تروریسم فعال در افغانستان؛ هشدار چین، روسیه و پاکستان
گروه طالبان و گروههای تروریستی فعال در افغانستان دو پدیده جدا نیستند. یک پیکرهاند با چند چهره. گروه طالبان چهره سیاسی و سازمانی آن است و شبکههای مسلح، بازوی امنیتی و عمق تحرک آناند. این دو نه در هدف جدا هستند، نه در ایدئولوژی و نه در جغرافیای ناامنی. هر دو از یک فضا تغذیه میکنند: فضای انکار، مدارا و استفاده ابزاری از خشونت. جدا دیدن آنان خطای تحلیلی است و هزینه این خطا را همسایهها میپردازند.

به گزارش خبرگزاری رشد؛ تازه صدای چین، روسیه و پاکستان بلند شده است که گروههای تروریستی در داخل افغانستان فعالتر شدهاند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، شاخه خراسان داعش را تهدید اصلی تروریستی در افغانستان خوانده و هشدار داده است که این گروه میکوشد فعالیت خود را به آسیای مرکزی و روسیه گسترش دهد. او از حضور گروههای افراطی در مناطق مرزی تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان خبر داده است. به گفته او، این گروهها کمپ و مراکز آموزشی ساختهاند و میکوشند در پوشش مهاجر و گردشگر وارد کشورهای منطقه شوند. وانگ یی، وزیر خارجه چین، از گروه طالبان اقدام عملی و ملموس خواسته و گفته است وعدههای شفاهی برای جلب اعتماد جامعه جهانی کافی نیست. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، نیز با اشاره به ناامنی در خیبرپختونخوا و بلوچستان گفته است اسلامآباد بارها از گروه طالبان خواسته جلوی عناصر تروریستی را بگیرد، اما آنان هنوز درک نکردهاند. سه مقام، سه زبان، یک پیام: گروه طالبان نه تنها تهدید را مهار نمیکند، بلکه بستر بقا و رشد آن را فراهم میسازد.
وقتی میزبان از ایدئولوژی مهمان تغذیه میکند و مهمان از فضای امن میزبان سود میبرد، مرز میان مهار و همافزایی فرو میریزد. گروه طالبان مشروعیت بینالمللی نمییابد، اما تروریسم تقویت میشود. گروه طالبان کنترل زمین را ادعا میکند، اما امنیت منطقه را به گروگان میگیرد. مخالفت هیئت این گروه با اشاره صریح به تروریسم برخاسته از خاک افغانستان در نشست مسکو نشان داد که این گروه نه واقعیت را مدیریت میکند و نه مسئولیت را میپذیرد. در چنین چارچوبی، گروه طالبان و گروههای تروریستی همسو و همهدفاند: یکی با لباس قدرت و دیگری با لباس جنگ؛ هر دو در یک زمین بازی.
هشدار به همسایهها روشن است: اگر گروه طالبان قویتر و مسلطتر شود، قابل مهار نخواهد بود. هر روز که این گروه بر زمین و منابع قدرت خود میافزاید، شبکههای تروریستی نیز در سایه آن جسورتر میشوند. وضعیت بدتر خواهد شد. منطقه باید دریابد که با گروهی خطرناک برای افغانستان و آسیای مرکزی روبهرو است؛ گروهی که تهدید را نه تنها مهار نمیکند، بلکه تولید و صادر میکند. اما هنوز فرصت هست. پنجره اقدام، اگر بسته نشده باشد، باریکتر میشود. منطقه میتواند پیش از آنکه بحران از مرزها بگذرد، با فشار هماهنگ، سازوکار نظارتی و هزینهپذیری روشن، این گروه را به انتخاب میان مهار تروریسم و انزوای کامل وادار کند. هشدارهای پیاپی منطقه، زوال و نابودی گروه طالبان را رقم میزند و کشورهای منطقه را آرامآرام با ماهیت شوم و خطرناک این گروه آشنا میکند. دیروز نگرانی بود، امروز اجماع نسبی است و فردا اگر اقدام نباشد، بحران خواهد بود.
