دو برداشت در مورد گلبدین حکمتیار

دو برداشت در مورد گلبدین حکمتیار وجود دارد:
۱- فکر منظمی را دنبال میکند. زمینی میاندیشد و شناخت خوب از آشفتهبازارِ سیاسی دارد. پیوستنش را با دولت طرح مسأله نمود و اکنون به آنها با تحلیلِ رفتارشوی پاسخ میدهد. در این مرحله واحدهای ویژهای را برای یارگیرهای بابِ نو در میان جوانان در شهرها راه انداخته است و مهرههای وفاددار عقیدتی دیروز نقشعقبه را بازی میکنند. در امریکا – حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه سازمانهای پیکارهای انتخاباتی توصیف میشوند. از همینرو در یکونیم دهه گذشته امریکاییها در صدد ایجاد دولتِ حزبی در افغانستان نبودند. اکثریت کارشناسانما دولت غیر حزبی را سازمانهای تجارتی میپندارند. آنها نگاهی به دولتهای منطقه دارند و فضای افغانستان برعکس آنها است. حکمتیار نبض این اعتراضات را در دستگرفته و آیندهمحور به آن تمرکز میکند.
۲- حکمتیار میگوید در دولت آینده رییس جمهور را ما معرفی میکنیم. نمیگوید «من» میخواهم رییس جمهور یا معاون اول باشم. از این حرف فقط یکبرداشت میشود که او در کنار کسی خواهد ایستاد که با ارزشهای دموکراسی غربی متعهد باشد، جامعه جهانی به برد او سرمایهگذریهایش را برهوس نبیند. پس هرکی رییس جمهور آیندهما باشد، با حکمتیار به ربودنِ قدرت از دیگران در یکبازی بردوباخت سهیم هست و هرکی در این کشور به راستای ارزشهای دموکراسی غربی گام میبردارد، حکمتیار را در آینده در کنارش میبیند. او خیلبزرگ مردم را به صندوقهای رای میآورد، چیزی که اشرفغنی و جامعهی جهانی خلای آن را در دور اول انتخابات گذشته حسکردند و در دور دوم، به تشدیدِ جذببانکهای رای پرداختند. تمام رهبران جهادی برخلاف حکمتیار آرزوی رسیدن یکرهبرجهادی را به ریاست جمهوری از گذشته در دل میپرورانند. این در نهایت آشتی ِروشنفکران غیرایدئولوگ با حکمتیار خواهد بود.
نویسنده: نجیب الله
