چرا جلو اوباشان را نمیگیرید؟

گارنیزیون کابل که به بسیار سادهگی مانع برگزاری کنسرت، تجمعات اعتراضی و راهپیماییهای مدنی میشود، چرا دیروز جلو خیابانگردهای اوباش مسلح را نگرفت؟ گارنیزیون کابل نیروی مجهز است. فرقهی کابل، نیروهای خاص اردو و پولیس، ریاست امنیت ملی کابل و فرماندهی پولیس زون آسمایی نیروهاییاند که به نحوی با گارنیزیون هماهنگاند و در این نهاد نماینده دارند. فرمانده گارنیزیون کابل در واقع کل واحدها و نیروهای نظامی مستقر در پایتخت را هماهنگ میکند. این نیرو، توان، پرسونل و اسلحهی لازم برای مقابله با اوباشگری را دارد، اما نخواست که دیروز با آن مقابله کند.
تا هنوز کسی نمیداند که چرا دیروز گارنیزیون کابل، فرماندهی زون آسمایی پولیس و دیگر واحدهای نیروهای امنیتی، خیابانگردهای اوباش مسلح و شلیکهای آنان را نادیده گرفتند و چشم خود را به آن بستند. نیروهای امنیتی چنان عمل کردند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. آنان اجازه دادند که خیابانهای شهر در گرو یک مشت اوباش مسلح باشد. خیابانها در اختیار کاروانهای متشکل از جوانان و نوجوانان مسلح بود که بیمحابا شلیک میکردند و با تفنگچه و تفنگ مجهز بودند. وسایطی که این اوباش بر آن سوار بودند هم گرانقیمت بود. روشن بود که کسانی آنان را سازماندهی کردهاند و اسلحه و موتر در اختیار آنان گذاشتهاند.
حتما ریاست امنیت ملی کابل، فرماندهی زون آسمایی پولیس، گارنیزیون کابل و نهادهای دیگر امنیتی میدانند که کیها پشت سر کاروانهای اوباش هستند. این نیروها حتما اطلاع دارند که کیها اسلحه و موترهای گرانقیمت بدون نمبرپلیت را در اختیار این جوانان خون گرم و احساساتی قرار میدهند. کسانی پشت سر این رویداد هستند که از اوباشگری، لمپنی و خودسری سود میبرند و از آن تغذیه میشوند. گارنیزیون کابل و رهبران دولت آنان را میشناسند، اما هیچ اقدامیعلیه آنان صورت نمیگیرد. روشن نیست که چه سودی از آنان به بزرگان دولت و نهادهای امنیتی میرسد که کسی به کار شان کار ندارد.
در دوران حکومت داکتر نجیب، برخی از فرماندهان ملیشههای طرفدار حکومت از جمله عصمت مسلم، خودسری میکردند. تمام کسانی که آن زمان در حکومت کار میکردند، خاطرات بدی از عصمت مسلم دارند. اما حکومت نجیب بعداً عصمت مسلم را سرجایش شاند. دستگاه استخبارات آن حکومت دیگر اجازه نداد که عصمت مسلم سر بلند کند. اما اکنون کابل پر از عصمتمسلمها است. اما حکومت نمیخواهد که آنان را سرجایشان بنشاند. نهادهای امنیتی هم که مسوول درجه یک تامین امنیت اند، تاحال اقدام جدی علیه عصمتمسلمهای معاصر نکردهاند.
یک عده به این باور اند که سران حکومت از هزینهی سیاسی برخورد قاطع با عصمت مسلمهای کنونی میترسند. اما واقعیت این است که برخورد با آنان هیچ هزینه ندارد. تمام سیاستمدارها و قدرتمندان حوزهی شمال که از نشانی مبارزات احمدشاه مسعود، وارد صحنهی سیاسی شدهاند، مخالفت خود را با خیابانگردهای اوباش مسلح اعلام کردهاند. در مراسم گرامیداشت از احمدشاه مسعود فرمانده مقاومت ضد طالبان، داکتر عبدالله خیابانگردهای مسلح را محکوم کرد. احمدولی مسعود هم در مصاحبههای خود تلاش کرد که از خیابانگردیهای مسلحانه و شلیکهای خودسرانهی اوباش فاصله بگیرد. اینها نشان میدهد که مقابلهی جدی با اوباشی و خودسری، هیچ هزینهی سیاسی ندارد. جالب این است که رهبران حکومت در جایی که باید قوه قهریه استعمال کنند، از استعمال آن امتناع میکنند ولی در جایی که نباید به آن متوسل شوند، توسل میجویند. مثلاً در تظاهراتی که در واکنش به حملهی تروریستی به چهارراه زنبق برگزار شده بود، ضرور نبود که حکومت متوسل به قوهی قهریه شود. در آن تظاهرات شماری از معترضان جان باختند و هزینهی کلان سیاسی به ارگ تحمیل شد.
اما در مقابله با اوباشهای مسلح، حکومت مکلف به برخورد جدی است. رهبران دولت باید به نهادهای امنیتی صلاحیت عام و تام میدادند تا با اوباش برخورد قاطع کنند. اما حکومت بدون دلیل منطقی روشن، نمیخواهد با اوباش برخورد قاطع کند. به این وضعیت باید خاتمه داده شود. باید از تجربهی حکومت داکتر نجیب در برخورد با عصمت مسلم استفاده شود. با در نظرداشت آن تجربه باید سازماندهندهگان اوباشی و خودسری مهار شوند و سرجای خود بنشینند. در غیر آن، باور مردم به نهادهای امنیتی از بین میرود. مردم به این نتیجه میرسند که نهادهای امنیتی توان مقابله با کاروانهای اوباش را ندارند. برای گروههای تروریستی هم این فرصت فراهم میشود تا با استفاده از لباس و روش کاروانهای اوباش، به اهداف نظامی و حکومتی حمله کنند و فاجعه بیافرینند.
منوچهر/هشت صبح
