حکمتیار و حمایت قومی از ارگ

پیش از برگشت حکمتیار به کابل عدهای گمانهزنی میکردند که او و تنظیمش پهلوی قومی ارگ را در آمدنشان تقویت میکنند. به نظر میرسد که این گمانهزنی حالا مصداق بیرونی یافته است. آقای حکمتیار با چنگ و دندان نشان دادن به معترضان و خیمههای اعتراضی نشان داد که هدفش حمایت سیاسی و قومی از ارگ است. ایشان در لغمان هم گفته بود که یکی از رهبران حکومت وحدت ملی باید به سود دیگری کنار برود. از فحوای سخنانش بر میآمد که منظورش، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی است.
آقای حکمتیار در ارگ گفت منظورش این بود که یکی از رهبران حکومت به سود دیگری کنار برود و او هیچ کدام آنان را ترجیح نمیدهد. اما حمایت قومی و سیاسی از ار گ نشان داد که ایشان بیشتر طرفدار جناح داکتر محمداشرف غنی است. در دوران حامد کرزی هم حکمتیار هیاتهایی به کابل فرستاد تا با حکومت صلح کند. برخی از اعضای پیشین تنظیم آقای حکمتیار که پس از ۱۱ سپتامبر روند پس از بن را تایید کردند، میگویند که حامد کرزی علاقه نداشت با حکمتیار توافقنامه صلح امضا کند. به گفته آنان، حامد کرزی نزدیکان حکمتیار را یکی از پس از دیگری جذب حکومت خود کرد. اعضای پیشین تنظیم حکمتیار میگویند که کرزی حتا هیاتهایی را که آقای حکمتیار به کابل میفرستاد، جذب میکرد و فرزندان آنان را در ادارات حکومتی میگماشت.
آخرین مهره حکمتیار که مجذوب حامد کرزی شد، قطبالدین هلال بود. آقای هلال نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود و گفته میشود که حامد کرزی برای کمپاین انتخاباتی او منابع مالی تأمین کرده بود. حکمتیار هم در آخر یارگیریهای انتخاباتی، از آقای هلال حمایت کرد، اما مجموع آرای هلال دوصد هزار رأی بود. مجموع آرای هلال نشان میداد که تمام اعضای تنظیم حکمتیار از او حرفشنوی نداشتند و حامد کرزی آنان را به ستادهای مختلف معرفی کرده بود.
کرزی، قاضی محمدامین وقاد را با محمداشرف غنی و عبدالهادی ارغندیوال را با داکتر عبدالله متحد ساخته بود. در این وسط حکمتیار نقش تعیینکننده نداشت. حامد کرزی میخواست حکمتیار هم بدون سروصدا به کابل بیاید و مثل دیگر رهبران تنظیمی، نقشی در خوان قدرت داشته باشد. او حاضر نبود زیر پای حکمتیار فرش سرخ پهن کند.
اما محمداشرف غنی با حکمتیار توافق صلح امضا کرد. بعد از برگشت حکمتیار هم به او تریبون داد تا هر چه دل تنگش میخواهد، در استدیوم غازی کابل بگوید. منابع موثق میگویند که پول و مصارف همایش حکمتیار در غازی استدیوم را ارگ به آقای حکمتیار داده بود. پوسترهای او را در چهار راهها نصب کردند و چندین بار به ایشان تریبون دادند تا به مخالفان سیاسیاش زخم زبان بزند. حکمتیار حالا پاسخ محبت اشرف غنی را میدهد. همان طوری که انتظار میرفت حکمتیار در نقش حامی قومی و سیاسی محمداشرف غنی ظاهر شده است. اشرف غنی میخواهد فشارهای وزیر خارجه را با حکمتیار خنثا کند. خود حکمتیار هم بدش نمیآید که از محمداشرف غنی حمایت کند. اگر حمایت اشرف غنی نمیبود، حکمتیار با مصرف ۱۰ میلیون دالر هم نمیتوانست همایش استدیوم غازی را برگزار کند.
واقعیت این است که تنظیم حکمتیار و دیگر تنظیمهای رقیب او، به دنیا آمدند و رشد کردند. کارکرد این تنظیمها در حالت بحران بیشتر نمایان میشود. حامیان این تنظیمها، صرف در وضعیت بحران میتوانند از آنان استفاده میکنند. رییس جمهور غنی از حکمتیار در خنثاسازی فشارهای سیاسی جناحهای رقیب، خط و نشان کشیدن به معترضان و جذب قشر محافظهکار استفاده میکند.
حمایت حکمتیار و کسانی مثل سیدمنصور نادری از ارگ، به برخی از مشاوران رییسجمهور چنان اعتماد به نفس کاذب میبخشد که راه حل را صرف در سرکوب معترضان میدانند. در این تردیدی نیست که برخی از سیاستمداران رانده شده از حکومت، در میان معترضان نفوذ دارند. کسی نمیتواند انکار کند که خیمههای معترضان، سبب راهبندی شده است و مشکل مضاعف به مردم کابل آفریده است. اما با وجود تمام اینها، سرکوب راه حل نیست. سرکوب و عربدهکشی سیاستمداران طرفدار ارگ مشکل را بیشتر میسازد.
راه حل این است که حکومت با نمایندهگان معترضان مذاکره کند و آنان را با استدلال منطقی قناعت دهد. سرکوب نتیجه معکوس دارد.
نویسنده: بابک/ هشت صبح
