
خبرگزاری رشد – کابل: جدا از جنجالهای پس از انتخابات و ادعای برندهگی هر دو تیم، نگاه ما از زاویه حاکمیت ملی به نظام و ساختار سیاسی است، مطابق به قانون اساسی، حاکمیت ملی از آن مردم افغانستان است که با اراده خویش به پای صندوقهای رأی رفته و از طریق انتخابات آزاد زعیم ملی را تعیین مینمایند، ساختار سیاسی و نهادهای مندرج در قانون نیز از ابتدا تا کنون مورد قبول مردم افغانستان بوده است که این نهادها با درنظرداشت لایحه وظایف قانونی شان مکلف به اجرآت در چارچوب صلاحیت های شان میباشد؛ لذا کمیسیونهای انتخاباتی به عنوان نهادهای قانونی که اعضا و کمیشنران آن توسط احزاب سیاسی تعیین شده اند نتایج انتخابات را مطابق طرزالعمل کاری شان اعلام داشته است بنا بر این اگر اعتراض به تقلبهای سازماندهی شده نیز وجود داشته باشد هیچ کسی حق ندارد به دلیل جبران شکست، حاکمیت ملی را به گروگان گیرند.
رویکردهای انتقادی و اتهام زنی به رقیب، از روندهای معمولی در نظامهای دموکراتیک است که پیشرفته ترین دموکراسی دنیا نیز از این قاعده مستثنی نیست، اما تاریخ مصرف چنین حالت صرفا در ایام کارزارهای انتخاباتی میباشد، بعد از انتخابات که هر تیم برنده اعلان میشود روش رقابت ها نیز تغییر مییابد و رقبای سیاسی جرأت تبریکی دادن به تیم برنده را دارند، در دموکراسیهای پیشرفته هیچ شخص و جریان مافوق قانون نیست، همگی به حاکمیت ملی شان احترام گذاشته و خطوط اساسی منافع ملی را به عنوان یک اصل خطا ناپذیر به عنوان خط سرخ فعالیتهای سیاسی شان ترسیم مینمایند؛ لذا تمامی ساز و کارها در طول منافع ملی به حرکت در میآید، یا اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم، فعالیت ارگانیکی تمام ساختارها در چنین کشورها در چارچوبه نظام گام برمیدارد، نظام سیاسی به عنوان مصداق بارز بدن تمثیل میگردد و سائر نهادهای ساختاری همانند اعضاء بدن به فعالیت و تحرک میباشد تا بدنه نظام آسیب ندیده و به صورت یک موجود زنده و پویا، سیر تکاملی خویش را بپیماید.
بنا براین تحلیف و یا سوگند وفاداری به عنوان حافظ ارزشهای نظام و مردم، دارای بار ارزشی است که زعیم را مکلف میسازد تا از نظام و ارزشهای صادقانه حراست نماید؛ اما برگزاری دو تحلیف در یک قلمرو در هیچ نظام و کشوری پذیرفتنی نیست اگر از زاویه حاکمیت ملی و فعالیت ارگانیکی نظام به موضوع برگزاری تحلیفها نگاه کنیم، این عملکرد ارزش مدارانه نه تنها که بار ارزشی ندارد بلکه به عنوان یک عمل خلاف حاکمیت ملی محکوم و مردود میباشد، در حال حاضر که به ماهیت چنین عملکرد غیر مسئولانه نگاه میکنیم، خطوط سرخ رهبران احزاب سیاسی، دستیابی به قدرت و امتیازات دولتی میباشد با درنظرداشت پیشینه سیاسی شان از گذشته تا کنون، آنان احترام به منافع ملی و ثبات کشور را از باور شان زدوده اند و تمام تلاشهای شان در راستای دستیابی به جاه و جلال مادی میباشد، همانطوری که شاهد هستیم، آنان هیچگونه طرح و ابتکار دراز مدت ندارند تا نقشهی راه رسیدن به یک افغانستان با عزت و شکوهمند را ترسیم نموده باشند و در راستای تحقق آن تلاش ورزند؛ بلکه هر عملی که منجر به اشتراک آنان در بدنه هر گونه نظام باشد از دید آنان قابل قبول و به دور از عیب و نقص میباشد؛ لذا انتظار میرود که مردم با عزت افغانستان به عنوان متضررین اصلی چنین عملکردهای خودسرانه، هر گونه اقدامات خلاف منافع ملی را نظاره گر بوده و در صدد سرکوبی آن باشند تا بیشتر از این، افغانستان ضربات دهه هفتاد را متحمل نشود.
