افغانستانبرگزیده های سایتتحلیلتیتر یک

چرا مخالف نشست قندهارم؟

آن‌چه که در قندهار به عنوان نشست بزرگ تفاهم ملی برگزار می‌شود، هر‌چند می‌تواند نگرانی‌هایی را برای دولت‌مردان کشور در پی داشته باشد و یا هم این نگرانی را به وجود آورَد که دولت‌مردان دیروزی یک بار دیگر به فکر گرفتن قدرت سیاسی افتاده‌اند، با این حال و بدون در نظر گرفتن این جنبه‌های آن، که بیشتر رسانه‌ای شده است، من از منظری دیگر می‌خواهم به آن بپردازم و به اصطلاح، می‌خواهم نیمه‌ی پُر پیاله را ببینم.

نگاه من به این رویداد این است که عده‌ای از سیاست‌مداران کشور که درد این کشور را دارند، راه بیرون رفت از وضعیت بحرانی موجود در کشور را در برگزاری چنین نشست و رأی‌زنی در خصوص مسایل حساس کشور دانسته‌اند. گفته می‌شود که شمار زیادی از ولایات مختلف دعوت شده‌اند که در این نشست شرکت کنند. نمی‌خواهم نسبت به حسن نیت این افراد، درباره‌ی سرنوشت کشور دچار شک و بدگمانی شوم و همه را به تیغ نقد سلاخی کنم.

اما سوالی که برای من به عنوان عضوی از مجلس نماینده‌گان در چنین وضعیت‌هایی مطرح می‌شود، این است که واقعاً با برگزاری چنین نشست‌هایی، آن هم در شرایط حساس و شکننده‌ی کشور، ما به خواست‌های اصلی‌ای که مطرح می‌کنیم، خواهیم رسید؟ آیا برگزاری چنین نشست‌ها، که در آن حکومت فعلی و زمام‌داران آن به شدت به تیغ نقد و انتقاد گرفته می‌شوند، به نوعی ایجاد فرصت برای مخالفان مسلح و برخی کشورهای منطقه که در حال دخالت در امور کشور مان استند نیست؟

من وقتی به این جنبه‌های مسأله درنگ می‌کنم، واقعاً دچار نگرانی و هراس می‌شوم. آیا رفتن یک تعداد از اعضای پارلمان به چنین نشستی، عملاً به معنای خط بطلان کشیدن به کارآیی یک نهاد با صلاحیت مردمی و قانونی نمی‌تواند باشد؟ چرا ما در شورای ملی، چنین وضعیتی را به وجود نیاورده‌ایم که بتوانیم خواست‌های اساسی جامعه را برای رسیدن به صلح، ثبات، قانون‌گرایی و عدالت اجتماعی فراهم سازیم؟ آیا شورای ملی فاقد چنین صلاحیت و اعتباری است که نتوان از طریق آن به پرسش‌ها و مطالبات مردم پاسخ داد و آن‌ها را برآورده کرد؟

به نظر من در شرایط بسیار حساس کنونی که دشمنان مسلح افغانستان و به ویژه داعش در این روز‌ها تلاش‌های مضاعفی را برای تضعیف نظام آغاز کرده‌اند، برگزاری نشست‌هایی از نوع قندهار عملاً آب به آسیاب دشمن ریختن است.

برآیند چنین نشست‌ها، به جای این که ما را به خواست‌های اصلی ما نزدیک سازد، فرصت را برای گروه‌های تمامیت‌خواه و خشونت‌طلب مساعد می‌سازد که از جو به وجود آمده برای اجرای برنامه‌های سیاسی و نظامی خود سود بجویند.

من باور دارم که دولت فعلی و زمام‌داران آن به اندازه‌ی کافی قابل نقد‌ اند. کارکرد دولت وحدت ملی در رسیدن به جامعه‌ی مرفه و امن در برخی موارد به دلیل نوع مدیریت سیاسی غیر مدبرانه‌شان به شدت به بن‌بست خورده است.

