ضرورت کمپاین ملی در دفاع از جمهوریت
بعد از اینکه در فرایند تاریخ مردم از استبداد به ستوه آمدند انقلاب تودهها شکل و بسط یافت و همزمان با سرنگونی رژیمهای خودکامه و خانواده محور، جمهوریت به عنوان بدیل قابل حل که آئینه تمام نمای رنگین کمان اقوام و طیفهای گوناگون فکری بود جاگزین آن گردید.

در دنیای معاصر برای یک جامعه سیاسی هویت انسانی و ارزشهای فردی با آزادیهای سیاسی گره خورده است، با وجود انواع نظامهای گوناگون در تاریخ بشری هیچکدام نتوانست از استبداد و تک محوری خاندان سلطهجو فروکاهد و نظام بدیلی جاگزین گردد که آئینه تمام نمای شهروند محوری باشد.
بعد از اینکه در فرایند تاریخ مردم از استبداد به ستوه آمدند انقلاب تودهها شکل و بسط یافت و همزمان با سرنگونی رژیمهای خودکامه و خانواده محور، جمهوریت به عنوان بدیل قابل حل که آئینه تمام نمای رنگین کمان اقوام و طیفهای گوناگون فکری بود جاگزین آن گردید.
اما در افغانستان طی تاریخ پر ماجرا و فراز و نشیبهای طولانی، جمهوریت کنونی توانست که قدرت را نسبتا عادلانه در میان اقوام و عقاید گوناگون این سر زمین تقسیم کند، جمهوریت بود که طی مدت ۱۸ سال اشخاصی را دور هم و سر یک سفره جمع نمود که چندین سال باهم نزاع و درگیری های خونین را سپری نموده بودند، این نظام موفق شد کشور را از حالت مخروبه که بیشتر به شهر ارواح میماند نجات بخشیده و شهرها را با دکور و آذین شیشهی در انظار و عینیت مردم رونما گرداند، جمهوریت باعث گردید تا نفوس پراکندهی کشور را از شرق و غرب زیر چتر خود جمع نموده و از بازار کار اهانت آمیز کشورهای بیرونی وارد مکاتب و دانشگاهها نماید، با حاکمیت نظام جمهوری، دروازههای علم و دانش نیز باز گردید و شهرهای افغانستان به خصوص کابل صبغهی فرهنگ محوری و دانش پروری به خود گرفت.
اکنون افغانستان در سراشیبی جدید تحولات منطقهی و داخلی قرار گرفته است، واقعیت مذاکرات صلح از یک گفتمان به یک مسئله تغییر ماهیت داده است، بنا به علل و عوامل مختلف، طالبان به کمتر از استقرار امارت متحجر و خود خوانده شان راضی نیست، آنان با سو استفاده از شکاف موجود در صف سیاسیون دندان تیز کرده اند تا پیکر نیم زخم جمهوریت را خرد و خمیر نموده ببلعند، اما آن حامی واقعی که سالها زیر چتر این نظام به نان و نوا و آموزش معیاری سیاست ورزی دست یافتند مدافع بی کینهی نظام نیست بلکه کینههای میان افراد باعث قربانی نظامی میگردد که تا کنون خودشان از آن بیشترین بهره سیاسی و مادی را نصیب شدند.
اکنون وقت آن است تا اشخاصی که واقعا به درک عمیق از جمهوریت و امارت رسیده اند به فکر حفظ نظام در آیندهی پسا صلح باشند، مصارف هنگفتی که در کمپاینهای ریاست جمهوری و پارلمانی میگردد، به هدف دستیابی یک شخص و یک تیم به منبع قدرت است.
ما در حال حاضر که نظام در معرض تهدید و خطر قرار گرفته است سرنوشت جمعی با آن گره خورده است، بر میتابد که زعیمان ملی به اندازه نصف مصارف کمپاین های شان را در «کمپاین سراسری صیانت از جمهوریت» به مصرف برسانند این کمپاین در سراسر کشور میان نفوس ساحات تحت پوشش نظام راه اندازی شود.
مزایای جمهوریت و جفای امارت در آن تبلیغ گردد، از مردم خواسته شود تا در طول مدت مذاکرات، با استفاده از هر ابزار رسانهی نظیر ( بلندگوهای مساجد، تجمعات فرهنگی، شبکههای مجازی، مطبوعات و رسانه های صوتی و تصویری… ) حمایت همه جانبه شان را از جمهوریت داشته باشند، این تنها راه تسلط بر وضعیت روحیه عمومی است که میتواند روحیه طالبان را در مذاکرات صلح تضعیف نماید، زیرا گروه طالبان نظام موجود را نه به عنوان نظام، بلکه تحت عنوان «اداره کابل» یاد میکنند، چنین نگرش به نظام و دست اندر کاران آن در قاموس طالبان به عنوان نفی جمهوریت و جا گزینی امارت تلقی میشود، به باور این گروه نظام جمهوریت یک ساختار تحمیلی بالای مردم افغانستان است که مشروعیت مردمی ندارد این مسئله را بارها در مذاکرات بین المللی شان یاد آوری کرده اند و از این مجرا تلاش دارند ذهنیت جامعه جهانی را تغییر دهند، راه اندازی کمپاین به هدف صیانت از نظام، این روایت طالبان را معکوس میسازد و ما را در راستای حرکت رو به جلو یاری خواهد کرد، ورنه فرهنگ غلط تغییر نظام بعد از هر چند دهه نهادینه شده و افغانستان را به قهقرا خواهد کشانید.
