پلانگزاری استراتژیک عربستان بالای منابع انسانی در کشور
اهمیت منابع انسانی: این کشور در رقابت تنگاتنگ با ایران بر سر زعامت کشورهای اسلامی «ام القری» تلاش دارد تا جغرافیای سلطه ایدئولوژیکی اش را وسعت بخشد برترین گزینهی دستیابی به این مهم، از طریق ایجاد مدارس دینی چنین اهداف استراتژیک شان را تعقیب مینمایند، هم اکنون عربستان در اکثر کشورهای اسلامی مراکز تعلیم و تربیت دینی احداث نموده است

عربستان سعودی به عنوان یکی از کشورهای اسلامی در مقاطع گوناگون تاریخ معاصر در مناسبات سیاسی و تحولات فرهنگی_اجتماعی افغانستان همواره نقش داشته است، این کشور بنا به دارا بودن انبوه سرمایه و امکانات مادی از کشورهای تاثیر گزار در تحولات منطقوی به حساب میاید، عایدات هنگفت از منابع نفتی و تجارت پر رونق آن در بازار جهانی آنان را به یکی از غولهای اقتصادی منطقه تبدیل نموده است، برعلاوه تردد میلیونها نفر در سال به هدف زیارت کعبه نیز تأثیر قابل ملاحظهی به اقتصاد آل سعود به جا میگذارد، نقش برجسته عربستان سعودی از زمان جهاد افغانستان تا کنون در ابعاد گوناگون روابط با افغانستان برجسته بوده است این کشور به صورت دو وجهی در هر مقطع زمانی ارتباط شان را همزمان با دولتهای افغانستان به صورت رسمی و با ناراضیان دولت به طور مخفی حفظ نموده است، افغانستان به عنوان چارراه استراتژیک منطقه از اهمیت ویژهی نزد کشورهای دخیل در مناسبات آسیای میانه بر خوردار است که سعودی نیز به عنوان یکی از این کشورها در صدد است تا با استفاده از شیوهها و ابزارهای مختلف حضور طولانی مدت اش را به صورت نیابتی در افغانستان حفظ نماید.
اهمیت منابع انسانی: این کشور در رقابت تنگاتنگ با ایران بر سر زعامت کشورهای اسلامی «ام القری» تلاش دارد تا جغرافیای سلطه ایدئولوژیکی اش را وسعت بخشد برترین گزینهی دستیابی به این مهم، از طریق ایجاد مدارس دینی چنین اهداف استراتژیک شان را تعقیب مینمایند، هم اکنون عربستان در اکثر کشورهای اسلامی مراکز تعلیم و تربیت دینی احداث نموده است به خصوص طیف خاص دین مداران در افغانستان و پاکستان به دلیل بافتهای فرهنگی مشابه که بستر پذیرش افراطگرایی را راحت تر به آغوش میکشند مورد توجه ویژهی آل سعود قرار دارند، مخصوصا افغانستان بنا به نوع خاص از فرهنگ دینی بیشتر مورد هدف سعودیهای قرار دارد، چون از آغاز جهاد تا کنون به حد کافی استقلال فقهی مدارس و علمای ما کاهش یافته است؛ اما با این حرکت جدید کاملا از بین خواهد رفت، فقه و فکر وهابی بر جایگاه و مسند فقه حنفی خواهد نشست؛ چنانچه از ایدئولوژی عربستان آگاهی داریم که در دل مدارس آنان فکر وهابیت و اندیشه تکفیر خودنمایی میکند، محمد بن عبدالوهاب، پیشوای وهابیت علاوه برتکفیر خیل کثیری از مسلمین، معتقد است که اگر کسی مسلمان باشد و به کفر کافر باور نداشته باشد، کافر شده است؛ حتی اگر پدری، پسر بی نماز اش را کافر نخواند خود او نیز کافر است. هم اکنون اندیشه تکفیری، جهان اسلام را به زانو در آورده است، تنها تفاوت میان اندیشه تکفیری داعش با سلفیت وهابی حجاز در این است که وهابیت حجاز به خاطر منافع خاندان سلطنتی، خروج بر علیه حاکم را جایز نمیداند؛ اما داعش آن را جایز میداند و این حاکمان را مانع حاکمیت شریعت میخواند. در روزگاری که ما تاوان فکر افراطی، سلفیت جهادی و اندیشه تکفیر را میدهیم، افراطیت تکفیری مهمترین تهدید برعلیه امنیت ملی ماست در واقع صد باب مدرسهی ساخت عربستان به منزله صد برابر نمودن تهدیدات امنیت ملی افغانستان قلمداد میشود.
