چگونه نظام ناقص افغانستان را ترمیم کرد؟

مردم افغانستان در جریان چهار دههی گذشته، از جنگهای پیهم، بیثباتی و فقر رنج بردهاند. ما قربانیان اشغال شوروی در دههی ۱۹۸۰ بودیم و از شروع هزارهی دوم با شورش و تروریسم تحت حمایت خارجی روبهرو هستیم.
مردم ما با همکارى سخاوتمندانهی متحدان غربى ما با موفقیت علیه اتحاد شوروى مبارزه نموده و آنها را شکست دادند و در این راستا قربانیهای عظیمی در مقاومت در برابر تروریسم در دههی ۱۹۹۰ متحمل شدهاند. با این وجود، ملتهاى غربی در آن زمان در شناخت خطر تروریسم منحیث تهدیدی براى صلح و امنیت جهانى کوتاهى کردند.
افغانستان گامهای بزرگی برای ایجاد یک کشور صلحآمیز، مرفه و دموکراتیک برداشته است. بیش از چهل کشور نیروهای نظامیشان را تحت مأموریت حمایت قاطعِ ناتو اختصاص دادهاند و نیروهای امنیتی و نیروهای ملی افغانستان (ANSDF) را با کمکهاى فنی و مالی مورد حمایت قرار دادهاند.
ایالات متحده بهتنهایی بیش از ۷۰۰ میلیارد دالر در راستای مبارزه با تروریسم و طالبان صرف کرده و حدود ۱۱۷ میلیارد دالر را برای بازسازی افغانستان کمک کرده است.
شکی نیست که مردمِ ما از حمایت و فداکاری شرکای بینالمللی ما در افغانستان سپاسگزار هستند.
با وجود سرمایهگذاریها و دستاوردهاى چشمگیر در طول ۱۶ سال گذشته، چالشهای گستردهیی چون گسترش فعالیت شورشیان طالبان، وابستگى شدید نیروهاى دفاع ملى کشور (ANDSF) هم در بٌعد عملیاتى و مالی باقى مانده، و سیستم شکنندهی سیاسى زیر بار تنشهاى قومى روزافزون در تحول و نوسان است.
اما تعهد جامعهی بینالمللی در قبال افغانستان نمیتواند پایانناپذیر باشد و این سطح از حمایت نیز پایدار و دایمی نیست. بازبینى پیشبینیهای ما و محاسبات سیاسی که بر رویکرد ما استوار باشد، نیاز مبرم و فورى است .
یکی از دلایل اصلی جنگ دوامدار داخلی در افغانستان، ناتوانی ما در ایجاد یک محیط سازنده برای جذب حمایت پاکستان در آوردن طالبان و شبکهی حقانی به میز مذاکره است.
اگر چه تلاش های ما برای بسیاری از سالها نادیده گرفته شد، استراتژی جدید ایالات متحده اما این مشکل بنیادی را با اعمال فشار براى تغیر رویکرد –پاکستان- در منطقه، تایید میکند.
من مطمئن هستم که اگر استراتژی جدید ایالات متحده پایدار باشد، میتواند به موفقیت در میدان جنگ معنا دهد و در نتیجه به امنیت بیشتر و فراهمآورى شرایط برای یک حلوفصل سیاسی نهایى با طالبان بینجامد.
اما چالش عظیم سد راه افغانستان، سیستم سیاسی و حکومتی ناکارآمد آن است. قانون اساسی افغانستان در سال ۲۰۰۴ یک نظام ریاستجمهوری با قدرت بیشتر از یک سلطنت مطلق ایجاد کرد که فاقد سیستم نظارتی و ایجاد موازنه در ریاستجمهوری است.
این قانون اساسى در کشوری که داراى تنوع قومی و سنت طولانىمدت تقسیم قدرت دولتى بوده، یک نظام دولتی بهشدت متمرکز را ایجاد کرده است. بهطور سنتی، تعادل قدرت از طریق پیمانهای نانوشته بین مرکز و حوزهها، بر اساس منافع مناطق مختلف و گروههای قومی با مناطق دارای استقلال عملی برای تصمیمگیری در بخش ارائهی خدمات و حکومت، حفظ میشد. اما این پیمانهاى نانوشته هرگز از طریق قانون اساسی نهادینه نشده و یا رسمی نشدهاند.
حضور نیروهای بینالمللی و حمایت سیاسی از افغانستان بهگونهی اشتباه به حمایت از سیستم سیاسى متمرکز در افغانستان تفسیر شده و دولت مرکزی را در پیگیری برنامههای تهاجمی برای تقویت قدرت ریاستجمهوری جسور ساخته است. این مساله توازن سنتی قدرت را تضعیف و خطوط گسست اجتماعی و سیاسی را عمیق میکند.
یک گفتهی قدیمی وجود دارد که «قدرت فساد میآفریند و قدرت مطلق فساد مطلق.» افغانستان نمونهی واضحی است که در آن فساد شایع و حمایت میشود و ملاحظات قومی جایگزین شایستهسالارى در تعیینات دولتی شده است که منجر به ناکارآمدی و ائتلاف در ادارات دولتی شده است.
