برون عالی درون خالی
عناصر ارزشی قومیت و جهاد، حربههای موثر سیاست بازان غیر اکادمیک است که ایشان با دیکته به آن، هربار توانسته است خود را در بدنه نظام چسپ بزند، حضور دو دههی در ساختار قدرت مدت کمی نیست که یک سیاستمدار با تدبیر با استفاده از چنین موقف میتواند بهره برداری شایانی در راستای رشد و انکشاف زیربناهای اساسی کشور داشته باشد

دستکم طی دو دهه حاکمیت دموکراسی در کشور، عبدالله عبدالله یکی از بازیگران درشت میدان سیاست بوده است، او با نشانهگیری دو عنصر مهم که بافت پیچیدهی با فرهنگ سیاسی افغانستان داشته/دارد، در این دو دهه جایگاه اش را در نظام حفظ نموده است.
عناصر ارزشی قومیت و جهاد، حربههای موثر سیاست بازان غیر اکادمیک است که ایشان با دیکته به آن، هربار توانسته است خود را در بدنه نظام چسپ بزند، حضور دو دههی در ساختار قدرت مدت کمی نیست که یک سیاستمدار با تدبیر با استفاده از چنین موقف میتواند بهره برداری شایانی در راستای رشد و انکشاف زیربناهای اساسی کشور داشته باشد، درست است که طی این مدت آقای عبدالله فقط مدت چند سال کوتاه به عنوان اپوزیسیون آقای کرزی از قدرت فاصله گرفت، اما در آن زمان هم نقش واقعی یک اپوزیسیون را که نظارت مسئولانه و با برنامه بر اعمال حکومت داشته باشد نیز ادا ننمود.
بی برنامهگی ایشان زمانی بیشتر برجسته میگردد که به عنوان یک چهرهی سیاسی پشت تریبون رسانهها قرار گرفته و برای آینده سیاسی کشور حرفی ارائه میدارد، آن وقت است که بیشتر از هر زمان دیگر متوجه میشویم که چندان امیدی به آینده حیات سیاسی ایشان به عنوان یک راهگشا نمیتوان داشت، در عمل هم که شاهد هستیم، ولایاتی که همیشه از ایشان حمایت سیاسی نموده اند هیچگاه مورد توجه ایشان نبوده، در توزیع عادلانه بودجه و تعدیل واحدهای اداری هیچگاه از ایشان صدایی شنیده نشده است، با این حال اکنون که ایشان مسئولیت شورای عالی مصالحه را به عهده گرفته اند یکماه است که وظیفه رسمی اش را تصاحب گردیده است، اما تا کنون ساختار تشکیلاتی اش مشخص نشده و وزرایی که از آدرس ایشان قرار است درون ساختار قرار گیرند نام و نشانی از آنان معلوم نیست.
در مسئلهی صلح که قمرالدین باجوا به کابل آمد و انتظار داشت تا در یک پرنسیب مشخص و دو جانبه به توافق دست یابند نا امید بازگشت و دکترین صلح ایشان نتوانست قناعت این مقام پاکستانی را حاصل نماید، خلیلزاد که زمینهساز مذاکرات بین الافغانی میباشد بعد از سفر به قطر و پاکستان، قرار بود وارد کابل شود؛ اما به هر دلیلی از اینکه روسای کشور به خصوص رییس شورای عالی مصالحه از اینکه طرح و برنامه قابل قبولی نداشته است نیز دیدار اش با مقامات افغان را لغو نمود.
حرف آخر اینکه به هر دلیلی مسئولیت رهبری پروسه صلح به آقای عبدالله واگزار شده است و ایشان با استفاده از هر شیوهی ممکن این کشتی شکسته را به ساحل نجات برسانند، اما عملا شاهد هستیم که وی در عوض سنجش طرح و راهکار عملی جهت فایق آمدن بر پروسهی صلح، درگیر تشریفات و ظواهر اش میباشد، اگر این عطف توجه را به عنوان زعیم یک کشور جنگزده به درونگرایی و رشد انباشتههای درونمایهگی اش مینمود، تا کنون ما شاهد تغییرات مورد پسند و مثبت در ابعاد گوناگون جنگ و صلح میبودیم و همینطور انکشاف پروژههای زیربنایی نیز به حد معقول اش شاهد تغییرات مثبت بود.
