی خانم سنگر، آموزگار دیگری را به گمان اینکه او حلیمه سنگر است با خود بردند.
حکایت این داستان حس کنجکاویام را برانگیخت از او پرسیدم که سرنوشت آن آموزگار چه شد؟
خانم سنگر که رنگ رخسارش از ناراحتی قرمز شده بود، گفت:”بعد از دو شبانه روز جسد بیجانش را در برابر مدرسه یافتیم”. پیش از قتل او را دو شبانه روز زندانی کرده بودند.
حلیمه سنگر همانند هر زن دیگر تهدید شده است، مهر کافری خورده ولی تسلیم نشده است.
در دوران طالبان از مدرسه دخترانه فقط خشت و سیمان باقی مانده بود.
میگوید که بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن حکومت موقت وقتی به مدرسه آمده، تمام در و دیوار مدرسه دخترانه فرو ریخته و فقط خشت و اسکلت آن باقی مانده بود.
برای اینکه بتوانم بیشتر از او بشنوم با او اطراف مدرسه قدم زدم. یادآوری خاطرات ویرانی مدرسه بیش از هر کسی او را میآزارد. حدود چهل سال در اینجا درس داده بود، یادآوری روزهای ویرانی مدرسه حالت غمگینی را در چهرهاش ایجاد میکند.
حلیمه سنگر در آن روزهای سخت با ترفندها و شیوههای ویژه دست از آموزش دختران کابلی در کلاسهای زیر زمینی که به دور از دید طالبان، تشکیل می داد، برنداشت.
ورزش برای زنان افغان به دلیل نگاه سنتی جامعه، همیشه با دشواریهایی روبرو بوده است ولی سختگیری حاکمیتها هم بارها به آن اضافه شده است.
قدمزنان راهی سالنی میشویم که جامهای قهرمانی مدرسه را آنجا نگه میدارند. دهها جام قهرمانی را در پشت ویترین/آلماری، برایم نشان میدهد. برای هر یکی توضیحی دارد؛ این یکی مربوط به رشتهای والیبال است، آن یکی از رشتهای بسکتبال، کریکت و… که به قول خودش بدون او امکان دستیابی به آن مشکل بود.