اما برای یافتن راه حل برای چنین مشکلاتی در قوانین افغانستان راه ‌حل‌های مناسب و قانون‌مند وجود دارد. من هم به اندازه کافی از دولت‌مردان بر سر قدرت شکایت دارم و کارکردشان را قناعت‌بخش نمی‌بینم، ولی در عین حال باور دارم که شرایط کشور به گونه‌ای نیست که جبهه‌ی دیگری علیه آن باز کنیم. به ویژه این که چنین جبهه‌ای، از سوی کسانی باز شود که خود از معماران و دست‌اندرکاران اصلی نظام‌سازی در یک‌ونیم دهه‌ی اخیر بوده‌اند.

آیا کنار رفتن آن‌ها از قدرت چنین مستمسکی را به آن‌ها داده که در فکر برگزاری نشستی باشند که در آن دم از پایان بخشیدن به حکومت فعلی زده شود؟ اگر چنین قصد و نیتی وجود داشته باشد، که در حال حاضر برگزارکننده‌گان نشستِ قندهار از آن سخن نمی‌گویند، ولی در رسانه‌ها به اندازه‌ی کافی در مورد آن بحث صورت گرفته، واقعاً می‌تواند خطرناک باشد. ما چه می‌دانیم که نتیجه چنین نشستی چه خواهد بود و به کجا خواهد انجامید. هر قدمی که برمی‌داریم و هر اقدامی که می‌کنیم باید مسوولانه و از روی تعهد میهنی‌مان باشد.

نباید کاری کنیم که شرایط برگردد و کسانی از آن سود ببرند که در پی ویرانی و سقوط نظام کنونی در افغانستان ‌اند. ما می‌توانیم مشکلات فعلی کشور را از راه‌های دموکراتیک و قانونی حل و فصل کنیم؟ آیا چنین راه‌های را آنانی که نشست قندهار را برگزار کرده‌اند، آزموده‌اند؟ وقتی راه‌های قانونی برای حل مشکلات وجود دارد، نباید به شیوه‌های دست یازید که باعث شکستن صفوف ما می‌شوند. افغانستان در چهار دهه‌ی گذشته به اندازه کافی، رنج تصمیم‌های یک‌جانبه و خودمحورانه را کشیده است و نباید دوباره به گذشته برگردد و آن‌چه را که آزموده‌ایم باز به محک تجربه بگیریم.

چنین برخوردی به نفع هیچ کسی نیست. ما باید بدانیم که همه در یک کشتی نشسته‌ایم و اگر خدای ناخواسته این کشتی به گِل نشست و یا شرایط غرق‌شدن آن فراهم شد، آن‌گاه هیچ کسی نجات پیدا نخواهد کرد. از سوی دیگر، آن‌چه که به عنوان لویه‌جرگه سنتی برای حل مشکلات جامعه از سوی برخی از سیاست‌مداران مطرح می‌شود، در حال حاضر نمی‌تواند هیچ کارآیی‌ای در حل مشکلات داشته باشد. این مسأله را حتا همان‌هایی که بر برگزاری چنین نشستی تأکید می‌ورزند، به خوبی می‌دانند.

پس چرا برای حل مشکلات به راه‌کارهایی توسل بجویم که هیچ پی‌آمد رضایت‌بخشی نمی‌تواند برای کشورمان داشته باشد و بیشتر ما را از هدف‌های مشترک‌مان دور می‌سازد. من باور دارم که دولت فعلی با همه مشکلات و ندانم‌کاری‌هایی که دارد، نمی‌تواند گزینه دیگری غیر از برگزاری انتخابات و میکانیزم‌های قانونی داشته باشد، این چیزی است که همه باید به آن معترف باشیم و راه‌ها را برای گفت‌وگو و اصلاح وضعیت جست‌وجو کنیم که منافع ملی ما صدمه نبیند.

نویسنده: نثاراحمد فیضی غوریانی عضو مجلس نماینده‌گان

نرخ اسعار خارجی نرخ اسعار خارجی در بدل پول افغانی
دکمه بازگشت به بالا
بستن