سیاستمدار نرمخو

این روزها حملات بر استاد دانش شدت گرفته است. تعدادی به بهانهء حکمتیار بر او میتازند و تعدادی هم شاید از سر عقده و حقارت. من اینجا کاری به دیدار او و حکمتیار و گذشته و حال حکمتیار ندارم. (البته قرار است مقالهء ۴ صفحهئی در مورد حکمتیار در یکی از روزنامههای ایالات تکزاس به زبان انگلیسی منتشر کنم). در مورد استاد دانش اما دو سه حرف حساب به گفتن دارم:
١- چرا استاد دانش هم در میان هزارهها و هم سایر اقوام و در مجموع در سیاستورزیش مؤفق است؟ البته دید اغلب همین است و آنهائی که انکار میکنند در ردیف عقدهمنداناند. دو دلیل عمده در این امر نهفته است:
٢- استاد دانش نماد فرهنگیست. هم نماد فرهنگ مقاومت غرب کابل (به تأیید حرف حساب استاد مزاری، دانش، دانش است) و هم نماد فرهنگ همدیگرپذیری و ثبات و پایداری و عشق به کشور و مردم این کشور. هزارهها در مجموع به فرهنگی بودن و مدنی بودن این روزها شهرهاند و دانش در حکومت نماد همین مردم است. پس انتظار پرخاش، قلدری و زورگوئی را از او نداشته باشیم و کارهای نرم و بنیادیی که دانش برای مردم این روزها انجام میدهد، محاسبه کنیم. مطینم با محاسبهء کارهای سهسالهء دانش دید و نگرش تان نسبت به این سیاستمدار نرمخو، عِوَض میشود.
٣- موفقیت استاد دانش در سیاست حکومتداری همچنان مدیون کارمندان اطراف دانش و دفتر دانش است. اگرچه سیاست قومی کارمندان دفتر دانش را به سان سایر سیاسیون احاطه کرده و حتی از هزارههای سنی همخون دانش، آنجا کسی به ذرهبین دیده نمیشود اما موفقیت یک سیاستمدار بستگی به کارمندان دفتر آن سیاستمدار دارد. بسا سیاسیون به دلیل داشتن افراد فسادپیشه و غرق در دزدی و بدخلقی، بدنام میشوند و لکهء بدنامی بر جبین شان تا دیر زمانی میپاید. امتیازِ داشتن کارمندان خوب دانش را حفظ کرده و هر روز بر موفقیتهای او میافزاید.
نویسنده: عبدالرحمان رحمانی
