دیوارهای حکومتی، جلو انتحار را نمیگیرد

عصر روز سهشنبه منطقهی وزیر اکبر خان کابل یکبار دیگر شاهد وقوع یک انفجار انتحاری بود. این رویداد در نزدیکی ساختمان ریاست ارتباط خارجه وزارت دفاع افغانستان رخ داد. هفت رهگذری که شاید تازه از کار بر میگشتند و قصد رفتن به خانه داشتند، در این رویداد جان باختند و بیشتر از ده۱۰ تن دیگر زخمی شدند.
این در حالی است که وقتی شب گذشته حوالی ساعت دوازده از منطقه وزیر اکبر خان گذشتم، مانند همیشه در چند پاسگاه پولیس توقف داده شدم و بعد از پرسوجوی معمول و یا یک نگاه و یک سلام و علیک، به راه خود ادامه دادم.
تعدد شمار پاسگاههای پولیس که این روزها با خودشان یک قلاده سگ آموزشدیده نیز دارند، پدیدهی جدیدی در شهر کابل است که چند ماه قبل و به اثر انفجار در مقابل سفارت آلمان، از سوی پولیس مورد استفاده قرار میگیرد. استفاده از سگهای آموزش دیده که در کشف مواد انفجاری از دقت بیشتر و بهتری نسبت به انسان برخودار اند، یک امر معمول در کشورهای دیگر نیز هست.
شاید یکی از دلایلی که منطقهی وزیراکبر خان کابل تا دیروز شاهد هیچگونه رویداد انتحاری نبود، نیز تاثیر استفاده از همین سگهای آموزش دیده در کنار دیگر اقداماتی که حکومت برای جلوگیری از رویدادهای تروریستی در کابل روی دست گرفته است، باشد.
مشکل اما این است که با تمام تلاشهایی که تا کنون برای جلوگیری از وقوع حملات تروریستی در کابل صورت گرفته است، وضع آنطوری که باید امن بشود و یا باشد، نیست.
متأسفانه با تشدید تمرکز حکومت به ایجاد یک کمربند امنیتی به دور ساحهی وزیر اکبرخان و ارگ، یک بخش از انرژی و تمرکزی که بایست برای تأمین امنیت کلیت شهر کابل از سوی نهادهای امنیتی صرف شود، در یک نقطه متمرکز شده و بقیه شهر از نظر دور انداخته شده است.
از سوی دیگر، آنچه به عنوان تمهیدات امنیتی در یک نقطهی کوچک کابل به کار میرود، تنها برای عدهای محدودی از بالانشینان حکومتی، مقامها و شماری از سفارتخانهها و مؤسسات خارجی است و بس، و مردم عادی از آن سودی نمیبرند.
شکی نیست که دولت افغانستان ملزم به تأمین امنیت سفارتخانههای خارجی است و باید در این زمینه هیچگونه کوتاهی نکند تا مبادا رویداد مقابل سفارت جرمنی در کابل، تکرار شود. اما در عین حال، حکومت باید بداند که تأمین امنیت همهی شهروندان نیز از مسوولیتهایش است و در این زمینه نیز نباید کوتاهی کند.
درست است که نیروهای امنیتی شجاع کشور در میدانهای جنگی علیه تروریستان با استقامت میرزمند، اما آنچه مقامها در کابل با ایجاد یک کمربند امنیتی به دَور وزیراکبر خان انجام میدهند، جدا از ایجاد یک فاصله عمیق میان مردم عادی و حکومت، بلکه منجر به ایجاد نوعی تنفّر در میان نیروهای امنیتی که در کنار این جادهّها مستقر اند، نیز کرده است.
شب قبل که وقتی در یکی از پاسگاهها از یک پولیس پرسیدم که آیا از کارش راضی است، در پاسخم نخست سرش را به علامت تأسف تکان داد و بعد گفت: «اینها (مقامات) تنها به فکر تأمین امنیت خودشاناند، ده قصه مردم نیستن.»
نویسنده: پارسا
