در کمتر از پانزده روز، ترامپ بار دیگر کشتن ده میلیون انسان را به زبان آورد

همزمان با نزدیک شدن به نتیجه نهایی صلح میان آمریکا و طالبان، ترامپ بار دیگر با اظهارات نسنجیده و نا متعارف اش از کشتن ده میلیون انسان در افغانستان سخن گفت. او روز جمعه (۱۱ اسد) در قصر سفید به خبرنگاران گفته است: «ما در ۱۹ سال گذشته در افغانستان بودیم.
ما در واقع وظیفهی پولیس را در آنجا انجام میدهیم. ما در صورتی که بخواهیم، میتوانیم در افغانستان در دو روز، سه روز و یا چهار روز برنده شویم، اما من نمیخواهم که ده میلیون نفر کشته شوند.»
ترمپ تأکید کرده است که امریکا در افغانستان پیشرفتهای زیادی داشته، اما حالا از راه مذاکره میخواهد حضور خود در افغانستان را کاهش دهد.
این در حالیست که نماینده ویژه آمریکا با طالبان در شهر دوحه پایتخت قطر در میز مذاکره حضور دارد و دو طرف از پیشرفت در مذاکرات اظهار خوشبینی کرده اند. زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان قبل از سفرش در یک رشته توئیت گفته بود که به قطر روان هستم اما قبل اش در پاکستان توقف خواهم داشت؛ اگر طالبان سهم خود را انجام دهند ما نیز سهم خود را ادا خواهیم کرد.
لحن بیانیه آقای خلیلزاد این بار خوشحال کننده و امیدوار کننده تر از قبل بود، وی در مورد آنچه توافق کرده است ابراز امید واری کرد ایشان زمانی که به دوحه رسید در توئیتر اش نوشت « برای از سرگیری گفتگوها با طالبان به دوحه رسیدم. ما به دنبال یک توافقنامه صلح هستیم نه توافقنامه خروج؛ توافقنامهی صلحی که زمینهی خروج را مساعد سازد.
حضور ما در افغانستان وابسته به شرایط میباشد و هر گونه خروج هم وابسته به شرایط خواهد بود.» به نظر میرسد که محتوای اظهارات نرم و امید بخش خلیلزاد با اظهارات تند و بی رویهی ترامپ کاملا در یک تناقض جدی قرار دارد. آقای ترامپ از جنگ نوزده سالهی افغانستان عصبانی است و قدرت نظامی کشورش را به روی افغانها میکشد ولی آقای خلیلزاد در رشته توئیتهایش رویکرد امید بخش؛ اما مبهم را نوید میدهد، ترامپ عقدههایش به کفیدن میآید و نمیتواند حرف دلش را در سینه نگهدارد ولی خلیلزاد از پایان قریب الوقوع بودن پایان منازعه به صورت کلی اطلاع میدهد، سیاست خارجی ادارهی کاملا بی رویه و به هم ریخته به نظر میرسد.
آنچه از این نوع اظهارات ضد و نقیض و عجله آنان برای یک توافق بی بنیاد و دست و پا شکسته نتیجه میگیریم دال بر این است که آقای ترامپ خواهان یک دستاورد کوتاه مدت از جنگ و صلح افغانستان است. عصبانیت ترامپ و کلی گوییهای آقای خلیلزاد بیانگر یک بازی پیچیده در امر صلح و جنگ است. آقای خلیلزاد در ادامه نگاشته است که « طالبان نشانههایی از تمایل برای توافق نشان داده اند.
