رواج اصطلاح جاهلانه و غیرقانونی “اهلهنود” در افغانستان

اصطلاح نامیمونِ “اهل هنود” که برای نام بردن از شهروندان عزیز هندیتبار افغانستان در نوشتار و گفتارهای رسمی و صحبت برخی فعالان مدنی وخبرنگاران افغان، از آن استفاده میشود، نمیدانم از چه زمانی رواج یافته. اما به عنوان یک خبرنگار، سالها است که این اصطلاح زشت را میشنوم و در روزنامهها و کتابها میخوانم. اطلاعات ناچیز من نشان میدهد که در آغاز قرن بیستم میلادی، حتی در دوران امیرحبیب الله خان معروف به سراج المله والدین هم این واژه در نوشتههای ر سمی به کاربرده میشده، از جمله در نشریه سراج الاخبار آمده.
حدس من این است که کدام فارسی یا پشتو ناشناس بیدقت، این اصطلاح را از واژهی”أهل الذمه” یا “أهلالکتاب” در عربی، وام گرفته بیآنکه در معنای آن غور کرده باشد. أهل الذمه و أهل الکتاب، واژهگان فقهی هستند که در گذشته بار حقوقی داشتند.
أهل، در زبان عربی معناهای متعدد دارد. از جمله، خانواده، خویش، شایسته و سزاوار، ساکن، و صاحب یا خداوند. مثلا می گوییم: أهلی= خانواده ام. أهل الجبل= ساکنان یا باشندگان کوه. هو أهل لهذا= او شایسته این است. یک مثال زیبای مورد اخیر، این شعر صوفیانه رابعه عدویه، شهید عشق الهی است:
أحبّک حبّیْن حُبّ الهوى/ وحُبّاً لأنک أهل لذاک= به تو دوگونه عشق میورزم.. یکی عشقِ خواستن است و دیگر آنکه تو سزاورا دوست داشتنی..
فأما الذی هو حُبّ الهوى/ فشغلی بذکرک عمّن سواک= عشقِ خواستن آن است که، چنان به ذکر تو مشغولم، که غیرتو را از یاد برده ام..
وأما الذی أنت أهل له/ فکشفک للحُجب حتى أراک= سزاوار دوست داشتن برای آنی، که پردهها را برداشتی تا ببینمت..
( ریم بنا، چه دلکش این ناله پرسوز رابعه را سرودهاست)
أهل البیت= صاحبان خانه. أهلالکتاب= خداوندان کتاب (یهودیان و مسیحیان اصحاب تورات و انجیل).
الذمّه، هم معانی متعدد دارد. از جمله سرزنش کردن، پیمان، سوگند و حق. دراین بافتار، وقتی أهلالذمّه میگوییم، منظور اتباع و رعایای غیرمسلمان دولت اسلامی است که با مسلمانان عهد و پیمانبستهاند. دولت اسلامی ملزم است که به آنها پناه بدهد و از آنها حمایت کند. در مقابل این افراد غیرمسلمان باید شروط ذمّه را رعایت کنند، از جمله پرداخت جزیه.
اما واژه هنود، در عربی جمع هندی است. مثلا می گوییم: الهنود الحمر= هندیهای سرخپوست که منظور البته همان سرخپوستان، ساکنان بومی آمریکا است.
حالا وقتی بر این اساس، واژهی مورد علاقه و دلخواه برخی مقامات، روزنامه نگاران و فعالان مدنی افغان، “اهل هنود”، را معنا کنیم، یک چیز مزخرفی در میآید: صاحبهندیها؟!
اصطلاح “اهل هنود”، همزمان می تواند اهانت بار باشد. استفاده از این اصطلاح، واژهی أهلالذمّه را تداعی میکند که در تاریخ خلافت اسلامی، در بسیاری از برهههای آن، بارمنفی داشته و با اهل ذمه رفتار زشت میشده حتی وقتی به شروط ذمه پایبند میبوده اند.
در کشوری که امروز بایست، همه شهروندان آن حقوق برابر داشته باشند، “اهلهنود” گفتن به شهروندان عزیز هندیتبار افغانستان، یک غلطِ زبانی و حقوقی شرمآور است. به نظر من، ‘هندوهای افغانستان’، واژهی بهتر و مناسب است. ‘هندی’، به شهروند کشور هند گفته میشود که هندو و غیرهندو را در بر میگیرد. ‘هندو’، پیروی آئین هندوئیسم یا هندو است، درست مثل مسلمان که پیروی اسلام است.
از برگه ی حسیب عمار
