زنی که دیروز شلاق خورد

یکی دستهایش را گرفته بود و دیگری با دو دست محکم به پاهایش چسبیده بود تا تکان نخورد. یک طالب با شلاقی در دست کنارش روی زمین نشسته و بر کمر و باسنش شلاق میزد. تعداد زیادی دور این صحنه گرد آمده بودند تا شاهد شلاق خوردن زنی باشند که کاری خلاف نظر طالبان انجام داده بود.
زن را به روی زمین به شکل خفتباری انداخته بودند و مجری شرع با شلاقی بیامان بر بدنش میزد. بعد از دومین شلاق صدای ضجهی زن بلند شد. با هر شلاق فریاد زن بیشتر بر فضا طنین میانداخت، اما شاهدان صحنه بی هیچ واکنشی فقط نظاره میکردند.
زن با زبان پشتو حرفهایی میگوید که برای من قابل فهم نیست. شاید التماس میکند و میخواهد دیگر شلاقش نزنند. شاید نفرین میکند یا هر چیز دیگری که در میان فریادهایش میگوید. با شلاقهایی که بر بدنش فرود میآید، تن پوش زن کنار میرود و برجستهگیهای باسنش زیر تن پوش سرخی که به پا دارد، بیشتر به چشم میخورد.
مجری شرع چند شلاق محکم بر باسنش میکوبد. زن دست و پا میزند و دو نفری که محکمش گرفته اند تا تکان نخورد، برای یک لحظه تعادل حفظ شان را از دست میدهند. کسی که شاید قاضی و یا فرمانده محلی طالبان است به زبان پشتو صدا میزند که دست هایش را محکم بگیرید.
شمار شلاق ها که به پایان میرسد، زن را رها میکنند تا از خاک برخیزد. او از میان این صحنه با تنی شلاق خورده و زخمی بلند میشود و روی پا میایستد. چادر برقع بر سر دارد و با دو نفری که شاید نزدیکانش هستند، به سمت در خروجی میرود. آنجا شخصیت زن را شکستند، جانش را آزردند و روحش را مجروح کردند. این صحنه با دوربین مبایل فیلمبرداری شده است. وقتی دوربین دور میزند، نیروهای مسلح طالبان سلاح به دوش در گوشه و کنار این صحنه دیده میشوند.
این زن شاید فردا مادری باشد که کودکی را به دامانش تربیت میکند. پُر واضح است که زخم و جراحت این حادثه تا آخرین نفس عمرش، فراموش نمیشود و شاید هر روز این تجربهی تلخ به سراغش بیاید و او را از درون هر روز متلاشی کند. این صحنه یکی از تراژیدیهای مکرر هر روز مناطق دور افتادهی کشور است.
طالبان هنوز مناطق زیادی را در کشور تحت تسلط خود دارند و قوانین شان مجموعهای از همین رفتارهاست. چند و چون قوانین سختگیرانهی طالبان در زمان حاکمیتشان بر بیشتر مناطق کشور و خصوصاً شهرهای بزرگ، را همه میدانند. این قوانین اکنون در مناطق تحت سلطهی طالبان بدون کم و کاست اجرا میشود. بیشتر این قوانین ناظر بر رفتارهای زنان است. اعمال محدودیتهای بی حد و حصر بر قشر زن به نوعی بنیاد قوانین طالبانی را میسازد. رسانه های کشور پیوسته از اجرای چنین قوانین و احکامی بر مردم مناطق تحت سلطهی طالبان گزارش میدهند.
برگردیم به صحنهی شلاق خوردن زن. کسانی که در آن صحنه گرد آمدهاند تا شلاق خوردن زنی بی پناه را به حکم شرع شاهد باشند، تا حد زیادی با اعمال چنین قوانینی مشکل ندارند. نوعی پذیرش اعمال قوانین شرعی تا حدی نزدیک به درک طالبان از شرع در مناطق دور افتاده وجود دارد. شاید یکی از دلایل مهم عقب ماندگی های زنان در مناطق دور افتاده همین باشد، چرا که این درک از دین و نوع عرف و عنعنات حاکم بر اجتماع، معطوف به محدود کردن زنان به چهاردیواری خانه است.
هرگاه زن هر یک از قوانین سختگیرانهی بیشمار سنتی را به هر دلیل نادیده بگیرد، یا در چارچوب فامیل یا ملای عام تنبیه میشود. برخورد تحقیر آمیز با زنان، از قبیل چنین صحنههای شلاق زدن و شخصیت زن را شکستن، یک باور عام است. در مناطق دور افتاده اساساً چیزی به نام روح و شخصیت زن معنا ندارد. کسی نگران این نیست که وقتی زنی را در ملای عام شلاق میزنند، عواقب این تنبیه غیر انسانی چقدر عمیق در شخصیت زن تاثیر میگذارد و چقدر طولانی حیات زن را متاثر میسازد.
جایی که برداشت شخصی افراد از یک اعتقاد و باور مبدل به قانون میشود و زمینهی عملی دارد، در واقع فاقد قانون است. زن در برابر چنین وضعیتی هیچ پناه و پشتیبانی ندارد. تعداد بیشماری زنان در چنین شرایطی زندگی میکنند و هر روز درد محرومیت و آزارهای مختلف روح و روان شانرا میفشارد. تاسف بزرگ این است که حتی اعضای فامیل با تاکید بر سنتها، عنعنات و رسوم عقب افتاده، به جای پشتیبانی از زنان، در صف آزارگران زن قرار دارند.
نه درون خانه جایی امن برای زنان است و نه اجتماع. علاوه بر آن محرومیت زنان از دانش و سواد در مناطق دور افتاده که مبنای سنتی و فرهنگی دارد، خود زنان را نیز به پدیده های منفعل مبدل کرده است که فقط ناظر بر اوضاع مظلومیت خود میباشند. مناطق دور افتاده دچار لنگشهای فرهنگی بسیار زیادی است. حالا این ضعفهای فرهنگی در جهاتی تعریف شده است و در جهاتی هنوز هیچ شناخت و تعریفی در مورد آن وجود ندارد. زنان مناطق دور افتاده به شدت محرومیتها و ظلم گستردهتر و عمیقتری را هر روز تجربه میکنند.
ریحان تمنا/ هشدار