ما برای رسیدن به یک توافق خوب آماده ایم.» منظور از « توافق خوب» معلوم نیست چگونه توافقی است، اگر این توافق خوب، مبنی بر تضمین تحریک طالبان در قبال استحکام ثبات ریشهی و دوام دار باشد که کاملا مورد قبول همگی است و نظامیان ایالات متحده نیز با خیال راحت به کشور شان بر میگردند؛ البته تضمینی که طالبان در آن ذکر کند که هیچگاه از مناطقی که تحت تصرف آنان بود بر علیه امنیت ملی افغانستان، چه بنام داعش و القاعده و یا هر گروه دیگری که باشد تهدید صورت نمیگیرد، در گفتمان صلح، توافق خوب این است که طرفین گفتگو، صلح دائم را در مناطق منازعه خیز تضمین نمایند، مردم افغانستان از این مسئله نگران اند که مبادا حکومت ایالات متحده در یک عجلهی بی حساب، به یک تعداد شکمبوهای مفت خور تحت نام طالب امتیاز سیاسی بدهند و چنین اشخاص را با قبول بعضی شروط شان به بدنه دولت بیاورند؛ اما شاخه نظامی آنان بدون اطاعت از نمایندگان قطری تحت نام و عنوان جدید وارد جنگهای خونین تر شوند. افغانستان یک کشور در حال منازعه است که تجربه صلح بی بنیاد و فاقد تضمین را بارها تجربه کرده است و این روند در تاریخ کشور ناکام بوده است.
آقای ترامپ تنها به فکر و خیال توافق کوتاه مدت نباشد، اغفال از مسئله افغانستان و اعتماد به تروریزم، پیامد تلخی برای این کشور و اتحادیه اروپا خواهد داشت. تروریزم مرز و قلمرو نمیشناسد، آنان با داعیه جهاد در برابر تمام پدیدههای مدرن و دنیای غرب میجنگند. افغانستان جغرافیای مناسب برای این طیف فکری است و ایالات متحده آمریکا، تجربه تلخ فراموشی افغانستان را با هدف قرار گرفتن ساختمان تجارت جهانی دو دهه قبل چشید.
لذا اگر ترامپ آنقدر توانایی نظامی خوبی دارد، میتوانست با یک اراده قاطع به قول خودش در مدت ۱۹ سال حضور در جنگ افغانستان چند نفر تروریست موتور سیکل سوار را مهار کند. اقای ترامپ به جای حرف زدن احساساتی و اعلان دشمنی پنهان با مردم افغانستان، بهتر است روی گزینه اعمال فشار بر گروه و جریانهای فکری خاصی متمرکز شود که انسانیت منهای خودشان را به شمول آمریکا و غرب تهدید میکند. مردم افغانستان از بلوفهای رسانهی و حرافیهای احساساتی ایشان هراسی ندارند، افغانها با دولت آقای ترامپ در جنگ نیست که ایشان برای دومین بار مردم افغانستان را مخاطب قرار میدهد؛ این مردم در همکاری تنگاتنگ با نیروهای بین المللی، بیشتر از آمریکا و غرب در مبارزه با هراس افگنی تلفات داده اند، نیروهای امنیتی افغان بار جنگی را به دوش میکشند که تهدید آن مستقیما متوجه آمریکا و غرب است.
این مردم از حضور و همکاری مشترک همکاران بین المللی به رهبری ایالات متحده در افغانستان قدردانی میکنند؛ اما مدیون و منت بردار هیچ کشوری نیست. افغانها تا زمانی با نیروهای بین المللی و آمریکاییها همکار اند که هویت ملی آنان مورد اهانت قرار نگیرد، اگر هر کشوری خارج از قواعد بازی و دیپلماسی گام فراتر بگذارد با واکنش سخت مردم افغانستان مواجه خواهند گردید؛ لذا انتظار میرود که دولت آقای ترامپ بجای اینکه با مردم افغانستان دشمن تراشی میکند بهتر است که در مورد دیدگاه خود بازنگری نماید، صف تروریزم را از صف افغانها تفکیک کند مردم افغانستان بیشتر از تمام کشورهای درگیر جنگ در افغانستان تلفات مادی و انسانی در مبارزه با تروریزم متقبل شده است؛ بنا بر این عجله در امر توافق با طالبان و اظهارات تند به نشانه مردم افغانستان و حرفهای سربسته و کلی گوییهای آقای خلیلزاد از جریان پروسه صلح، نه تنها که مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه چنین کم دقتیها در آیندهی کوتاه تهدید نظم نوین جهانی را در قبال خواهد داشت.
احمد مختار قادی
