طالبان ببرهای کاغذی یا پهلوانان پنبهای؟
اما در نُزده سال اخیر؛ چرخش صد و هشتاد درجهای امریکا و دوستانِ خارجیِ افغانستان در سیاستِ قلع و قمعِ طالبان، فرصتی ایجاد شد که طالبان از کوهها به روستاها سرازیر شوند

حملاتِ طیارهبمبهای القاعده به برجهای دوقلویِ نیویورک و ساختمان پنتاگون مقدمهی شد تا بزرگترین و مجهزترین ارتشِ نظامیِ دنیا به مواضع طالبان در افغانستان حملاتِ برقآسای خودشرا شروع کند و ظرف چندماهی، تمام سیطرهی این گروه را از افغانستان بپیچند و گروه طالبان را به کوههای دورد دستِ ولایاتِ جنوبی و شرقیِ کشور متواری سازد.
اما در نُزده سال اخیر؛ چرخش صد و هشتاد درجهای امریکا و دوستانِ خارجیِ افغانستان در سیاستِ قلع و قمعِ طالبان، فرصتی ایجاد شد که طالبان از کوهها به روستاها سرازیر شوند؛ ولی با آمدنِ ترامپ در کاخِ سفید، باعث شد که امریکاییها به طالبان امیتاز های کلانی را قایٔل شوند از جمله رسمیتبخشیدنِ دستگاه دپپلوماسی این گروه در قطر، زمینهرا مساعد ساخت که طالبان، بر بزرگ های شهر افغانستان نزدیک شوند.
مذاکراتِ اخیر در دوحهی قطر و سازشِ امریکاییها با گروه طالبان، این گروه را لوث و پُررو ساخت تا جاییکه درمذاکراتِ بین الافعانی آمدند خطوطِ قرمز تعریف کردند و به جهانیان اعلان کردند که ما افغانستان را سه دهه به عقب خواهیم برد.
گروه طالبان؛ همه چیز را ازعینکِ امارت اسلامی با قرایٔتِ خود شان میبینند و امارت اسلامی تجربهی تلخی از نوع حکومتداری قرون وسطایی است که مردم افغانستان یک بار طعم تلخ آن را چشیده اند.
طالبان؛ هنوز هم به فرهنگ همپذیری در افغانستان باور ندارند و نگاه شان از بالا به پایین است و از گفتمانهای پلورال و اندیشه های تکثرگرا و چندصدایی در حوزههای قومیت، مذهب و زبان هراس دارند.
طالبان؛ در دقایقِ اکنون، ببرهای کاغذی و پهلوانانِ پنبهای را میماند که امریکاییها در راستای تامین منافع خود شان ساخته اند و اگر خواستِ جمعیِ مردم افغانستان روی درهمکوبیدن این گروه، موازی با مورالِ قویِ قوایِ مسلح کشورعجین گردد شک نداریم که این گروه دوباره به حاشیه میرود و لااقل ازبلندپروازیهای شان در رابطه با نسخهپیچیدن برای آیندهی کشور و مردم افغانستان دست میکشند.