زمان شناسی: این اقدامات و دید و بازدید مقامات سعودی با افغانها در حالی صورت میگیرد که کشور، درگیر مسئلهی صلح با طالبان و مهار داعش میباشد که طمطمراق حضور شان در شمال کشور برجسته گردیده است، در حال حاضر اکثریت رسانهها و کارشناسان سیاسی در تحلیلهای روزآمد شان بر رشد روز افزون داعش پسا صلح با طالبان اجماع نظر دارند، داعش پس از شکست در سوریه و عراق، سودای سلطه جویی بر آسیای میانه را در سر میپروراند هرچه مرور زمان بیشتر میگذرد نگرانیها از رشد این گروه تکفیری برجستهتر میگردد؛ چنانچه نقیب الله فایق مدتها قبل از حضور داعشیان و سربازگیری شان در قصبات شمال افغانستان هشدار داده بود، از آن زمان تا کنون پر رنگ شدن خطرات حضور شان در بخشهایی از شمال محسوس است، سربازان عمدهی داعش در افغانستان عمدتا ناراضیان صفوف داخلی طالبان از پروسه صلح خواهد بود بر علاوه تعداد کثیری از طلبههای علوم دینی که از مدارس دیوبندی در افغانستان و دیگر کشورها فارغ گردیده اند خطوط سربازگیری آنان را پر رنگ خواهد ساخت، با این حال هرچه که تعداد مدارس دینی با محراق ایدئولوژی دیوبندی و وهابیت بیشتر گردد به همان میزان زمینهی سرمایه گزاری استراتژیک بالای منابع انسانی هموارتر میگردد، عربستان به خوبی میداند که وارد شدن از دریچهی دین در افغانستان ثمره و بازدهی مثمرتر نسبت به سایر گزینهها دارد؛ لذا گمانه زنیها بر این فرضیه استوار است که با آغاز تحرکات داعش، عربستان نیز با استفاده از اقدام فرهنگی_ایدئولوژیکی زمینهها را جهت تسهیل پذیرش داعش در کشور هموار سازد، طبعا ولسوالیها و قصباتی که از هرگونه آموزشهای معیاری و روزآمد محروم اند، فقه حنفی نیز بنا به عدم سرمایه گزاری در چنین اماکن، توان احداث مدارس و تربیت نسل جدید را ندارد بستر ترویج و تبلیغ مفکوره افراط گرایی با قرائت ایدههای وهابیت و دیوبندی هموارتر گردیده و افغانستان را جولانگاه خیل عظیم بنیادگرایی خواهد ساخت؛ بنا بر این به لحاظ زمان شناسی نیز فرضیه را به واقعیت نزدیکتر میسازد که سعودیها سودای تسهیلات سربازگیری داعش را در سر میپرورانند.
رسالت ما: تاریخ سلطهجویی در جهان گویای این واقعیت است که بسیاری از امپراتوریها وقتی از مجرای نظامی و توسل به زور موفق نشدند که بر قلمرو شان بیافزایند با استفاده از شیوههای نوین و روز آمد که همان جنگ سرد است اقدام به تسلط غیر مستقیم مینمودند، در عصر کنونی این امر با دیکته به مسایل فرهنگی _تربیتی آسان تر از هرنوع بکارگیری اسلحه و خشونتهای فیزیکی اهداف استراتژیک شان را بهتر محقق میسازد؛ بنا بر این افغانستان به عنوان کشوری که همواره از افراطیت صدمات جبران ناپذیری را متحمل گردیده است در مهار مجدد خطرات این پدیده از دو مجرا وارد عمل شود، نخست از مجرای تعلیمات دینی سرمایه گزاری در تدریس فقه حنفی با ایجاد مدارس دینی در نقاط اسیب پذیر تحقق یابد، الازهر به عنوان معتبرترین مرکز فقاهت اسلامی در این امر دولت افغانستان را یاری خواهد کرد، طلابی که از این مدرسه فارغ میگردند باید شناسایی گردیده و تحت نظارت سلسله مراتبی وزارت حج و اوقاف فعالیت اش را در مناطق آسیب پذیر آغاز نماید، ثانیا از مجرای تسهیلات آموزشهای روزآمد جهانی در ایجاد مکاتب و دانشگاهها در اکثر نقاط کشور سرمایه گزاری صورت گیرد، با توجه به وضعیت موجود، به نظر میرسد که سرمایهگزاری و توجه دولت در امر آموزش و پرورش به مراتب حیاتی و سازنده تر از اعمار هر پروژه زیر بنایی دیگر است، وقتی که ما نسل مسئول و دل سوز به وطن تربیه نماییم و مردم را از چنگال هیولای افراطیت نجات بخشیم زمینههای ترقی بیش از هر زمان دیگر فراهم میگردد، هم اکنون که ساخت و ساز زیربناها جریان دارد بنا به عدم تربیه نسل مسئول و روز آمد امکان پیاده سازی پروژه ها با چالش مواجه است و پروژههای زیربنایی هم که اعمار میگردد مجددا توسط افراطیهای دینی تخریب میگردد؛ لذا به جرأت میتوان گفت که بجز سرمایه گزاری بالای نسل نوین راهکار نجات بخش بهتر از آن را نخواهیم داشت، وقتیکه تعلیم و تربیه با معیارهای پذیرفته شده جهانی آموزش داده شود زمینههای جنگ نیابتی نیز کاهش مییابد.
