لویه جرگه به پنج دلیل روشن نمیتواند بحران کنونی را حل کند

۱. ساختاری
لویه جرگه نهاد ساختارمند نیست. این جرگه بنابر «وضعیت» شکل میگیرد. تجارب جهانی نشان میدهد نهادهای که بر بنیاد وضعیت ویژه شکل میگیرند، نمیتوانند بار مشروعیت، مقبولیت و حلکننده داشته باشند. ساختارهایی که لویهجرگه را میسازند توسط قدرت مشخص میشوند.
۲. مفهومی
معمولا «وضعیت اضطراری» که مسبب تدویر لویه جرگه است توسط دولت تفسیر و تعریف میشود. این روش نمایانگر تحمیل اندیشهها و نیازهای حاکمیت زیرنام ارادهء جمعی بر مردم است. این در حالیاست که مردم هیچ نقش در این تصامیم ندارد.
۳. مطلقگرایی
لویه جرگه برخلاف نامش در گرو فرهنگ «فردگرایانهء» به اصطلاح «رهبران» دایر میشود. ارادهء جمعی که بتواند با سازوکار های شفافیت، حسابدهی و دموکراسی همراه باشد در لویه جرگه مستولی نیست. از اینرو فرهنگ مطلقگرایی زیر نام جرگه مردم را در خدمت حاکمیت قرار میهد.
۴. فرهنگی
لویه جرگه یک روش پوسیده و فرسوده است که با فرهنگ تنفذگرایی و ذاتگرایی همراه است. این فرهنگ سبب میشود که ارزشهای چون کثرتگرایی، آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی حقوقی زنان را قربانی خود سازد.
۵. ایدیالوژیک
لویهجرگهها به آسانی ابزاری برای ایدیالوژیها میشوند. گرایشهای تندروانه زمینهمییابند تا بر اراده مردم و قدرت سیاسی حاکمیت کنند.
نوشته: ملک ستیز
