دانشگاه بلخ دردهای ناسوری با خود دارد!

کاش مشکل این دانشگاه، امضاء نکردن تحسیننامهی دانشجویان از سوی رئیس این نهاد به دلیل کاربرد واژهی دانشگاه بود!
از انواع فساد گرفته تا گروهبازیهای استادان و مسوولان این دانشگاه، سرنوشت دانشجویان را به چالش کشیده است!
در تمام دانشگاه بلخ یک مجله علمی و پژوهشی به مفهوم واقعی وجود ندارد! از دانشجویان بگذریم که حتا بیشترین استادان این دانشگاه در سال نه که در طول دورهی خدمت خود حتا یک مقاله علمی ننوشته اند!
من استادانی را میشناسم که بخاطر بیارزشترین مسایل میان همدیگر گروه بازی راه انداخته اند و دانشجویانی که استاد جانب مقابل شان را حتا سلام دهند با او عقده میگیرند و در امتحان او را چانس دوم میکنند!
من استادانی را در دانشگاه بلخ سراغ دارم که در طول سمستر، دوبار بیشتر در صنف حاضر نشده اند!
من فراوان استادانی را در این دانشگاه میشناسم که معاش اضافه کاری دریافت میکنند ولی در بیرون وظایف کلان کلان دیگر دارند و در همان ساعت رسمی هم در دانشگاه حاضر نیستند!
من استادانی را میشناسم که دشمن دانشجوی منتقد اند و دانشجویان را مداح میخواهند بهبار بیاورند در حالیکه دانشگاه محل مداحی نیست، بلکه پلههای خردورزی، فضای پرسشگری و فکر انتقادیست!
این تنها گوشههای از مشکلات دانشگاه بلخ است که از آن باخبریم، مطمئنم بیشتر از اینها مشکلات آکادمیک در این نهاد وجود دارد که با این صورت تنها ناماش دانشگاه است ولی در عمل همه چیز بر هم و در هم میباشد!
کاش تنها مشکل، کار ناشایستهی اخیر رئیس این دانشگاه بود…
نویسنده: نثارآریانفر
