از مقاومت تا تعیین قواعد بازی؛ ایران و آینده موازنه قدرت در خاورمیانه

تاریخ سیاسی خاورمیانه بار دیگر به نقطهای رسیده است که میتواند مسیر آینده منطقه را برای سالها تعیین کنداز مقاومت تا تعیین قواعد بازی؛ ایران و آینده موازنه قدرت در خاورمیانه.
جنگ میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر تنها یک درگیری نظامی معمولی نیست؛ این تقابل در واقع آزمونی برای سنجش موازنه قدرت در سراسر منطقه است.
در چهار دهه گذشته راهبرد امنیتی ایران بیشتر بر یک اصل استوار بود: جلوگیری از شکست در برابر قدرتهای بزرگ. برای تحقق این هدف، ایران بر بازدارندگی، توان موشکی، جنگ نامتقارن و ایجاد عمق راهبردی در پیرامون منطقهای تکیه کرد. هدف اصلی این سیاست آن بود که دشمنان نتوانند جنگی مستقیم و تعیینکننده را به ایران تحمیل کنند
.
اما تحولات اخیر نشان میدهد که این راهبرد در حال تغییر است. اگر در گذشته تمرکز بر بقا و جلوگیری از شکست بود، اکنون نشانههایی دیده میشود که ایران میکوشد از مرحله دفاع صرف عبور کند و به جایگاهی برسد که بتواند در تعیین موازنه قدرت خاورمیانه نقش اصلی داشته باشد.
اگر جنگ کنونی به نقطهای برسد که محور واشینگتن–تلآویو ناچار به توقف عملیات شود، پیامد آن فقط پایان درگیری نخواهد بود. در چنین شرایطی، برداشت کشورهای منطقه از قدرت ایران تغییر خواهد کرد.
بسیاری از بازیگران منطقهای ممکن است به این نتیجه برسند که ایران توانسته است در برابر شدیدترین فشارها دوام بیاورد و در نتیجه به یکی از بازیگران تعیینکننده معادلات امنیتی خاورمیانه تبدیل شود.
در سیاست بینالملل، برداشت کشورها از قدرت گاهی از خود قدرت مهمتر است. اگر این تصور شکل بگیرد که هزینه مقابله با ایران بسیار سنگین است، رفتار بسیاری از دولتها تغییر خواهد کرد. برخی کشورها ممکن است به سمت سازگاری با ایران حرکت کنند، برخی دیگر تلاش خواهند کرد میان قدرتهای منطقهای توازن تازهای ایجاد کنند.
با این حال، تبدیل شدن به قدرت مسلط منطقه تنها با موفقیت در میدان جنگ به دست نمیآید. چنین جایگاهی زمانی تثبیت میشود که یک کشور بتواند سه توانایی را همزمان داشته باشد: نخست اقتصادی که بتواند هزینه نفوذ منطقهای را تحمل کند؛ دوم شبکهای پایدار از متحدان و شرکای سیاسی؛ و سوم توانایی شکل دادن به قواعد بازی در منطقه.
اگر این سه عامل در کنار هم قرار بگیرند، یک قدرت میتواند نه تنها از خود دفاع کند، بلکه نظم مورد نظر خود را نیز بر محیط پیرامونی تحمیل کند.
از این زاویه، پرسش اصلی درباره آینده خاورمیانه این نیست که کدام طرف در یک نبرد پیروز میشود. پرسش مهمتر این است که پس از پایان جنگ چه نظمی در منطقه شکل خواهد گرفت. آیا ایران میتواند نفوذ راهبردی خود را به موقعیتی پایدار و تعیینکننده تبدیل کند، یا اینکه رقابت قدرتها مانع تثبیت چنین جایگاهی خواهد شد؟
پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست. اما یک نکته مسلم است: خاورمیانه وارد دورهای شده است که در آن موازنه قدرت در حال دگرگونی است و جایگاه کشورها میتواند در زمانی کوتاه تغییر کند. ایران نیز میکوشد از همین لحظه تاریخی برای تثبیت نقش خود در نظم آینده منطقه بهره ببرد.
عارف رحمانی- خبرگزاری رشد
