
تعهد به رهبران از چه ناشی میشود؟
پاسخ به این پرسشِ مهم ظرفیت یک شخصیت سیاسی را به عنوان رهبر به نمایش میگذارد. به باورم پنج ویژگی متبارز سبب ظهور و ایجاد تعهد به رهبری میشود.
۱. آرمان
آرمان به معنای هدف و دورنما به آینده است. رهبر کسیاست که آیینهی آرمان مشترک با اعضای جنبش باشد.
۲. صداقت
به معنای، راستی و خلوص به آرمان است. رهبر کسیاست که صداقت و آرمان را در میان ساختار و اعضای جنبش ترویج، بررسی و نظارت بتواند.
۳. حسابدهی
به معنای تمیزی و شفافیت در اندیشه و پاسخگویی در کردار است. رهبر کسیاست که در برابر آرمان، وجدان و اعضای جنبش پاسخگو است.
۴. مشارکت
به معنای سهیمبودن و سهمدادن به دیگران در پالیسی و تطبیق برنامه ها است. رهبر کسیاست که عملکرد و تصمیمش ماحصل مشارکت سازندهی اعضای یک جنبش است.
۵. مشروعیت
مشروعیت به معنای رابطهی قانون، اصول و ارزشها با آرمان و ساختار یک نهاد است. رهبر کسیاست که مشروعیت را حرمت میگذارد و هیچ کاری را برخلاف حاکمیت قانون انجام نمیدهد.
این پنج عنصر سبب ایجاد تعهد به رهبر سیاسی میشود. سیاسیونی را که دارای این پنج ویژهگی هستند، میتوان رهبر نامید. چنین رهبران همیشه هواخواهان خود را دارند و اعضای جنبش به آنان میبالند و از آنها پیروی، حمایت و دفاع میکنند. اما آن سیاسیونیکه دارنده این ویژهگیها نیستند، رهبران نیستند، بل نقاب رهبران را بر رُخ میکشند.
همان افرادی که در هفت سال اخیر آقای اشرف غنی را رهبر میخواندند، حتا بیشتر و بهتر از ط.البان، در افشای ناتوانیهای رهبر خود مسابقه راهاندازی کردند. کسی او را فراری، کسی دزد، کسی قومپرست، کسی دیکتاتور و… مینامد. به باورم دلیل عمدهی این مسابقه در نبود کوچکترین عنصر رهبر در وجود اشرف غنی بود. فراموش نکنیم آنانیکه در مسابقه قهرمان هستند، سُستعنصرتر از رهبر پوشالی خود هستند. آنان فکر میکنند که با شرکت در این مسابقهی نفسگیر خود را در وجدان جامعه برائت میدهند. اما واقعیت اینست که این گروه نه به رهبر، نه به مردم و حتا خانوادهی خود صادق بودهاند.
ملک ستیز
