برگزیده های سایتتحلیلتیتر یک

در امر فرهنگ سازی همپذیری بسیج شویم

فرهنگ هر جامعه با توجه به طرز تفکر و دیدگاه مسلط جمعی در قبال پدیده‌های اجتماع شکل و بسط می‌یابد، ذهنیت غالب در مورد کنش و رفتارها در طولانی مدت در قالب فرهنگ جلا و نمود می‌یابد

خبرگزاری رشد، کابل: سالیان متمادی است که افغانستان در کام هیولای خشونت فرو رفته است و این پدیده‌ی منحوس فرهنگی نه تنها که تبدیل به عادت رفتاری در سطوح مختلف گردیده است؛ بلکه از زوایای گوناگون روزانه از مردم ما قربانی می‌گیرد، خشونت در ابعادی همچون مسلح سازی نیروهای بومی، سرقت و غارت، قتل و کشتار و اندک ترین آن بد رفتاری با خانواده و فامیل قربانیان این پدیده می‌باشد، در سطح جامعه نیز خدشه دار شدن روحیه عمومی و تحت تأثیر قرار دادن وجدان جمعی از پیامدهای مخرب آن است که خالق آن خود ما هستیم؛ لذا با تغییر الگوهای رفتاری و طرز تفکر، می‌توانیم زاویه آن را از نگاه منفی به محیط پیرامون به همپذیری و عطوفت تغییر دهیم.

فرهنگ هر جامعه با توجه به طرز تفکر و دیدگاه مسلط جمعی در قبال پدیده‌های اجتماع شکل و بسط می‌یابد، ذهنیت غالب در مورد کنش و رفتارها در طولانی مدت در قالب فرهنگ جلا و نمود می‌یابد، خواه این ذهنیت با سائر جوامع و کشورهای دیگر همخوان باشد، خواه در مغایرت با آن قرار داشته باشد، فرهنگ هر جامعه برای مردم و اهالی آن حیثیت ارزشی دارد چه بسا فرهنگ‌هایی که در یک کشور بار ارزشی دارد و در کشور دیگر قبیح و نا پسند جلوه می‌کند، به عنوان مثال نحوه لباس پوشیدن و طرز رفتار و سلوک یک افغان با لباس پوشیدن و رفتار یک فرانسوی و غربی دچار تفاوت‌های چشمگیر است، حجاب در افغانستان یک ارزش به حساب می‌آید، اما در فرانسه و سائر کشورهای غربی در قبال آن نگاه منفی دارند و یا هم سیگار کشیدن در محیط‌های سربسته در بعضی کشورها قبیح و نا پسند جلوه می‌کند و در صورت مشاهده چنین حالت، از سوی شهروندان مورد اعتراض قرار می‌گیرند؛ ولی در یک کشور دیگری همچون افغانستان قباحت و ممانعت در این مورد وجود ندارد همینطور نمونه یاد شده را به عنوان جزء، می‌توان در ابعاد گوناگون مقایسه نمود.

هدف از این نوشته بخش کوچکی از فرهنگ سازی را در بر می‌گیرد که بر علیه روحیه خشن و جنگ طلب حاکم بر اجتماع مورد بحث و مداقه قرار می‌گیرد. حدود ۴۲ سال جنگ و خشونت در افغانستان باعث گردیده است که برعلاوه تخریب زیربناهای اساسی و ارزش‌های فرهنگی گذشتگان این مرز و بوم، ذهنیت و هنجارهای رفتاری مردم نیز متأثر از جنگ و خشونت گردیده است، خشونت از کوچکترین بخش اجتماع که خانواده می‌باشد نشأت گرفته تا در سطح کلان اجتماع میان مردم ریشه دوانیده است، این فرهنگ و رویه نا پسند در میان کتله‌های اجتماعی به مرور زمان تبدیل به « ارزش » شده است، دید ارزشی در قبال خشونت و اعمال آن از مخرب ترین کنش‌های اجتماعی به حساب می‌آید که باعث گردیده است افغانستان را به مدت ۴۲ سال در میان آتش انواع خشونت بسوزاند خانواده به عنوان رکن اساسی جامعه مصدر فرهنگ سازی اجتماعی به حساب می‌آیند، اعضای خانواده‌ها است که روحیه مسلط و طرز تفکر حد اکثری جامعه را رقم می‌زنند وقتیکه ما خانواده سالم با روحیه عطوفت و مهربانی را به بار آوریم، طبعا طرز تفکر و نوع بینش آنان در قبال زندگی، جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، داشتن جامعه سالم با روحیه همپذیری و مهربانی، کشور توسعه و مترقی را به بار می‌آورد، در این شکی وجود ندارد که فرهنگ جامعه متأثر از سلوک خانواده‌ها می‌باشد، لذا فرد فرد جامعه و خانواده‌ها در فرهنگ سازی اجتماعی نقش اساسی و محوری دارند، در عوض اینکه ما به اعمال خشونت بار ارزشی بدهیم که نتیجه‌ی آن به بار آوردن فرزندان عقده‌ی و دردمند می‌باشد که اثرات مستقیم منفی بالای جامعه می‌گذارند، بیاییم با عطوفت و رفتارهای ملاطفت آمیز، فرهنگ خشونت‌گرایی را نابود سازیم و برای نسل‌های جدید خویش هدیه‌ی ارزشمند دوستی و عاطفه را پیشکش نماییم.