در حالیکه نیروهاى دفاع ملى افغانستان (ANDSF) شجاعانه جنگیدهاند و قربانىهای زیادی پرداختهاند، اما از رهبری ضعیف رنج میبرند زیرا در اغلب موارد تعیینات مقامهاى ارشد بهجاى شایستگى، بر اساس قومیت، وفاداری به نخبگان حاکم و نحوهی برخورد با منافع در انتخابات آینده، صورت گرفته است.
تمرکز قدرت منجر به قطع ارتباط بین مردم و دولت و فقدان پاسخگویی شده است که به نوبهی خود باعث عدم توازن بودجهی ملی، تاخیر در تصویب پروژههای توسعوی، رشد و توسعهی نابرابر در سراسر کشور، و ضعف و ضایعات در اجرا و تحویل پروژههای توسعوی شده است. مهمتر از همه، این وضعیت منجر به شکلگیرى سیستم متمرکز فساد شده است. انتخابات ریاستجمهوری به یک عامل بیثباتکننده در افغانستان تبدیل شده است که گروههای سیاسی برای بسیج حمایت به سیاستهاى قومى متوسل میشوند.
انتخابات پر از تقلب ۲۰۱۴، ما را به لبهی درگیریهای داخلى برد، که یکپارچگی و ثبات کشور ما را تهدید میکرد. اگرچه ما در انتخابات ۲۰۱۴ برنده شدیم، اما برای جلوگیری از بحران بهخاطر منافع ملی و ثبات در افغانستان ما به توافق تشریک قدرت برای تشکیل دولت وحدت ملی پیوستیم.
انحصار رییسجمهور غنی در قدرت حتا صلاحیت وزارتخانهها را محدود کرده و نقش آنها را به وظایف روزمره دفترى تنزل داده است.
اصلاحات انتخاباتی یکی از مسائل کلیدی در توافقنامهی حکومت وحدت ملى بود، اما رییسجمهور بدون توجه به اعتراضات احزاب سیاسی، جامعهی مدنی و عموم مردم، با آوردن تغییرات ظاهرى، افراد وفادار خود را در کمیسیونهاى انتخاباتى تعیین کرده است. کمیسیون فعلی انتخابات هیچگونه استقلال و توانایی برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه را ندارد.
فساد متمرکز و فراگیر، فساد اداری، سوءمدیریت، انحصار قدرت، به حاشیهراندن شرکای قدرت دولت وحدت ملى، افزایش تنشهای قومی و ناامنی، افغانستان را در معرض فروپاشی قرار داده است.
از زمان اعلام استعفای من از مقام ولایت بلخ از سوی رییسجمهور غنی، تلاشهای هماهنگ برای حل بحران سیاسی وجود داشته است و ما دستورالعمل اصلاحى ۱۲ مادهیى را مطابق با توافقنامهی حکومت وحدت ملى که بر تقاضاهای زیر تمرکز دارد، ارائه کردیم:
– اصلاح سیستم سیاسی و اداری نامناسب فعلى و ایجاد یک سیستم قابل نظارت و تعادل برای جلوگیری از سقوط ما به یک سیستم دیکتاتوری.
– اصلاح کمیسیون انتخاباتی برای اطمینان از اینکه انتخابات آزاد و عادلانه و برای مردم با نتایج قابل قبول همراه باشد.
– تمرکززدایی از سیستم برای توانمندسازی مردم، افزایش کارایی اداری و کاهش میزان سهم قدرت، بهطوری که انتخابات ریاستجمهوری دیگر مسابقه برای همهچیز در مقابل هیچ چیز نباشد.
– ایجاد مالکیت محلی با افراد علاقهمند به توسعه، حکمرانی و امنیت از طریق احترام به راىشان و افزایش سطح مسوولیتپذیرى مقامات.
– سرمایهگذاری در یک سیستم دموکراتیک که فراتر از حاکمیت یک رهبر خاص یا رییسجمهور است.
این خواستهها به ایجاد یک محیط سازنده و مفید در افغانستان برای استراتژی جدید ایالات متحده جهت بهدست آوردن نتایج و موفقیت در شکستدادن تروریسم کمک خواهد کرد.
ما از شرکای بینالمللی خود میخواهیم که بهجاى حمایت از یک فرد یا یک گروه کوچک با منافع کوچک، از اصلاحاتی که مردم ما میخواهند، حمایت کنند.
تا زمانی که ما ایجاد اصلاح، رفع نواقص نظام سیاسی ناسازگار و سیستم را دموکراتیزه نکنیم، نه مردم افغانستان و نه شرکای بینالمللی ما براى ساختن یک کشور امن و صلحآمیز که بتواند به مردم ما رفاه بدهد و در رسیدن ممانعت استفاده از خاک ما توسط تروریستها، نمیتوانند موفق شوند. ما نهتنها در مبارزه علیه تروریسم بلکه همچنین براى اصلاح، دموکراتیزه کردن، توسعه و مبارزه با فساد از طریق ایجاد نهادهای پایدار، متحدان جامعهی بینالمللی هستیم.
TRT World/عطامحمد نور
ترجمه: ظهیر آریایی
