دیوانگان دنیا را به کدام سو میبرند؟

کوریای شمالی میگوید یک بمب هیدروژنی را با موفقیت آزمایش کرده است. این بمب قابلیت تعبیه در کلاهک هستهای را دارد و این برای دشمنان شبه جزیره کوریای شمالی، امریکا، کوریای جنوبی و جاپان، بسیار نگرانکننده است. این ششمین آزمایش هستهای کوریای شمالی در یک دهه گذشته است. کارشناسان جاپان میگویند که قدرت این بمب، ده برابر بیشتر از بمبی بوده که کوریای شمالی، سال گذشته آزمایش کرده است.
آژانس خبری یونهاپ هم میگوید آزمایش هستهای کوریای شمالی، ۴ تا ۵ برابر بمب اتمی است که بر ناگازاکی فرود آمد.
کوریای شمالی پیشتر اعلام کرده بود که به زودی یک موشک قارهپیمای حامل کلاهک هستهای را آزمایش خواهد کرد. این نشان میدهد که کوریای شمالی، همچنان که اصول و معادلات حاکم بر نظم و نظام بینالملل را دور زده و نادیده گرفته است، در عمل کردن به آنچه میگوید نیز با سایر کشورهای جهان، فرقهای عمدهای دارد. تا کنون پیش نیامده که پیونگ یانگ چیزی گفته باشد، اما به آن عمل نکرده باشد. درواقع همین عملگرایی است که تهدید امریکا به حمله به جزیره گوام، مایه نگرانی مقامات کاخ سفید شده و سکانداران سیاست خارجی ایالات متحده امریکا را وادار به توسل به هر اهرم فشاری برای بازداشتن کوریای شمالی از دست زدن به اقدامات جنگی کرده است.
به دنبال آزمایش بمب هیدرژونی جدید نیز ترامپ بلافاصله با نخستوزیر جاپان وارد گفتگوی تلفونی شد و هر دو بر واردساختن فشارهای بیشتر بر پیونگ یانگ، تأکید کردند. اما کوریای شمالی کشوری نیست که اعمال فشارهای سیاسی و دیپلماتیک یا حتا وضع تحریمها و تعزیرات اقتصادی، بتواند آن را از تلاش و تقلای تسلیحاتی برای به زانو درآوردن دشمنان خود باز دارد.
نباید از یاد برد که کوریای شمالی به اندازه کافی تحت فشار هست. پیونگ و یانگ و جهان، دروازههای یکدیگر را متقابلا به روی هم بستهاند، اما این انزوای جهانی، نه دست کوریای شمالی را از دستیابی به تسلیحات فوق مدرن، کوتاه کرده، و نه هرگز دنیا را به اهداف خود در قبال این کشور شگفتیانگیز نائل ساخته است.
این که چه کسی مایه بحران در شبه جزیره کوریای شمالی شده، بحثی دیگر است، اما مطمئنا این دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکاست که با موضعگیریهای نسنجیده و آنی و احساساتی خود، بر تنور این بحران برافروخته، با شدت و حدّت میدمد. جدای از اظهارات هشدارآمیز اولیه ترامپ در مقابل کوریای شمالی، همین دو روز پیش بود که او گفت: بحران کوریا با مذاکره و سیاستورزی حل نمیشود. کوریاییها زبان دیپلماسی را فهم نمیکنند.
شاید در نهایت امریکا و همپیمانانش در جنوب آسیا (چین، جاپان و کوریای جنوبی) ناگزیر شوند با حضور در تالارهای مذاکره با کوریای شمالی، در برابر کیم جونگ اون مغرور زانو بزنند، اما در آن صورت به یک ناگزیری دیگر نیز باید گردن بگذارند و آن اعطای امتیازاتی بیشتر به پیونگ یانگ است. این امتیازات از رهگذر آزمایش بمب هیدروژنی اخیر تأمین خواهد شد. به واقع به همان اندازه که امریکا و متحدانش تصور میکنند میتوانند از اهرمهای فشار مختلف و متعددی علیه پیونگ یانگ استفاده کنند، دست کوریای شمالی نیز در مذاکرات احتمالی آینده، خالی نخواهد بود؛ چرا که همه گزینههای این کشور، همواره روی میز است و در هر شرایطی آماده اجرا و بهرهبرداری از است. همین ویژگی عملگرایی سریع و صریح کوریای شمالی است که این کشور را در موقعیت برتر هشدارآفرینی و اخطاردهی به دشمنان خود در سطح جهان قرار داده است.
اکنون با تشدید بحران کوریای شمالی پس از آزمایش بمب هیدروژنی، و بیپروایی سران پیونگ یانگ در مقابل هشدارها و انذارهای ایالات متحده و همسایگانی مثل کوریای جنوبی و جاچان، عقلای دنیا در مواجهه با پیونگ یانگ، بیش از دو گزینه در اختیار ندارند. یا مانند دونالد ترامپ، با کوبیدن بر طبل هشدار، وخامت و پیچیدگی اوضاع را چندبرابر کنند، یا با نگاهی خردمندانهتر به واقعیتهای دنیای امروز، راه عاقلانه و منطقی دیالوگ دوسویه و چندسویه با کوریای شمالی را در پیش بگیرند، و صد البته که امتیازات سنگین و رنگینی هم باید به پیونگ یانگ بدهند.
در غیر این صورت، دو دیوانه امریکایی و کوریایی، دنیا را میدان جنگ ویرانگر هستهای هوسهای خود خواهند ساخت.
