
رادیکالیزم همانند موریانههای درون تنهی درخت است که رشد و ثمربخشی را از ریشه میخشکاند، با این ایده که تحت عنوان هر دین و مذهبی آغاز به فعالیت نمایند قابل دفاع نبوده و باید توسط ارتش کشورها سرکوب گردند.
طالبان به عنوان یکی از گروههای رادیکال اسلامی با حضور نزدیک به سی ساله شان در افغانستان همواره عملکردهای مبتنی بر ماهیت ترور و دهشت شان را به نمایش گذاشته اند، از خانمان کردن انسانهای افغانی گرفته تا حمله بر ساختمان تجارت جهانی که تحت حمایت آنان صورت گرفت عمق انگیزههای استراتژیکی شان را برجسته ساختند.
پس از گذشت اینهمه مدت، اکنون هم به ایدئولوژی سی سال قبل شان متعهد هستند و هیچ تغییری در عمق عملکردهای آنان به وجود نیامده است؛ چنانچه اکنون هم ماهیت شان مکررا به نمایش میگذارند، لذا انتظار داشتن از این گروه مبنی بر اینکه سلوک و باور شان به روز شده باشد، تجربه ناکام و تلخی است که در کوتاه مدت پیامد آن به مردم افغانستان و جامعه جهانی آشکار خواهد شد.
اکنون که آوازههای مشروعیت یابی آنان به هرگوشه و کنار پیچیده است، دولت افغانستان و کشورهای حاضر در مناسبات مبارزه علیه تروریزم باید بدانند که مشروعیت سیاسی این گروه به مثابه آبیاری به درختان پوسیدهی میماند که درون اش تهی است و هیچگاه ثمرهی زحمات کشاورز را جبران نخواهد توانست؛ بلکه افتادن آن بالای اشخاصی که زیر سایه آن لمیده اند نزدیک به واقعیت است.
اگر از منظر ژئوپولیتکی به رخدادهای افغانستان بنگریم این کشور از چارسو در منگنهی گروههای تروریستی قرار دارد، از پاکستان گروهای همچون سپاه صحابه و سپاه محمد و سایر گروههای که در مناسبات هند و پاکستان سرگرم اند، از غرب، سیستان و بلوچستان ایران که در آن گروه جندالله در صدد دستیابی به فرصت است.
تحریک اسلامی ازبکستان و نهضت اسلامی تاجکستان به شمول اویغورهای چین، تهدیدات تروریستی شرق و شمال کشور میباشند، القاعده به عنوان یک سازمان تروریستی جهانی که در هریک کشورهای یاد شده حضور شان ملموس است، با اینحال، گروه طالبان با همکاری نیروهای بومی افغان که در قصبات افغانستان به سر میبرند، یگانه چشم امید سایر گروههای تروریستی به حساب میآید که به محض مشروعیت رسمی طالبان، پای آنان به افغانستان و منطقه بهتر از گذشته باز خواهد شد.
مشروعیت سیاسی طالبان بد آموزی الگو گیری را نیز به سایر تندروهای اسلامگرا القا خواهد کرد، آنان بیش از قبل به ایدئولوژی شان روحیه مضاعف خواهند بخشید، با حساب به اینکه طالبان توانستند بعد از بیست سال توسل جنگ و خشونت به قدرت سیاسی دست یابند و جغرافیای مشروع برای خود دست و پا کردند ما نیز میتوانیم با تداوم وحشت و کشتار جغرافیای مستقل داشته باشیم.
لذا قبل از اینکه جهان مجددا در کام وحشت و ترور فرو برود لازم است که در مورد مبارزه با تروریزم بازنگری جدی و حساب شده صورت گیرد هرگونه تصمیم عجولانه و غیر واقع بینانه پیرامون تروریزم یکبار دیگر این کرهی خاکی را به تنور داغ آتشبازی های تروریستی مبدل خواهد کرد.
