
صلح افغانستان به یک معمای پیچیده میماند که هرچه مدت زمان بیشتر از آن میگذرد بوی خون و باروت، آزار دهندهتر از قبل استشمام میگردد، علت خونریزی و تمرکز بر پروسه صلح که دو واقعیت متضاد میباشند تا هنوز زوایای پنهان آن به کسی آشکار نشده است، اما آنچه واقعیت امر میباشد و بیشتر مشهود است پیش پرداخت دولت به این پروسهی نا معلوم برجسته تر از زوایای پوشیدهی آن است، دولت از دو زاویه به طالبان پیش پرداخت تادیه میکنند.
در وهلهی اول آزادی پنجهزار زندانی این گروه که تاکنون سه هزار تن آنان به گونهی رسمی از زندانها رها شدند و قرار است دو هزار تن آنان نیز به همین زودیها آزاد گردد آنهم در شرایطی که هیچگونه هویت رسمی و سابقه جرمی شان با افکار عمومی شریک ساخته نشده است.
در وهلهی دوم، بازگشت از حالت تهاجمی به حالت دفاع فعال که به گفتهی مقامات امنیتی، به دلیل حسن نیت و تعهد غیر رسمی طالبان به آتش بس چنین اقدامی صورت گرفته است؛ اما از جبههی مخالف هر روز حملات مرگباری بر مراکز نیروهای امنیتی صورت میگیرد که تلفات ناشی از آن سرخط رسانههای ملی و بین المللی قرار گرفته است، به گزارش رسانه های آزاد هفته گذشته خونینترین هفته در طول ۱۹ سال گذشته برای نیروهای امنیتی کشور بوده است.
در هفته گذشته ۲۹۱ نیروی امنیتی شهید و ۸۴۱ تن دیگر زخمی شده اند، این در حالیست که تلفات ملکی ناشی از ماینهای کنار جاده و حملات مرگبار انتحاری جدا از این ارقام میباشد.
با این حال رسانهها و جامعه مدنی همواره از کرنش و عدم جدیت دولت در امر مبارزه با هراس افگنی همواره انتقادات تندی داشته اند، ولی کمتر مورد توجه مقامات مسئول قرار گرفته است.
به نظر میرسد که چانهزنیهای بین خودی میان مقامات بر سر دستیابی به کرسیهای مهم دولتی و جلب حمایت بین المللی توسط طالبان، تیغ این گروه را نسبت به هر زمان دیگر تیزتر نموده است، آنچنان که از دورنمای عملکرد مقامات شاهد هستیم دولت کنونی در عوض اینکه متمرکز بر ساختار سازی و تهداب گزاری یک دولت مدرن باشند.
بیشتر درگیر کسب امتیاز و سرگرم دستیابی به منافع خصوصی میباشند، این دو مورد تا حدی جدی شده است که ماهیت دولت را از حکومت و دولت واقعی به یک شرکت سهامی محدود نموده است، طبیعی است که این طرز دید در حکومتداری محکوم به شکست است و دیری نخواهد پایید که مخالفین مسلح امروزی سردمداران و زعیمان سیاسی آیندهی نه چندان دور باشند.
رشد دولت و حکومتداری منوط به برنامههای جامع و عملی است که توسط خبرگان کارکشته بر خواسته از متن درد و رنج مردم و مجهز به دانش روز و تعهد مبتنی بر وطن دوستی رقم میخورد نه اینکه با دید گذرا و مقطعی چشم به امتیازات شخصی دوخته شود، بنا بر این چنانچه شاهد هستیم چالشها از ابعاد گوناگون کشور را محاصره نموده است.
با این حال انتظار میرود که مقامات حکومت فارغ از مصلحت اندیشی، جهت حفظ نظام و نجات جان سربازان این خطه طالبان را مورد حملهی تهاجمی قرار داده تا هم دست بالا در پروسهی صلح از آن دولت و مردم افغانستان باشد هم اینکه اعتماد افکار عمومی را جذب نموده و تاوان خون به ناحق ریخته شدهی سربازان را پس گرفته و التیامی به زخمهای بازماندگان آنان بگذارند، چنانچه شاهد هستیم منطق طالبان منطق خشونت و تفنگ است پس چه بهتر که در این مورد عمل تهاجمی و بالمثل انجام داد.
