طالبان در باتلاق انزوا و ستیزهجویی

به گزارش خبرگزاری رشد؛ طالبان با خودداری از حضور در نشستهای حیاتی منطقهای مانند اجلاس تهران، نه تنها نشان دادند که فاقد بلوغ سیاسی و تعهد به ثبات منطقه هستند، بلکه عمداً خود را در حصار ایدئولوژی افراطی محبوس کردهاند. این رویکرد آنها را در برابر خواست عمومی تمام همسایگان افغانستان قرار داده است.
ایران با ابتکار عمل و میزبانی نشستهای مهمی چون «همصدایی ملی» و «نشست ویژه همسایگان»، عملاً پرچمدار تلاشهای جمعی برای جلوگیری از فاجعهای جدید در افغانستان شده است. این اقدامات، طالبان را در موضعی تدافعی و انفعالی قرار داده است.
رهبران سیاسی دوران جمهوریت، با همه کاستیهایشان، حداقل نمایندهی بخشی از جامعهی افغانستان و شناختهشده در سطح جهانی هستند. در مقابل، طالبان با رد مطلق هرگونه گفتگو و مدارا، خود را به عنوان مانعی غیرقابل انعطاف در مسیر صلح و ثبات تثبیت کردهاند.
اقدام ایران برای ایجاد اجماع در میان مخالفان طالبان، ضربهای استراتژیک به بهانهجوییهای همیشگی این گروه است. طالبان همواره فقدان “طرف مقابل” مشخص را بهانه میکردند؛ امروز این بهانه در حال محو شدن است.
طالبان، با بیاعتنایی به تمام فرصتهای تعامل که در چهار سال گذشته از سوی همسایگان به آنها داده شد، ثابت کردند که نه قابلیت تبدیل به یک دولت مسئول را دارند و نه علاقهای به آن. رفتار آنها حاکی از ادامه همان ذهنیت قبیلهای و خشنی است که در نخستین دوره حکومتشان نشان دادند.
نگرانی اصلی و بهحق کشورهای منطقه، تبدیل افغانستان به پناهگاه امن تروریستهای فرامرزی تحت حاکمیت طالبان است. گزارشهای مستند از حضور و فعالیت گروههایی مانند داعش، القاعده و جداییطلبان، نتیجه مستقیم سیاستهای تغذیهکننده و همزیستی طالبان با این شبکههاست.
طالبان با ادامه این مسیر، نه تنها “آخرین شانس” تعامل را از دست خواهند داد، بلکه خود را آماج پاسخگویی جمعی منطقه و جامعه جهانی خواهند کرد. آنها با توهم خودکفایی و بینیازی از دنیا، در حال ریسک کردن امنیت و آینده تمام مردمی هستند که ادعای حکمرانی بر آنها را دارند.
پیامدهای این انزوا و ستیزهجویی، دیر یا زود گریبانگیر خود طالبان خواهد شد. تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی در قلب آسیا، بدون تعامل مثبت با همسایگان و احترام به حقوق بینالملل، پایدار نمانده است. طالبان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
خبرگزاری رشد