وقتیکه می‌گوییم در راستای محو خشونت باید فرهنگ سازی شود، بدین معنی است که فرهنگ ساخته می‌شود نه اینکه طرز تفکر و نحوه عملکردها به عنوان بخشی از فرهنگ جامعه، یک واقعیت غیر قابل تغییر باشد، فرهنگ سازی در راستای محو خشونت با الگوها و نمودهای جمعی قابل تحقق است وقتیکه در این راستا قدم اول را بر می‌داریم می‌بنییم که در محیط پیرامون خود تغییرات چشمگیری را ایجاد می‌نماییم، چندین تن اشخاص که در تعاملات روز مره با ما سر و کار دارند متأثر از نحوه عملکرد و رفتار مان می‌گردند، آنان نیز دوستان و اقارب دیگر دارند که با الگو گیری رفتاری می‌توانند تأثیرات خویش را بالای روح و روان آنان به جا بگذارند، لذا نباید از تأثیر گزاری فرد در اجتماع اغماض نمود چون جامعه متشکل از افراد است هر فرد که بتواند مسئولانه رفتار نماید در کوتاه مدت تغییرات رفتاری را در سطح جامعه شاهد خواهیم بود، خشونت در ابعاد وسیع خود به مرور زمان از سطح خانواده به جامعه سرایت نموده و در سطح کلان به صورت گروههای سازمان یافته به معضل و چالش اجتماعی مبدل می‌گردد، جنگ‌های چندین ساله داخلی و جنگ‌های کنونی که باعث رکود در زندگی مردم گردیده است ریشه در خشونت‌های خانوادگی دارد، درست است که جنگ به عنوان یک پدیده منحوس عامل بیرون مرزی دارد؛ اما اجرا کننده آن در داخل افغانستان توسط بعضی از کتله‌های افغانی مدیریت و اعمال می‌گردد، وقتیکه رویه و رفتار مردم ما به صورت سالم و اساسی فرهنگ سازی گردد، بار عقده‌های روانی و خشونت از ضمیر نا خود آگاه کمرنگ شده در فرایند زمانی بستر همپذیری مناسب مهیا می‌گردد، ما وقتی می‌توانیم جامعه پویا و سالم داشته باشیم که هر فرد ما در قبال رویه و رفتارهای فردی خویش مسئولانه عمل نماید، در حال حاضر که « بدبینی» حس غالب جامعه را رقم می‌زند بیانگر این واقعیت است که افغان‌ها در امر فرهنگ سازی « محو خشونت » نتوانسته است قدم‌های موثر بردارند، لازم نیست که فرد در صدد اصلاح دیگری باشد، هر فرد که بتواند کنترل بر رفتار و نحوه تفکر خود داشته باشد، دیگران به صورت نا خود آگاه از رفتار وی متأثر می‌گردند به این شکل می‌توان بدون زحمت در پویایی و فرهنگ سازی جامعه نقش ارزنده خویش را ایفا نمود.

نرخ اسعار خارجی نرخ اسعار خارجی در بدل پول افغانی
دکمه بازگشت به بالا
بستن