انتشار و انکار _ آیا طالبان واقعیتهای اجتماعی افغانستان را درک کرده اند؟
یکبار به صورت رسمی از طریق شبکه جهانی الجزیره توافق شان بر سر نظام امارت اسلامی را به نشر سپردند که منجر به اعتراض شدید فعالان مدنی و تشکلهای سیاسی افغانستان گردید

خبرگزاری رشد – کابل: گروه طالبان طی یک سال اخیر که پروسه صلح رونق و شتاب بیشتری یافته است با رویکرد انتشار و انکار و یا « ابراز و انکار» نگرش و واکنشهای مردم افغانستان را بارها محک زده اند، این اولین بار نیست که واکنشهای تند مردم در فضای مجازی و رسانهها آنان را مجبور به انکار از عملکردهای پس پرده شان نموده اند، بلکه از آوان پروسه صلح تا کنون این شیوه را پیش گرفته اند، به یاد داریم در تابستان سال گذشته که این گروه با نمایندگان آمریکا در میز مذاکره بودند، مذاکرات شان به مدت هفده روز به طول انجامید که نه تنها آقای خلیلزاد از طریق توئیتهایش اطلاع رسانی نمیکرد؛ بلکه سخنگویان این گروه نیز در این مذاکره هفده روزه سکوت مطلق اختیار نموده بودند، آنان طی این مدت به صورت غیر مستقیم از طریق اجنتهای رسانهی و اشخاص مجهول الهویه، صدای شان مبنی بر امارت خواهی را منعکس مینمودند که با واکنشهای جمعی تودهها و نخبگان افغانستان مواجه میشدند؛ سپس با درک از اینکه نمیتوانند جامعه چند صدایی افغانستان را به حمایت از خواستههای بی بنیاد شان بکشانند، اظهارات نشر شده را انکار مینمودند.
یکبار به صورت رسمی از طریق شبکه جهانی الجزیره توافق شان بر سر نظام امارت اسلامی را به نشر سپردند که منجر به اعتراض شدید فعالان مدنی و تشکلهای سیاسی افغانستان گردید، در آن زمان جامعه دانشگاهی و نخبگان فرهنگی افغانستان در نقاط مختلف کابل و کلان شهرها گردهمایی مشترکی تشکیل دادند و با انتشار نامهی سرگشاده عنوانی آقای خلیلزاد، نگرانی شان از سقوط جمهوریت و دستاوردهای هجده ساله را مستدل و مکتوب وار نشر نمودند که پس از آن آقای خلیلزاد با نشر توئیتی از هرگونه توافق بر سر تغییر نظام سیاسی و معامله دستاوردهای هجده ساله را افواهات و غیر واقعی خواند. از آن زمان تا کنون بارها شاهد چنین ادعاهای باطل از سوی طالبان بودیم که اینبار از نشر منشور شان انکار نموده و آن را غیر رسمی خوانده اند، اکنون سئوال اساسی اینجاست که آیا این گروه واقعیتهای جامعه چند صدایی افغانستان را در ۲۰۲۰ درک کرده اند؟ به نظر میرسد که آنان با تداوم خشونتها و پیگیری مذاکرات صلح در تعقیب هدف واحد که همانا امارت خواهی است متمرکز اند، فلسفه تداوم خشونتهای بیانگر روحیه کوبی و خسته نمودن مردم افغانستان است که با این حربه بتوانند مردم را از وضعیت متشنج کنونی بیزار ساخته تا در میز مذاکرات هر نسخهی را که آنان پیشکش نمایند مورد قبول بی قید و شرط افغانها قرار گیرد؛ چنانچه در این اواخر رهایی زندانیان شان را بی قید و شرط میخواستند؛ اما از سوی دولتمردان و مردم افغانستان مورد قبول قرار نگرفت.
به نظر میرسد که گروه طالبان با سو استفاده از اختلافات سیاسی رهبران و بعضا اعتراضات و نا رضایتی مردم از کمکاری مقامات دولتی دچار اشتباه محاسباتی شده اند؛ در حالیکه در جامعه چند صدا و کثرت گرا، اختلافات سیاسی و اعتراضات مدنی یک اصل غیر قابل انکار است؛ اما این بدان معنی نیست که فساد اداری و اختلافات سیاسی باعث گردد تا افغانها تحت قیمومیت امارت متجر طالبانی قرار گیرند، بنا بر این میتوان چنین نتیجه گیری نمود که این گروه به دلیل اینکه در میان مردم نبوده اند و تجربهی مردم سالاری را نداشته اند، تا کنون نتوانسته اند واقعیتهای حاکم بر جامعه را درک نمایند؛ لذا انتظار میرود که سیاسیون هرچه زودتر اختلافات سیاسی شان را حل نموده و با تشکیل یک کتله منسجم سیاسی در میز مذاکرات صلح حاضر گردند و از آدرس جمهوریت، مقتدرانه وارد فاز جدید گفتگوهای صلح گردند در این صورت طالبان در برابر اتحاد جمعی، توان چانه زنی و احساس برتری جویی را در خود نخواهند داشت.
