عملکردهای متضاد از قطر تا افغانستان، پروژه جنگ مختل کننده پروسه صلح
از منظر اصول دیپلماسی جنگ و صلح، وقتیکه دو جانب منازعه بر سر میز مذاکره دور هم جمع میشوند، تا ختم مذاکرات آتش بس اعلان میگردد، اما این گروه با توجه به اینکه دچار توهم و خود شیفتگی گردیده است جهت موفقیت در پروسه صلح، پروژه جنگ را تشدید مینماید

خبرگزاری رشد، کابل: آغاز افتتاحیه مذاکرات بین الافغانی صلح وارد دومین هفته شد، طی این مدت قرار بود نتایج ملموس و قابل قبول از این روند به دست آید؛ اما آنچه که مردم انتظار داشت چنین نشد، دومین هفتهی این مذاکرات در حالی فرا میرسد که تیمهای تماس هردو جانب بر سر مسئلهی برخی از نکات اصول رفتاری به توافق دست یافته اند که تا کنون جزئیات بیشتر در مورد آن نداده است، واقعیت این است که گروه طالبان یکباره از مغارهها پایین شده و سکونت در بهترین اماکن تفریحی و محیط زیستی کشور قطر و دنیای خارج، آنان را دچار توهم و خود بزرگ بینی کاذب نموده است، وجهه روز افزون اهمیت بین المللی این گروه نسبت به قبل افزایش یافته است، آنان در لیست سیاه سازمان ملل متحد نیست، سفرهای شان به صورت قانونی در هر گوشه دنیا جواز دارد، مشروعیت سیاسی آنان نیز مورد پیگیری جدی بعضی کشورهای همسایه و کشورهای حوزه خلیج قرار دارد، لذا همین موارد است که آنان را در پندار خود شان میدان دار جنگ و صلح ساخته است.
از منظر اصول دیپلماسی جنگ و صلح، وقتیکه دو جانب منازعه بر سر میز مذاکره دور هم جمع میشوند، تا ختم مذاکرات آتش بس اعلان میگردد، اما این گروه با توجه به اینکه دچار توهم و خود شیفتگی گردیده است جهت موفقیت در پروسه صلح، پروژه جنگ را تشدید مینماید، بنا به گزارش اتحادیه اروپا، طی پنج سال اخیر بیشترین خشونت از آدرس طالبان در هفتههای اخیر رقم خورده است، لذا از چنین عملکردها میتوان به این نتیجه دست یافت که آنان میخواهند همزمان میدان دار جنگ و صلح باشند.
وقتیکه گفتگوی صلح در قطر جریان دارد تشدید جنگ در افغانستان مفهوم خودش را از دست میدهد این گروه هم اکنون در یک جنگ بی معنی و فاقد توجیه اصولی، آب در هاوان میکوبد.
اظهارات اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا تیغ طالبان را تیز تر از قبل مینماید، آقای ترامپ پیرامون اظهارات اش هر هدفی را که تعقیب مینماید در نوع خودش مرتکب بزرگترین خطای استراتژیک گردیده است از هر زوایه که به موضوع بنگریم نهایتا به این نتیجه میرسیم که طالبان میزان خشونت ها را به هدف تسخیر قدرت افزایش دهند، اما اگر جنگ و خشونت تعیین کننده سرنوشت سیاسی بود طالبان طی این مدت به چنین هدفی موفق میشدند، لذا جنگ راه حل معضل کنونی نیست بهتر است که رهبران طالبان با استفاده از فرصت موجود، تمرکز شان را در مورد تحقق صلح وقع بگذارند.
همه میدانند که زمینه و بستر پذیرش نظام طالبانی در افغانستان مهیا نیست و این گروه هیچگاه به چنین خواستهی دست نخواهد یافت، لذا فقط در گرو همپذیری و تفاهم جمعی است که میتوان حکومت داری مشارکتی را تجربه نمود و افغانستان را از باتلاق خشونتهای موجود نجات داد، در اینصورت هم طالبان به زندگی اهلی رو می آورند هم اینکه زمینهی توسعه و رشد افغانستان بهتر از هر زمان دیگر مهیا میگردد.
