اجتماعیافغانستانبرگزیده های سایتتحلیلتیتر یک

نبیل: یک اقلیت افراطی، هویت و دین را به ابزار قدرت تبدیل کرده‌اند

رئیس امنیت ملی حکومت پیشین می‌گوید که یک اقلیت افراطی سیاست، هویت و دین را به ابزار قدرت تبدیل کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری رشد؛ رحمت الله نبیل رئیس امنیت ملی حکومت پیشین امروز سه‌شنبه(۷ دلو) در صفحه اجتماعی اکس نوشت: مصاحبهٔ احدی در برنامهٔ «دیدار با تاریخ» دیدم. با حفظ احترام به ایشان، به‌عنوان یک شهروند افغانستان می‌خواهم دیدگاه خود را دربارهٔ این اظهارات مطرح کنم.

وی افزود: به نظر من، سخنان احدی؛ بیش از آن‌که بازنگری تازه و انتقادی از تجربهٔ دولت–ملت و ناکامی‌های آن در افغانستان باشد، بیشتر تکرار یک روایت قدیمی و ایدئولوژیک است که ریشه در سنت فکری حزب «افغان ملت» دارد.

او تاکید کرد ارجاع مکرر به مقالهٔ سال ۱۹۹۵ و تأیید محتوای آن نشان می‌دهد که این گفتمان در چند دهه تحول جدی نیافته است، در حالی‌که افغانستان امروز هم در داخل ساختار اجتماعی و سیاسی پیچیده‌تر شده و هم در جغرافیا و ژئوپولیتیک منطقه در موقعیتی کاملاً متفاوت از چند دهه پیش قرار دارد که به نظر من، نمی‌توان با چارچوب‌های فکری دههٔ نود توضیح داده شود. ساده‌سازی یا نادیده گرفتن این پیچیدگی‌ها، هر دو خطرناک است.

نبیل خاطر نشان ساخت با احترام به دیدگاه‌های داکتر احدی، ادعای نمایندگی از «۹۰ درصد مردم افغانستان» بیشتر یک شعار سیاسی حزبی است تا این که یک واقعیت قابل سنجش باشد. همه ما می‌دانیم که در سیاست امروز، اکثریت از طریق انتخابات، نظرسنجی‌های معتبر و مستقل مشخص می‌شود، نه از طریق آرزو‌ها، خطابه‌ها و یا هم خاطره‌نویسی‌ها. چنین ادعاهایی در بهترین حالت ابزار بسیج جلب و جذب حزبی و در بدترین حالت می‌توان گفت تلاشی برای مصادرهٔ مفهوم ملت به نفع یک روایت خاص پنداشته میشود.

در عین حال، منتقدان این روایت نیز نباید به تولید روایت‌های افراطی و حذف‌گرایانهٔ دیگر روی آورند، زیرا این کار تنها چرخهٔ افراط و واکنش افراطی را تقویت می‌کند و فضا را بیشتر زهر آگین و مسموم میسازد.

تجربهٔ تاریخ معاصر افغانستان نشان داده است که هر پروژهٔ سیاسی که بر انحصار هویت، ایدیولوژی، زبان یا روایت در فقدان اجماع ملی بنا شده، در نهایت به تمرکز قدرت، خون و خشونت و فروپاشی اعتماد اجتماعی انجامیده است. فرقی نمی‌کند این منطق از طالبان باشد یا از جریان‌ها و گروه های سیاسی و نخبه گرایانه ی دیگر؛ سیاست مبتنی بر برتری‌جویی و تفوق به اساس فکر؛ قوم و هویت همواره به بی‌ثباتی و شکاف اجتماعی منجر شده است.

ما می‌بینیم؛ همان‌گونه که روایت‌های انحصارگرایانه در برخی جریان‌ها و گروه‌ها مشکل‌ساز بوده، در برخی دیگر نیز روایت‌های افراطی، تجزیه‌طلبانه و حذف‌گرایانه شکل گرفته که متاسفانه فضای سیاسی و اجتماعی افغانستان را به حد کافی غبار آلود ساخته است. افراط‌گرایی و حذف‌گرایی محدود به یک فرد و یا جریان خاص نبوده و با تاسف میتوان گفت که از جهات مختلف بازتولید شده است.

یکبار دیگر تاکید می‌کنم که در برابر این بن‌بست، راه قابل دفاع حرکت به سوی یک قرارداد اجتماعی نوین و شهروند‌محور است؛ نظمی که در آن حقوق و فرصت‌ها برای همه برابر باشد و تنوع اجتماعی و فکری به رسمیت شناخته شود. ثابت شده است که ملت‌سازی با حذف تفاوت‌ها ممکن نیست؛ بلکه با مدیریت تفاوت‌ها و تضمین برابری حقوق شکل می‌گیرد. تاریخ نشان داده هر ادعای برتری، حتی اگر با زبان دین، تاریخ، نژاد یا فرهنگ بیان شود، در نهایت به زیان مردم تمام می‌شود.

در عین حال، باید میان اکثریت وسیع شهروندان معتدل و وطندوست که عدالت، ثبات و همزیستی می‌خواهند، و اقلیتی پرصدا و ایدئولوژیک که با روایت‌های انحصاری شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند، تفکیک قائل شد. اکثریت مردم افغانستان نه تشنهٔ برتری‌جویی‌اند و نه خواهان حذف و به حاشیه راندان دیگران؛ این اقلیت‌های افراطی‌اند که سیاست هویت و دین را به ابزار قدرت تبدیل کرده‌اند/می‌کنند.

زمان آن رسیده است صدای اکثریت شهروند‌محور بلند شود و سیاست از اسارت روایت‌های برتری‌جویانه و حذف‌گرایانه رهایی یابد. آیندهٔ افغانستان با شعار و تقسیم قومی ساخته نمی‌شود؛ با نهادسازی، قانون‌مندی و شهروندی برابر ساخته می‌شود. مسئولیت این تحول بیش از همه بر دوش نسل جوان است؛ زیرا اگر جوانان نیز همان الگوهای فکری و سیاسی نسل کهنه‌کار را بازتولید کنند، دیگر تفاوتی میان نسل‌ها باقی نمی‌ماند و نقد و تغییر معنای خود را از دست می‌دهد و «همان آش است و همان کاسه».

خبرگزاری رشد

برچسب ها
نرخ اسعار خارجی نرخ اسعار خارجی در بدل پول افغانی
دکمه بازگشت به بالا
بستن