سازمان ملل: افغانستان در آستانه قحطی؛ میلیونها نفر گرسنهاند
سازمان ملل متحد هشدار داده است که ۱۵.۹ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی حاد غذایی در سطح بحرانی یا شدیدتر مواجهاند و ۳.۴ میلیون نفر دیگر در وضعیت اضطراری گرسنگی قرار دارند. پیشبینیها نشان میدهد که با فرارسیدن زمستان، شمار افراد نیازمند غذا افزایش خواهد یافت.

به گزارش خبرگزاری رشد؛ دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) هشدار داده است که بحران گرسنگی در افغانستان در حال تشدید است و میلیونها خانواده توانایی تأمین غذای کافی را ندارند.
بر اساس تازهترین ارزیابی طبقهبندی یکپارچه مراحل امنیت غذایی، ۱۵.۹ میلیون نفر در ماههای سپتمبر و اکتوبر ۲۰۲۶ با ناامنی حاد غذایی در سطح بحرانی یا بدتر از آن روبهرو بودهاند.
از این میان، ۳.۴ میلیون نفر در مرحله اضطراری ناامنی غذایی قرار دارند.
اوچا هشدار داده است که وضعیت در فصل کمبود مواد غذایی، از نوامبر ۲۰۲۶ تا اپریل ۲۰۲۷، وخیمتر خواهد شد.
پیشبینیها نشان میدهد که در این دوره، شمار افراد مواجه با ناامنی حاد غذایی به ۱۹.۲ میلیون نفر میرسد و حدود پنج میلیون نفر در وضعیت اضطراری گرسنگی قرار خواهند گرفت.
عوامل اقتصادی، بیکاری، افزایش قیمت مواد غذایی و هزینههای انتقالونقل، کاهش کمکهای بشردوستانه و پیامدهای خشکسالی از عوامل تشدید این بحران عنوان شدهاند.
نهادهای سازمان ملل میگویند با وجود بهبود نسبی تولیدات زراعتی، بسیاری از خانوادهها به دلیل نداشتن درآمد کافی توان خرید مواد غذایی را ندارند.
افغانستان با بحران طولانیمدت اقتصادی و بشردوستانه روبهرو است. برآوردهای سازمان ملل نشان میدهد که در زمستان پیشرو، حدود ۱۹.۲ میلیون نفر به کمک غذایی نیاز خواهند داشت.
همزمان، کمبود بودجه نهادهای امدادرسان توانایی آنها را برای پاسخگویی به نیازهای خانوادههای آسیبپذیر محدود کرده است.
رسیدن بحران گرسنگی به چنین ابعادی، نشاندهنده عمق مشکلات اقتصادی و معیشتی در افغانستان است؛ جایی که میلیونها نفر با بیکاری، فقر و ناتوانی در خرید مواد غذایی روبهرو اند. برای خانوادهای که درآمد ندارد، موجود بودن مواد غذایی در بازار به معنای دسترسی به آن نیست.
کودکان، زنان و خانوادههای بیسرپرست در چنین شرایطی با خطرهای جدیتری مواجه میشوند.
در کنار کاهش کمکهای بینالمللی و پیامدهای خشکسالی، طالبان نیز در برابر وضعیت معیشتی مردم و فراهمسازی زمینه کار و درآمد مسئولیت دارند.
محدودیت بر مشارکت اقتصادی زنان و نبود فرصتهای کافی برای اشتغال، ظرفیت خانوادهها برای بیرون شدن از فقر را بیشتر تضعیف میکند.
اتکا به کمکهای اضطراری، بدون برنامههای عملی برای ایجاد کار، حمایت از زراعت و بهبود اقتصاد، نمیتواند بحران را بهگونه پایدار حل کند.
گرسنگی میلیونها شهروند تنها یک آمار بشردوستانه نیست؛ بلکه آزمونی جدی برای مسئولیتپذیری اداره حاکم در برابر نیازهای اساسی مردم است.
