دانش؛ که بود، که است و چی میکند ؟
استاد سرور"دانش" بهعنوان یک سیاستمدار، نیز از اینجهت به جغد مینراوا میماند که آنگاه که رخدادها ظهور مییابند و در پیِ آن غبارِ حوادث فرو مینشیند. دست به تامل سیاسی در باب رخداد میزند؛ چنانکه خودِ هگل دربارهی رخداد انقلاب فرانسه چنین کرد.

خبرگزاری رشد ـ کابل:
دانش؛ جغد نه که عقاب مینروا
درست یادم نیست درجایِ تعبیری قشنگی را از “هگل” خوانده بودم که فیلسوفرا تشبیه بهجغد مینروا کرده بود.
مینروا الههی حکمت، هنر و ابداع در اساطیر روم باستان است که همتای آتنا در اساطیر یونان قدیم محسوب میشود. مینروا در پایانِ روز، نظارهگر رخدادهاست و به تعبیرهگل تنها شامگاهان است که پر میگشاید.
استاد سرور”دانش” بهعنوان یک سیاستمدار، نیز از اینجهت به عقاب مینراوا میماند که آنگاه که رخدادها ظهور مییابند و در پیِ آن غبارِ حوادث فرو مینشیند. دست به تامل سیاسی در باب رخداد میزند؛ چنانکه خودِ هگل دربارهی رخداد انقلاب فرانسه چنین کرد.
امروزه ما با وضعیتِ بسیار بد و نا بههنجار سیاسی، به نام سیاستورزیِ غیراخلاقی و ماکیاولیستی مواجهیم. این وضعیت، از مرحلهی بحرانی عبور کرده و هماکنون به یک فاجعهی تمامعیار رسیده است.
ماهیتِ کارسیاسی در افغانستان شبکهای و مافیایی است چیزیکه در این وسط جایگاه وپایگاه ندارد، ارزش اخلاقی و هنجارِ سیاسی است.
استاد سرور “دانش” جزوِ معدود سیاستگرانی استکه بانیِ سیاستِ ارزشی و متخلق به خُلقِ سیاسیِ هنجاری در کشوراست و دارد ردِ پای مشهود و اثر ملموس در این حوزه از خودش بر جا می گذارد.
عمق راهبردیکه دانش برایِ سیاستورزی در کشور تعریف کرده است. مبتنی بر «تعامل سیاسیِ» هزارهها با تمام اقشارِ سیاسیِ طرف با ما است؛ برخلافِ تاریخِ سیاسیِ ما که همواره بر پاشنهی تقابل سیاسی با جریانهای هدف چرخیده است و کلی تاوان بهحسابِ کارِ سیاسیِ ما واریز کرده است.
دانش؛ با دکترینِ «سیاست نرمش» و اشراف بهقدرتِ نرم، جایگاه سیاسی هزارهها را در(ارگ) تثبیت کرده است؛ اگرچه انتظاراتِ عمومی از مجموعهی معاونیتِ دوم ریاستِ جمهوری بالاست؛ ولی نفسِ حفظ جایگاه و رفتن بهسوی توسعهی بیشتر سیاسی مردم ما درمتنِ تصمیمگیریهایِ کلانِ کشوری، امتیاز کمی نیست که در شرایط ِ کنونی که تمام رهبران سیاسیِ هزاره ـ شیعه بهخاطر «بد بازی کردن» از گود بیرون ماندهاند، استاد سرور”دانش” به حسابِ مردم ما حواله کرده است.
دورزدنِ کارِ سیاسیِ مافیایی و اخلاقیزه کردنِ سیاستورزی در کشور، از خطوطِ قرمزمعاونیتِ دوم ریاست جمهوری است که تا اینجای کار موازنهی سیاسیرا بین قدرت و مردم هزاره حفظ کرده است و تهدیدهای باالقوه را تبدیل به فرصتهای باالفعل کرده است.
استاد دانش؛ صبرِ استراتیژیکِ سیاسی دارد و از خم کوچهی ریاضتِ کارِ سیاسی موفقانه عبور کرده است و مسیر دشواریرا از آوانِ جهاد فرهنگی در حزب وحدت تا نفر سوم کشورشدن پیموده است؛ خیلی از رهبران سنتی هزاره، در کار وبار سیاسیِ خوش درخشیدند؛ ولی دولتِ مستعجل بودند و به اعتراف خود شان در قد و قامت یک «مسافرآواره» و یک «ریش سفید دعا خوان» برای ارگ فروکاست کردند.
دانش جغد که نه عقابِ بلندپرواز مینروای سیاستِ هزارهگی است که آیندهی کارسیاسی هزارهها قشنگ به مدیریتِ مدیرایِ معاونیت دوم ریاست جمهوری گرهخورده است و نگارندهی اینسطور شک ندارد که استاد محمد سرور”دانش” بهعنوانِ یک فیگورِ وزندار و یک آوانگاردِ سیاستِ (بدون خشونت) در حوزهی سیاستِ نوین افغانستان در قد و قامتِ گاندی و ماندلا قرار خواهد گرفت.
و این مسئلهرا تاریخ قضاوت خواهد کرد.
