تجلیل از پرچم ملی، سخنی با سیاسیون
افغانستان نیز به عنوان یک کشور مستقل و دارای وجهه بین المللی با تعاریف خاص انتزاعی، رنگ و نماد پرچم کشور را حدود هفتاد سال قبل توسط شاه امان الله تعریف نموده بود، هر چند در طول این سالها، حاکمیت رژیمهای گوناگون تغییراتی در گزینش پرچم ملی و تعاریف رنگها به وجود آورد

پرچم ملی نماد پر فراز و نشیب تاریخ یک کشور در طول دوران حیات اش میباشد، بحث رنگها و نمادها با پیش فرض انتزاعی تعریف خاصی را مطابق به فرهنگ و عنعنات کشورها با خود حمل میکند، نمادها گویای شرح حال تاریخ یک کشور در قالب رنگ و تصاویر است.
افغانستان نیز به عنوان یک کشور مستقل و دارای وجهه بین المللی با تعاریف خاص انتزاعی، رنگ و نماد پرچم کشور را حدود هفتاد سال قبل توسط شاه امان الله تعریف نموده بود، هر چند در طول این سالها، حاکمیت رژیمهای گوناگون تغییراتی در گزینش پرچم ملی و تعاریف رنگها به وجود آورد که با از بین رفتن آن، پرچم ملی با همان هویت صدساله اش دوباره قد بر افراشت، نمونه و مصداق عینی تغییر پرچم در حکومت مجاهدین و امارت خود خوانده طالبانی از واقعیتهای معاصر است که بسیاری از مردم هنوز آن را به خاطر دارند، اما با از میان رفتن این رژیمها، مجددا پرچم ملی به همان حالت از قبل تعریف شده اش برگشت.
گزینش رنگها را که امان الله خان در ۱۳۲۸ با تدویر لویه جرگه در پرچم ملی نقش نمود، با ترکیب همین سه رنگ سیاه، سفید و سبز است که رنگ سیاه آن بیانگر دوران استعمار تحت سلطه انگلیس بود، رنگ سرخ بیانگر خونهای شهدا بود که در راه استقلالیت کشور جان نثاری نمودند و رنگ سبز نیز تعریف آبادی و شکوفایی آینده را یدک میکشید.
هر چند با گذشت این مدت زمان، افغانستان از تعریف سه رنگ فقط از رنگ سیاه آن که آزادی از زیر یوغ استعمار بود تا حدودی عبور نموده است، اما رنگ سرخ آن که نشان از خونریزی و جان نثاری در راه وطن است با تغییر ماهیت همچنان ادامه دارد.
در حال حاضر از سیاسیونی که در راس قدرت و در بدنه اپوزیسیون قرار دارند انتظار میرود که تلاش ورزند تا خطوط سیاه و سبز پرچم را موفقانه پشت سر گذاشته و راه را جهت رسیدن به خط سبز بگشایند، در مقایسه با رژیمهای قبلی که رنگ و بوی غیر ملی داشت، حکومت کنونی از هر جهت قابل قبول مردم افغانستان است، اما این مقبولیت فقط در مقایسه با قبل قابل پذیرش است در عصر کنونی، حکومت جهت آپدیت و به روز نمودن عناصر مختلف اش نیاز به توجه جدی در عرصه نظام سازی دارد، با اینکه در قرن ۲۱ قرار داریم باید به این نکته توجه داشت که مقایسه حکومت فعلی با حکومت های قبل و نتیجهی رضایت بخش آن بیانگر ایده آل بودن یک نظام و حکومت نیست، بلکه حکومت و نظام فعلی را باید با سایر حکومت ها و نظامهای معاصر مقایسه کرد چون در همزمانی با آنان مسیر پویایی و تکامل را میپیماییم؛ لذا در مقایسهی امروزی حکومت فعلی جوابگوی نیازهای عصر خودش نیست، باید در معاصر سازی آن اقدام و تلاشهای جدی روی دست گرفته شود.
بحث را فقط با ذکر یک نمونه ختم میکنیم، حدود سی سال قبل کشور تاجکستان درگیر جنگهای داخلی و ویرانی وطن اش بود، مردم این کشور به افغانستان و سایر کشورهای همسایه پناهگزین شده بودند، سیاسیون افغان جهت رفع معضلات داخلی آنان میانجیگری میکرد، اما تاجکستان به هر دلیلی به منازعات اش خاتمه بخشید و افراطیون کشور اش را سرکوب نمود و حکومت مقتدر و پاسخگو را به مردم اش هدیه نمودند، با گذشت این مدت کوتاه، اکنون کار بجایی رسیده است که افغانستان به لحاظ رفاه و خود کفایی تحت هر عنوانی با این کشور قابل مقایسه نیست، هم اکنون افغانستان محتاج برق این کشور است، تازگی ها برق وارداتی اش را به افغانستان کاسته است کابل در تاریکی به سر میبرد، لذا در هر کشوری که مردم و سیاسیون اش مستعد رشد و مسئولیت پذیری باشد کشور اش طی مدت کوتاهی به اوج شکوفایی میرسد، اکنون بیست سال است که از عمر نظام و حکومتداری جدید در افغانستان میگذرد، اما رشد بیست ساله ما چندان قابل قبول نبوده است، بنا بر این انتظار میرود که بجای تظاهر و ریا به واقعیتهای کشور خود فکر کرده و کاستیهای آن را باید رفع نمود، تجلیل از مناسبت های ملی زمانی لذت چند برابر دارد که ما واقعا توانسته باشیم مزایای استقلال و ثبات واقعی را بچشیم، افغانستان دورهی طلایی را خواهد پیمود در صورتی که همگی باورمندانه در مسیر آبادی آن گام برداریم.
