شکست هیمنه؛ بنبست استراتژیک آمریکا در برابر ایران

تحلیل وضعیت کنونی میان ایران و ایالات متحده نشان میدهد که واشنگتن در یک بنبست استراتژیک عمیق گرفتار شده است.
به گزارش خبرگزاری رشد؛ عارف رحمانی تحلیلگر امور بینالمللی امروز شنبه(۸ حمل) درصفحه اجتماعی اکس نوشت: با بهکارگیری گسترده ابزارهای نظامی و اقتصادی، آمریکا نتوانسته محاسبات جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد یا به اهداف بلندپروازانهای مانند تغییر رژیم یا فروپاشی ساختاری دست یابد. اظهارات مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، درباره «نگه داشتن همه گزینهها روی میز» و «پاسخگو کردن ایران»، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، بازتاب واکنش سیاسی به محدودیتهای عملی واشنگتن است.
در میدان عملیاتی، ناکارآمدی مدل «جنگ از راه دور» و دشواری نفوذ به لایههای دفاعی عمیق ایران به وضوح آشکار شده است.
نمونهٔ بارز آن، حمله موشکی به مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب در ۲۸ فبروری ۲۰۲۶ بود که منجر به شهادت بیش از ۱۷۰ کودک و معلم شد. این رویداد نه تنها یک شکست اطلاعاتی و هدفگیری برای سنتکام به شمار میرود، بلکه مشروعیت بینالمللی هرگونه اقدام نظامی آینده آمریکا را نیز به شدت خدشهدار کرد.
پاسخ گسترده ایران با شلیک موشکها و پهپادها به پایگاههای آمریکایی و متحدانش در منطقه، ثابت کرد که قدرت نظامی به تنهایی قادر به درهم شکستن اراده سیاسی تهران نیست و ادامه این عملیاتها، هزینههای سنگین و فزایندهای برای واشنگتن به همراه داشته است.
از منظر راهبردی، اتهامزنی والتز به ایران مبنی بر «قتل هزاران نفر از مردم خودش»، تناقض در رویکرد دیپلماتیک آمریکا را برجسته میکند. وقتی پاسخ دفاعی یک کشور به عنوان اقدامی غیرقانونی و مجرمانه جلوه داده میشود، در واقع واشنگتن به طور ضمنی اعتراف میکند که استراتژی اولیهاش بر پایه سلب حق دفاع مشروع از طرف مقابل بنا شده بود.
این وضعیت، فرآیند گذار از نظم تکقطبی به واقعیت چندقطبی در غرب آسیا را شتاب بخشیده است؛ جایی که آمریکا اکنون میان دو گزینه دشوار گیر افتاده: ورود به یک جنگ تمامعیار با هزینههای غیرقابل کنترل، یا پذیرش ایران به عنوان یک قدرت بازدارنده با قابلیت تأثیرگذاری قابل توجه منطقهای.
عملیات نظامی مانند «Epic Fury» توان موشکی و دریایی ایران را تا حدی کاهش داده، اما نتوانسته اراده سیاسی تهران را بشکند.
در مقابل، ایران با حفظ ساختار فرماندهی و تداوم عملیاتهای خود، هزینههای استراتژیک سنگینی بر طرف مقابل تحمیل کرده است. این واقعیت نشان میدهد که قدرت نظامی، بدون مشروعیت بینالمللی و ارزیابی دقیق هزینه-فایده، نمیتواند عامل تعیینکننده نهایی در معادلات قدرت باشد.
عارف رحمانی
خبرگزاری رشد
