در لویه جرگه، بررسی جنایات طالبان هم مطرح گردد
به هر حال هرچند که طالبان اکثرا به جرایم جنایی و حق العبدی متهم اند و لزومی نداشت که بعد از رهایی بیش از ۴۵۰۰ تن آنان صرفا برای ۴۰۰ نفر لویه جرگه دایر گردد؛ چون حملات مرگبار آنان طی سالهای متمادی یکسره بوی جنایت و خون میدهد هیچ موردی نیست که مردم از آنان دل خوش داشته باشند

قرار است در هفدهم ماه جاری لویه جرگه در ارتباط به رهایی ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان که متهم به جرایم جنایی و حق العبدی است لویه جرگه دایر گردد، به گفتهی رییس جمهور بر بنیاد قوانین نافذه، وی صلاحیت رهایی آنها را ندارد، لذا در این مورد مردم افغانستان باید تصمیم بگیرند.
به هر حال هرچند که طالبان اکثرا به جرایم جنایی و حق العبدی متهم اند و لزومی نداشت که بعد از رهایی بیش از ۴۵۰۰ تن آنان صرفا برای ۴۰۰ نفر لویه جرگه دایر گردد؛ چون حملات مرگبار آنان طی سالهای متمادی یکسره بوی جنایت و خون میدهد هیچ موردی نیست که مردم از آنان دل خوش داشته باشند، با این حال اکنون که تصمیم در این مورد قطعی شده است، حواشی مهمتر از متن وجود دارد که باید در این مورد توسط دولت و نمایندگان مردم توجه جدی صورت گیرد.
در اصل برگزاری این جرگه به هدف رهایی طالبان میباشد، اما آنچه مهم است که باید مطرح گردد جرم و جنایات آنان در سراسر کشور میباشد که حیطهی این جنایات از نقض حق حیات گرفته تا نقض حقوق بشری انسانها از قبیل ممنوعیت مردم از مکاتب، خشونتهای غیر قابل وصف در قبال زنان، ممانعت از تطبیق پروژههای عام المنفعه که برای آیندهی ثبات و توسعه کشور نقش مهم و اساسی دارند باید مورد غور و بررسی قرار گیرند.
حملات طالبان در مراکز شهرها به گفتهی خودشان که بالای اماکن دولتی صورت میگیرد، در حالیکه چندین برابر نیروهای دولتی مردم ملکی در آن تردد و اسکان دارند که بعد از هر حمله، دست کم چهل الی پنجاه نفر از شهروندان متقبل خسارات جانی و مالی میگردند.
همینطور قتل و کشتار افراد ملکی در بزرگراهها از اعمال نا بخشودنی آنان است که در لویه جرگه باید مورد بازپرسی و تصمیم گیری قرار گیرد، در مورد اینکه طالبان در بازی صلح دو جانبه عمل میکند، با نیروهای بین المللی تعهدنامه صلح امضا کرده اند و به مفاد آن عمل میکنند، اما در برابر نیروهای امنیتی و مردم ملکی مخاصمه و درگیری را اختیار نموده اند که با منطق جنگ و صلح کاملا در تضاد است.
حاشیهی دیگر که مهمتر از تصمیم گیری در رهایی زندانیان است، مسئلهی اکمالات آنان از سوی پاکستان است که با سویچ آنان مسیر جنگ و صلح را تعقیب میکنند.
باید مطرح گردد که اگر در فردای پس از صلح نقش مداخله جویانه پاکستان تامین نشود آیا تعهد خواهند داد که هیچ فردی از این گروه با نقاب جدید بر علیه مردم افغانستان وارد مخاصمه نشوند، در لویه جرگه باید گروه طالبان در ترازوی افکار و نظر سنجی مردم وزن گردد تا ادعایی که از پایگاه اجتماعی شان در کشور دارند آشکار گردد.
این گروه ادعای تسلط بر هفتاد فیصد خاک افغانستان را دارد، نظرخواهی در لویه جرگه میتواند ادعاهای واهی آنان را بیش از قبل رو نموده، جامعه جهانی و کشورهای منطقه را از ادعاهای میان تهی آنان آگاه بسازد، همینطور سایر مواردی که از قید نوشتار مانده است توسط یک کمیسیون خاص بررسی گردیده و به افکار عامه داده شود چون مسیر صلح از مجرای خواستههای عمومی ملت عبور میکند.
وقتیکه مردم افغانستان صدای شان را جهانی سازند و در قبال جنایات و ادعاهای پوچ این گروه صدا بلند کنند قطعا نقش طالبان و حامیان شان در پروسه صلح را تضعیف میکنند، بنا بر این لازم پنداشته میشود که موارد مهمتر از رهایی زندانیان نیز مطرح گردد.
