روسیه فرصت برد ندارد

رییسجمهور غنی در گردیز گفت که روسیه به طالبان جنگافزار میدهد. این اولین بار است که افغانستان در سطح رییسجمهور، تایید میکند که روسیه به طالبان سلاح داده است. رییسجمهور پیش از این از اظهار نظر در مورد رابطهی روسیه و طالبان خودداری میکرد. اما به نظر میرسد که حالا این رابطه به قدری ضد افغانستان است که دیگر رییسجمهور مصلحتهای دیپلوماتیک را رعایت نمیکند و به روشنی افشا میکند که روسیه به طالبان سلاح میدهد.
قبلاً مسکو اعلام کرده بود که در مبارزه با گروه داعش، با طالبان هدف مشترک دارد. روسیه بارها اعلام کرد که به هیچ وجه قصد ندارد در جنگ میان دولت افغانستان و طالبان، از طالبان حمایت کند، اما به نظر میرسد که مسکو از طالبان در برابر دولت افغانستان حمایت میکند.
وضعیت شبیه دههی هشتاد است. در آن زمان روسیه از دولت طرفدار در کابل حمایت میکرد و آن دولت تلاش میکرد که افغانستان را بر مبنای الگوی روسی مدرن بسازد، اما امریکا چریکهایی اسلامگرای ضد شوروی را حمایت میکرد. امریکا و متحدانش حامیان مالی و تسلیحاتی چریکهای بودند که بر اساس استراتژی «قتل با هزار زخم» با اتحاد شوروی میجنگیدند. در آن زمان یک ارتش گوریلایی چندملیتی اسلامگرا هم در کنار چریکهای بومی با نیروهای شوروی میجنگیدند. کمکهای ایالات متحده به نحوی به گوریلاهای چندملیتی هم میرسید. همین گوریلاها بعداً بدل به بدترین دشمنان ایالات متحده شدند.
امروز ایالات متحده در افغانستان حضور نظامی دارد و از دولت حمایت میکند، اما روسها در حمایت از طالبان قرار گرفتهاند. اوضاع شبیه دههی هشتاد است، اما نقشها جابهجا شده است. روسیه میداند که داعشیهای ظهور کرده در افغانستان آن قدر نیرومند نیستند که بتوانند رودخانهی آمو را عبور کنند و به آسیای میانه بروند. داعش که در قلمرو اصلیاش نابود شده است، چگونه میتواند در افغانستان شبکهسازی کند و به آسیای میانه برود؟
روسها از داعش به عنوان بهانه استفاده کردند. هدف اصلی آنان ضربه زدن به امریکا است. روسیه با امریکا در خاورمیانه، شرق اروپا و شاید جاهای دیگر تضاد منافع دارد و میخواهد فشارهای ایالات متحده را در افغانستان پاسخ بگوید. روسیه از طالبان استفادهی ابزاری میکند. شاید برخی از جنرالها و استخباراتچیهای کهنهپیخ روسی به فکر انتقام دههی هشتاد هم باشند.
اتحاد شوروی در سال ۱۹۸۶ نیروهای نخبهی کماندویش را به افغانستان آورد و با راهاندازی عملیاتهای جستوجو و شکار، تلفات سنگینی به چریکهای ضد روسی وارد کرد. اما در آخر این سال استنگر در اختیار چریکهای ضد روسی قرار گرفت. استنگر هواپیماهای جنگی و چرخبالهای روسی را سرنگون کرد و عملیاتهای جستوجو و شکار ارتش سرخ را بیاثر ساخت. استفادهی تهاجمی از استنگر تلفات سنگینی به نیروهای روسی وارد کرد.
از امکان به دور نیست که شماری از جنرالهای روسی که از شکست دههی هشتادشان در افغانستان احساس حقارت میکنند، از حمایت تسلیحاتی از طالبان خیلی شادمان باشند. حامیان طالبان هم شاید در تلاش هستند که این گروه به موشکهای پیشرفتهی روسی دست یابند. سخنگویان غیر رسمی طالبان در رسانهها ادعا میکنند که طالبان از روسیه خواستهاند که موشکهای پیشرفته در اختیار این گروه قرار دهد.
روسیه، سیاستمداران مخالف امریکا را نیز بسیج کرده است. حامد کرزی رییسجمهور پیشین به مسکو دعوت میشود و در نشستی سخنرانی میکند که ولادیمیر پوتین در آن حضور دارد. کرزی در حضور پوتین امریکا را متهم به حمایت از داعش میکند. هدف تمام این تلاشها به زانو درآوردن امریکا، ناتو و دولت افغانستان است. روسیه میخواهد که اینجا امریکا را فشار بدهد تا جای دیگر امتیاز بدهد. در این وسط برخی از سیاستمداران، افزار شدهاند. همان طوری که طالبان افزار هستند. طالبان یک گروه ایدیولوژیک متحد پاکستان است و استخبارات پاکستان تلاش میکند که به آنان مشروعیت منطقهای دستوپا کند.
اما افزار شدن سیاستمدارانی که پس از سقوط طالبان، صاحب شهرت و قدرت شدند، قابل درک نیست. این سیاستمداران که از افزار شدن برخی از رقیبان خود انتقاد میکنند، خود به وضوح بدل به افزار شدهاند. روسیه عاشق چشم و ابروی هیچ سیاستمداری نیست. روسیه میخواهد امریکا را به زانو دربیاورد. مسکو امتیاز میخواهد و سیاستمداران وطنیای که به ساز روسهامیرقصند، برای کرملین ارزش افزاری دارند. ضمیر کابلوف به صراحت گفته است که اگر امریکا به تحریم روسیه پایان دهد، مسکو با واشنگتن در بارهی افغانستان همکاری میکند.
روسیه با سیاست جدیدش در قبال افغانستان فرصت برد ندارد. روسیه در گذشته مرتکب اشتباههای استراتژیک شد. اتحاد شوروی بین سال ۱۹۳۰ و ۱۹۷۰ نفوذ قابل توجه در افغانستان داشت. در آن زمان هیچ کشوری به اندازهی روسها در افغانستان نفوذ نداشت. اما مسکو با اعزام ارتش سرخ به افغانستان، این نفوذ را از بین برد و بیشتر جمعیت افغانستان را به دشمن خود بدل کرد. روسیه در زمان یلتسن با خالی کردن پشت نجیب، جنگ افغانستان را به آسیای میانه گسترش داد. با روی کار آمدن دولت جدید در افغانستان، روسیه در آغاز خوب پیشرفت و از دولتسازی در افغانستان حمایت کرد. روسیه میتوانست با تمویل پروژههای اقتصادی و حمایت جدی از دولت، به احیای نفوذش در افغانستان بپردازد. روسیه میتوانست به روش هندیها عمل کند، اما آنان این راه را انتخاب نکردند. روسیه راه پاکستان را انتخاب کرد. این سیاست به هیچ وجه فرصت برد در افغانستان ندارد.
نویسنده: فردوس
